صفحه 1
استاندارد

آيا دليل گناه کردن بشر تقصير شيطان می باشد؟

جواب این سوال بی شک واضح و آشکار است ٫ خیر اینگونه نیست.

 آدم و حوا هردو اين اختيار و حق را داشتند كه به شيطان گوش ندهند و تشخيص دروغ او را داشتند و انتخاب كامل با آنها بود كه از نزد خدا جدا شوند يا نه . تقصير شيطان نمي توان گذاشت .  البته شيطان وسوسه كرد و هنوز هم ما انسان ها را وسوسه مي كند ولی قادر به مجبور كردن ما به انجام گناه نيست . انسان خودش انتخاب مي كند كه به شيطان گوش دهد و دستورات او را اطاعت و اجرا كند . افرادى كه در كنترل شيطان و ارواح پليد قرار مي گيرند در يك زمان در گذشته خود به ارواح حق صحبت كردن به افكار خود را داده اند . در اين صورت ارواح حق كنترل و يا تاثير گذاشتن و يا به لفظ جنگ روحانى معنى حق ورود به روان (فكر ـ احساسات ـ اراده ) يك شخص را پيدا كرده اند . و اين امكان دارد كه با اجازه خود شخص بوده و يا به خاطر موقعيت خاص روحى و روانى  و يا حتى گناه شخص ديگرى اين اجازه به شيطان و ارواح داده شده است .  اما خوشبختانه آنانى كه به مسيح ايمان دارند مي توانند اين نوع كنترل ها و حق مالكيت هاى بى جاى شيطان و ارواح پليد را پس بگيرند .

استاندارد

عيسى در مورد خود چه مى گويد؟

من و پدرم خدا یکی هستیم.

 «انجیل یوحنا۳۰ : ۱۰»

در عصر امپراطوری روم، در یکی از استانهای زیر سلطه آنها بنام جلیل، مردی که  حدودا سی سال داشت ظاهر شد و حرفها و کارهای شگفت انگیزش قابل توجه همه قرار گرفت. او استطاعت مالی و سیاسی نداشت و لباسی محقر می پوشید. در حدود سه سال از جایی به جای دیگر رفته به تعلیم و معالجه پرداخت. سپس به دست مقامات مذهبی و سیاسی که از محبوبیت روز افزون او هراسان بودند مصلوب شد! مرگ او به جای آنکه پیروانش را پراکنده کند، نهضت انقلابی و معنوی  بزرگی را بدنبال داشت که اثرات آن هنوز در این جهان بعنوان تنها و نیرومندترین عامل خیر و خداشناسی به شمارمیرود.

عقیده ما درباره این مرد که عیسی مسیح نام دارد چه باید باشد؟اگر او پسر خدا و مسیح، همان منجی بشر نیست پس ما باید خود را برای زندگی در این دنیای تاریک و تار و پر از ناامیدی آماده کنیم. اگر پسر خدا و منجی بشر است، پس باید به او عشق و صداقت کامل بورزیم. عیسی مسیح  بدون شک، خداوند جلال می باشد که انسان شد. شاهد این ادعا عقاید و گفته های عیسی درباره خودش میباشد.

عیسی مسیح درباره خود سخنانی فرموده که هیچکس جرات گفتن آنها را ندارد. او دعوی وجود واحد و اقتدار معنوی کرد. عیسی مسیح این دعاوی شگفت انگیز را ساده و صادقانه و با فروتنی تمام اظهار داشت. فرض کنید که شخصی به ما بگوید:(…هیچ کس نمیتواند به خدا برسد مگر بوسیله من  « یوحنا۶ :۱۴»)

یا ( این نان حقیقی، خود من هستم …. «یوحنا ۳۵ :۶ ») یا ( من نور جهان هستم، هر که مرا پیروی کند، در تاریکی نخواهند ماند. زیرا نور زنده راهش را روشن میسازد  «یوحنا۱۲  :۸») و جملات زیادی که نه تنها این مقاله، بلکه تمام کتابهای جهان ظرفیت نوشتن آنرا ندارند.

درباره آنچه عیسی فرمود و همچنین وعده هایش کمی بی اندیشید. او فرمود  آسمان و زمین از میان خواهد رفت، ولی سخنان من تا ابد پابرجا خواهد ماند  «انجیل مرقس۳۱  : ۱۳») یا ( … مردم با نوشیدن این آب، باز هم تشنه میشوند. ولی آبی که من به ایشان میدهم، در وجودشان تبدیل به چشمه ای جوشان میشود که دایم به آنها آب حیات میدهد و ایشان را به زندگی جاوید میرساند  «انجیل یوحنا۱۴-۱۳ : ۴»)

( شما می توانید با بردن نام من، هر چیزی از خدا درخواست کنید، و من آن را به شما خواهم داد…..

«انجیل یوحنا۱۳ : ۱۴») یا( گوسفندان من صدای مرا می شنوند، من نیز ایشان را میشناسم و آنها به دنبال من می آیند. من به ایشان زندگی جاوید می بخشم تا هرگز هلاک نشوند. هیچکس نیز نمیتواند ایشان را از دست من بگیرد  «انجیل یوحنا۲۸ – ۲۷ : ۱۰»).

علاوه بر این، عیسی مسیح خود را بحق، بالاتر از بزرگترین انسانها و پاکترین سازمانهای بشری و ما فوق عالیترین مراجع اقتدار جهان میداند و میفرماید:( اما شخصی برتر از سلیمان اینجاست «انجیل لوقا  ب ۳۱ : ۱۱»)

مسیح خود را برتر از کنیسه و روز سبت میدانست و فرمود:( من صاحب اختیار روز شنبه- سبت- هستم «انجیل لوقا ۵ :۶»). ( وقتی مسیح را از زمین بلند کردید، او نیز همه را بسوی خود بالا خواهد کشید «انجیل یوحنا۳۲ : ۱۲»).

عیسی مسیح جرات کرده خود را با خدا یکی و برابر میداند:( من و پدرم خدا یکی هستیم  «انجیل یوحنا۳۰ : ۱۰») مردم آن زمان میدانستند که منظور عیسی چیست، پس برای کشتن او سنگ برداشتند! در فصل پنجم انجیل یوحنا، چنین آمده است :  ….عیسی به افلیجی نگاه میکند که سی و هشت سال زمینگیر بود و از او میپرسد که میخواهد شفا بگیرد؟ آن مرد دلیل و علت این که تاکنون شفا نیافته را بیان میکند ….. ، آنگاه عیسی به او فرمود: (  برخیز، بسترت را جمع کن و به خانه برو!)….. .

روزی که این معجزه روی داد، شنبه – سبت- بود و طبق شریعت یهود هیچکس نمیبایست کاری انجام دهد. رهبران مذهبی یهود چون آن مرد را شفا یافته و با بستر جمع شده بسوی خانه روانه دیدند، سخت خشمگین شدند. آنها منکر معجزه و رحمت عیسی  نبودند، ولی اعتقاد داشتند  که عمل او با سنت آبا و اجداد آنان مغایرت دارد!

پس عیسی را به شکستن قانون روز شنبه – سبت-  متهم ساختند! در آیه ۱۷ از بخش ۵ انجیل یوحنا پاسخ عیسی را به آن مدعیان میخوانیم:( پدر من خدا همیشه کارهای نیک انجام میدهد، و من نیز از او پیروی میکنم) و به این دلیل یهودیان بیشتر قصد کشتن او را کردند، چون نه تنها سبت راشکست، بلکه خدا را پدر خود خوانده و خودش را با او برابر میدانست.

بعضی از خوانندگان عزیز شاید به این نکته توجه کرده باشند که بیشتر اشارات فوق از انجیل یوحنا مخصوصا به این منظور نوشته شده که عیسای مسیح را فرزند خدا معرفی کند. شاید این اشارات بیان کننده بعدی کلیسا باشد تا منظور پیام خود عیسی، ولی ما نمیتوانیم این دعاوی عیسی را از محتویات انجیل جدا کنیم، چون این دعاوی جز تار و پود انجیل است و اگر آنها را از داستان عیسی حذف کنیم، بنای اعتقادی و دیانت فرو میریزد.

استاندارد

دعایی گناهکار چیست؟

هنگامی که شخص گناهکار عمیقاً درک میکند گناهکار است و احتیاج به نجات دهنده دارد، در حضور خدا دعا می کند تا آمرزیده شده حیات جاودانی بیابد. این دعا، دعای گناهکار نام دارد. دعای گناهکار، به خودی خود چیزی را عوض نمی کند. این دعا زمانی مؤثر است که بیانگر شناخت، درک، و ایمان شخص از گناه و احتیاجش به نجات (در مسیح) باشد.

اولین جنبۀ دعای گناهکار حاوی این مطلب است که شخص فهمیده باشد که گناهکار است. رومیان ۱۰:۳ می گوید: " چنانکه مکتوب است "کسی عادل نیست، یکی هم نی." کتابمقدس بطور واضح تعلیم می دهد که همۀ ما گناه کرده ایم، و بخاطر گناهکار بودنمان، همۀ ما مُحتاج رحمت و آمرزش الهی می باشیم (تیطس ۵:۳ـ۷) زیرا گناه ما را مستحق مجازات ابدی کرده است (متی ۴۶:۲۵). دعای گناهکار در واقع خواستۀ پر التماس یک گناهکار است که از خدا می طلبد، به عوض اینکه او را بخاطر گناهانش مورد غضب و داوری قرار دهد، فیض و رحمت الهی به او عطا نماید.

دومین جنبۀ دعای گناهکار حاوی این مطلب است که شخص گناهکار آنچه را که خدا برای معالجۀ وضعیت گناه آلود و مُهلک ما انجام داده است، درک کرده باشد. خدا جسم پوشید و در شخص عیسی مسیح قالب انسانی بخود گرفت (یوحنا ۱:۱ ، ۱۴). در حالی که زندگی زمینی وی مقدس و بدون گناه بود، تعالیمش در مورد خدا بود (یوحنا ۴۶:۸ ؛ دوم قرنتیان ۲۱:۵). او به جای ما بر روی صلیب مُرد و بدین وسیله مجازاتی را که ما مستحق آن بودیم، بر خود گرفت (رومیان ۸:۵). عیسی مسیح، پس از مَرگ، از مُردگان برخاست و بدین ترتیب پیروزی خود را بر گناه و مَرگ و جهنم ثابت نمود (کولسیان ۱۵:۲ ؛ اول قرنتیان باب ۱۵). با در نظر گرفتن مطالبی که گفته شد، اگر ما فقط به عیسی مسیح ایمان آوریم، آمرزش گناهان و وعدۀ حیات ابدی به ما داده خواهد شد. در نهایت آنچه ما باید انجام دهیم این است که ایمان آوریم او به جای ما مُرد و روز سوم از مُردگان قیام نمود (رومیان ۹:۱۰ـ۱۰). نجات ما تنها توسط فیض خدا، فقط به وسیلۀ ایمان، و تنها از طریق عیسی مسیح میسّر است. در افسسیان ۸:۲  می خوانیم: " زیرا که محض فیض نجات یافته اید؛ بوسیلۀ ایمان. و این از شما نیست بلکه بخشش خداست."

گفتن دعای گناهکار فقط راهی است برای اینکه شخص گناهکار در حضور خدا اقرار می کند که برای نجات یافتن تنها به عیسی مسیح اعتماد دارد. "کلمات" و یا "دعای سحرآمیزی" وجود ندارد که باعث نجات شما بشود. تنها و تنها ایمان به مَرگ و قیام عیسی مسیح است که قادر است ما را نجات ببخشد. اگر شما واقعاً مفهوم گناهکار بودن و احتیاج خود به نجات را درک کرده اید، می توانید از نمونه دعای زیر به عنوان " دعای گناهکار،" برای ابراز ایمان خود استفاده کنید.
 

استاندارد

دلايلی براي ايمان

قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مي‌نمايد به واقعيت آن ايمان مي‌آورد، وجود دارد:

پيشگويي: ابتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. ( لوقا ۱۸: ۳۱-۳۳ )
 قبر خالي: دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست.  اين داستان كتاب‌مقدسي نمايانگر قبري است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود.   اگر كسي ادعا مي‌نمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ مي‌توانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند. دشمنان عيسي هم بدن او را بر نمي‌داشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او مي‌شد.

ملاقاتهاي شخصي: سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش مي‌باشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را مي‌شناختند و به مردم بسياري مثلاً ۵۰۰ نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. ( اول يوحنا ۱:۱)

تولد كليسا: چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي ميباشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود. ( اعمال ۲: ۱۴-۳۶ ) بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش مي‌باشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا مي‌توانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود. زندگيهاي تغيير يافته: پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( لوقا ۲۴: ۱-۱۱ ) بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بيهدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را شورانيدند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مجرميت خود را ميدانستند يعني ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح و اين اصلي ارزشمند براي مردن محسوب مي‌گشت. در طي ۴۰ سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديده‌ام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است. كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه مي‌گويند كه من وقتي را براي مطالعه كتا‌ب‌ مقدسي و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشته‌ام.

خدايي زنده: به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمي‌نگرند بلكه در رابطه‌اي زنده و شخصي با خداي زنده بسر مي‌برند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مي‌نمايند بركت مي‌دهد. در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناخته‌اند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار داده‌اند، پيوسته‌اند. فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين مي‌گويد: " در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح مي‌تواند آن را پر سازد". آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان مي‌دهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطه‌اي محبت‌آميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است.

 

استاندارد

چرا نوشتن اناجیل ۳۰ تا ۶۰ سال بطول انجامیده است؟

دلیل اصلی این بود که بلافاصله پس از مرگ و قیام مسیح نیازی احساس نمیشد که چنین مطالبی نوشته شود.

در آغاز، انجیل دهان به دهان در اورشلیم منتشر گردید. هیچ نیازی برای ثبت نوشتهای از زندگی مسیح نبود زیرا کسانی که در نواحی اطراف اورشلیم زندگی میکردند، خود شاهدان عینی عیسی بودند و به خوبی از خدمت وی آگاهی داشتند. (اعمال رسولان ۲ : ۲۲، ۳ : ۱۳، ۴ : ۱۳، ۵ : ۳۰، ۵ : ۴۲، ۶ : ۱۴ و غیره)

اما زمانی که انجیل به خارج از اورشلیم انتشار یافت، دیگر شاهدان عینی آماده و در دسترس نبودند، لذا جهت تعلیم درباره زندگی و خدمت عیسی نیاز بود تا گزارش وقایع به صورت مکتوب در آید. بسیاری از محققین زمان نگارش انجیل را حدود ۳۰ الی ۶۰ سال پس از مرگ عیسی تخمین زدهاند.

لوقا در این رابطه اطلاعات بیشتری ارائه کرده و اظهار میدارد: «از آن جهت که بسیاری دست خود را دراز کردند به سوی تالیف حکایت آن اموری که نزد ما به اتمام رسید، چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را منالبدایه به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم ای تیوفلس عزیز، تا صحت آن کلامی را که در آن تعلیم یافتهای دریابی.» (لوقا ۱ : ۱ – ۳)

یوحنا نیز دلیل نگارش انجیل خود را بیان میکند: «و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد. لیکن اینقدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خداست و تا ایمان آورده، به اسم او حیات یابید.» (یوحنا ۲۰ : ۳۰ و ۳۱)

آری. اگر قرار است ایمان دارای ارزش باشد، آنگاه بایستی بر پایه حقایق و واقعیات بنا شده باشد. در اینجا دلیل این موضوع را میبینیم. اگر سوار بر هواپیمایی به مقصد لندن باشید، احتمالاً ایمان دارید که هواپیمای جت دارای سوخت کافی است، از لحاظ فنی قابل اعتماد است، خلبانی کارآزموده دارد و هیچ تروریستی در هواپیما نیست. اما این ایمانتان نیست که قادر است شما را به لندن برساند. ایمان شما تا جایی مفید است که باعث شود سوار هواپیما شوید. اما آنچه در حقیقت شما را به لندن میرساند بیعیب و نقص بودن هواپیما، خلبان و غیره است. شما میتوانید به تجربیات مثبت قبلی خود در پرواز تکیه کنید. اما برای اینکه هواپیما به لندن برسد تجربیات مثبت شما کافی نیست. آنچه که اهمیت دارد دلیل ایمان شماست . . . آیا قابل اتکا است؟

آیا عهد جدید ارائهای دقیق و قابل اعتماد درباره عیسی است؟ بله. ما میتوانیم به عهد جدید اطمینان داشته باشیم زیرا حقایق متعددی از آن پشتیبانی میکند. این مقاله نکات زیر را مورد بررسی قرار داد: همرأی بودن مورخین، موافقت باستانشناسی، بیوگرافیهای نوشته شده در هر چهار انجیل با یکدیگر تطابق دارند، رونویسی مدارک و اسناد به طرز جالب توجهی اصالت اولیه را محفوظ داشته است، دقت بالایی در ترجمهها وجود دارد. تمامی اینها پایه و اساس محکمی است تا آنچه را در عهد جدید میخوانیم باور کنیم که: «عیسی خداست، او مجازات گناهان ما را قبول کرد، و از مردگان قیام نمود.»

استاندارد

بشارت دادن چیست؟

بشارت دادن
معنای سادۀ عبارت بشارت یعنی، آوردن خبر است. همین عبارت در زبان انگلیسی یعنی آوردن خبر خوش استخراج شده است. شیرازه و دلیل بودن این عبارت در الهیات مسیحی ربطی مستقیم با طرح الهی خود خدای ما دارد نه اینکه ربطی به فرقۀ خاص داشته یا فرد خاصی آن را اختراع کرده باشد.
اشعیاء نبی ۵۲: ۷
ضروری است. زیرا ایمان آوردن و نجات یافتن از شنیدن کلام خدا آغاز میشود.
رومیان ۱۰: ۱۳- ۱۴
این نجات که از بشارت آغاز میشود، به دریافت حیات ازلی شخص منجر میشود و این دقیقا همان دلیلی است که عیسی مسیح بر بالای صلیب مرد.
یوحنا ۹: ۳۵- ۳۹
همانطور که مسیحیت بدون شخصیت خدایی عیسی مسیح هیچ معنایی ندارد، ایمان مسیحی نیز بدون بشارت دادن به این خداوندی عیسی مسیح ، ایمانی زنده نیست. وقتی ما بشارت میدهیم، فرقه و عقیده و باور خودمان را بشارت نمیدهیم بلکه خود کتابمقدس را و آنچه در آن به ما تعلیم داده شده است.
بشارت دادن یک پیشنهاد یا یک میل شخصی با یک سلیقۀ گروهی نیست، یک فرمان مستقیم از جانب خود عیسای خداوند است؛ اجرا نکردن این فرمان، نااطاعتی به فرمان خداوند و نجات دهندۀ ماست.
متی ۲۸: ۱۸- ۲۰
لوقا ۲۴: ۴۸
کلیسای اولیه تمام قوت خودش را در راستای بشارت دادن به عیسای قیام کرده و انجیل نجات بخش صرف میکرد.
اعمال رسولان ۱: ۸ و ۵: ۴۲ و ۸: ۴ و ۱۲ و ۲۶ و ۱۶- ۱۸
پولس رسول به ایمانداران کولسی مینویسد که انجیل مسیح به تمام دنیای آن روز بشارت داده شده است.
کولسیان ۱: ۲۳
بشارت دادن چیست؟
اما بشارت دادن، به زبانی ساده آن: در میان گذاشتن خبر مرگ و رستاخیز عیسای مسیح بر طبق کتاب مقدس میباشد: عیسای مسیح که خدای متجسم بود، به روی زمین آمد، برای گناهان ما بر بالای صلیب مرد، دفن شد، روز سوم قیام کرد و امروز زنده است و با ایمان آوردن به او، شخص توسط ایمان به خداوندی عیسای مسیح، نجات را دریافت خواهد کرد، یعنی دریافت حیات ازلی و زیستن در جلال خدا.
اول قرنتیان ۱۵: ۳- ۴
اعمال رسولان ۲: ۳۲- ۴۰
اعمال رسولان ۱۷: ۳۱
اساس و اصول بشارت دادن بر طبق کتاب مقدس چند شالودۀ اساسی بشارت را اینگونه قید میکند:


الف- باید بر اساس خداوندی عیسای مسیح باشد. نجات در کس دیگری جز عیسی مسیح برای ما مهیا نشده است.( اول قرنتیان ۱: ۲۳ و اعمال ۴: ۱۲ و یوحنا ۱۴: ۶ و اعمال ۲۰: ۲۱ )
ب- باید نیت و قصد بشارت در ما باشد. ( یوحنا ۴: ۳۹- ۴۲)
پ- باید با هدایت روح القدس باشد. ( اعمال ۱: ۸ و ۲: ۴۳ و ۱۳: ۱- ۳ و ۱۰: ۱۹- ۲۰ )
ت- باید فرهنگ و زمینۀ سنتی مردمی که به آنها بشارت میدهیم را درک کنیم. (ملاقات نیقودیموس با عیسای مسیح یوحنا فصل ۳٫ ملاقات مسیح با زن سامری یوحنا فصل ۴٫ پولس رسول و بشارت دادن او در میزگرد روشنفکران یونانی اعمال فصل ۱۷ )*. ( * صفحات ۹۳- ۹۶ )
یک اصل اساسی در بشارت دادن
هر بشارتی به نجات و اعتراف ایمان شخص ختم نخواهد شد. فراموش نکنیم که ما نجات دهندۀ مردم نیستیم بلکه خود خدا. ما فقط خادمین رساندن خبر هستیم.
متی ۱۹: ۲۵- ۲۶
کار ما بشارت دادن و کار خداوند نجات دادن است.
مرقس ۴: ۲۶- ۲۹
اعمال روسولان ۱۳: ۴۶: ۴۸
سه اخطار بزرگ
در راه بشارت دادن انجیل عیسای مسیح باید از سه اخطار بزرگ جدا آگاه باشیم:
الف- نه انجیل دیگری. باید انجیل عیسای مسیح را بشارت بدهیم نه انجیل دیگری را. نه انجیل یا خبری که در اساس و آغاز خدمت عیسای مسیح نبوده، در کلیسای اولیه نبوده و در تاریخ کلیسا نبوده است. آنانی که انجیل شفا و خوشی و معجزه و ثروت و کامیابی و پیروزیها را بشارت میدهند، انجیل مسیح را بشارت نمیدهند بلکه انجیل خودشان را.
اعمال رسولان ۱۵: ۲۴
غلاطیان ۱: ۶- ۱۰
ب- آمادگی برای جفا دیدن. دنیای ما دنیای مخالفت با عیسای مسیح و انجیل اوست، در نظر نگرفتن، موعظه نکردن و بشارت ندادن آن، نقص عظیمی در بشارت ماست. پس با بشارت دادن انجیل باید آمادۀ ازار و جفا باشیم هم برای خودمان و هم برای آنهایی که به آنها بشارت میدهیم. مخالفت و مقاومت در برابر بشارت انجیل غیرقابل انکار و چشم پوشی است. اگر خود مسیح را برای بشارت دادن پادشاهی آسمانی  توهین و شکنجه و ازار دادند، ما نیز قطعا مستثنی نخواهیم بود. پس باید در زمان بشارت دادن انجیل نجات بخش با توجه به زمینۀ فرهنگی و دینی مردم، از خطرات و شکنجه و ازار انجیل هرگز کوتاهی نکنیم.
لوقا ۹: ۲۳- ۲۴ و ۱۴: ۲۵- ۳۰
یوحنا ۱۶: ۱- ۳
اعمال رسولان ۱۴: ۲۲
ت- هیچ شرمی در انجیل نیست. انجیل عیسای مسیح، خبر قوت و فیض و حیات ازلی خداست، پس هیچ شرمی در بشارت آن نباید باشد، اگر که به آن اینچین ایمان آورده ایم. پس در انجیل مسیح هیچ شرمی نیست.
رومیان ۱: ۱۶
اول قرنتیان ۱: ۱۷- ۱۹ و ۹: ۱۶
دوم تیموتائوس ۱: ۷- ۹

 

گپ

چرا مسیح بر روی صلیب خودش را نجات نداد، تا معجزهای باشد که همه ایمان بیاورند؟

اول باید یادآوری کرد که ما آزادانه باید ایمان بیاوریم، و چندین مرتبه بعضی از یهودیان خواستند که عیسی مسیح، نشانه بزرگی در آسمان انجام دهد که همه ایمان بیاورند،) متی ۸۳:۲۱ و ۸۶:۸) و همچنین زمان مرگ عیسی بر صلیب، )مرقس ۸۳:۲۳) این ارتباط دارد با وسوسه شیطان در شروع ماموریت عیسی، چون اگر از باالی کنگره معبد خود راه پایین میانداخت همه تعجب کرده و اجباراً ایمان می آوردند که عیسی هیچ وقت به خاطر احترام به وجدان ما همچنین کاری را انجام نداده .

امروز نیز خداوند به اندازه کافی به ما نشانه نشان میدهد که ما ایمان بیاوریم ولی نه بیشتر، در نهایت این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم، چون انسان هستیم نه برده … و معموال عیسی آن زمان نیز به کسانی شفا میداد که از قبل به او ایمان داشتند، یادآوری میکنم که عیسی بره خدا گناهان ما راه بر عهده گرفت، )یوحنا ۸::۳) و باید یادآوری کرد که اصوال گناه آدم، رد کردن اراده خدا می بود به خاطر تکبر، و نتیجه آن قطع کردن ارتباط با خدا که سرچشمه زندگی است بنابراین مرگ)افرینش باب۲) و برعکس عیسی با فروتنی کامل اراده خدا را به اراده خودش ترجیح داد و او را اطاعت کرده و نتیجه گناه ما را به عهده گرفت و با فروتنی، آخرین جایگاه، یعنی مرگ بر روی صلیب ) مرگ بردهها ( را تحمل کرد و در هاویه یعنی جایگاه مردگان فرو رفته تا همه ما را با رستاخیز خود نجات دهد، برای درک بیشتر این راز بزرگ چند متن یاد آوری میکنم

۳۶: ۲۳ و ۲: متی ۲۱:۸: یوحنا ۸::۳