صفحه 1
استاندارد

هفت دلیل قیام مسیح از مرگ بر طبق آیات کتاب مقدس

عیسای مسیح با قیام خود از مرگ :

۱- قدرت خدا را ثابت نمود. ” …زیرا همانطور که پدر مردگان را زنده می کند …” ( یوحنا ۵ : ۲۱ )
دلیل آن:
می گویند :مگر امکان دارد مرده ای زنده شود؟ ای ریاکاران!مگر شما به خدای خالق ،توانا،قادر ایمان ندارید؟مگر خدا نمیمراند و زنده نمی کند؟ اگر خدا قادر است از نطفۀ ناچیز انسانی هوشمند مانند شما بسازد!اگر بقول شما کسی قادر بود تا با شمشیر خود ماه را به دو قسمت تقسیم کند(!!؟) آیا همان کس قادر نیست همچنین مرده ای را برخیزاند. کتاب مقدس مینویسد :” خداوند یهوه به این استخوانها چنین می گوید اینک من روح به شما در می آورم تا زنده شوید.” ( حزقیال ۳۷ : ۵ ) عیسای مسیح تنها سه روز بود که در قبر بود.اینجا خدا میگوید که من به استخوانها حیات میدهم.

۲- رستاخیز مردگان را و داوری بر آنان را ثابت نمود. ” زمانی خواهد آمد که همۀ مردگان صدای او را خواهند شنید و از قبرهای خود بیرون خواهند آمد- نیکوکاران برای حیات خواهند برخاست و گناهکاران برای محکومیت.”
( یوحنا ۵ : ۲۸-۲۹ )
دلیل آن :
ما به بازگشت روح بعد از مرگ به زمین به شکل اجسام و یا حیوانات و خویشاوندان خود اعتقاد نداریم!همچنین اعتقاد نداریم که بعد از مرگ فرصتی خواهد بود برای توبه و بازگشت.زمان اول که برخاستیم برای توبه و بازگشت به مسیح بود.زمان دوم که بر میخیزیم برای داوری است.فرصت به همۀ ما در این جهان داده شده و خواهد شد. کتابمقدس میگوید :” همه باید یکبار بمیرند و بعد از آن برای داوری در حضور خدا قرار گیرند.” ( عبرانیان ۹ : ۲۶-۲۷ )

۳- الوهیت خود را ثابت نمود.” من قیامت و حیات هستم.” ( یوحنا ۱۱ : ۲۵ )
دلیل آن :
دلیل تولد مسیح ،قربانی شدن او بر صلیب برای پرداخت کفارۀ گناهان ما بوده است و دلیلی دیگری نبود و عیسای مسیح بارها و بارها این را تکرار کرد.آنها که گوشهای باز دارند بشنوند!اگر او می بایست پاک کنندۀ ابدی گناهان ما باشد.اگر او می بایست تنها آمرزندۀ گناهان ما باشد.اگر او می بایست تنها رسانندۀ ما به حیات ابدی باشد.اگر او می بایست تنها صلح دهندۀ بین ما و خدا باشد.او می بایست خدا باشد.زیرا تمام این ناممکن ها نه از راه شریعت میسر بود و هست و نه از راه ۲+۲ = ۴ !!او می بایست خدا می بود.خدایی در جسم.جسمی که باید تمام آن می بایست ها را برای مان انجام میداد و تکمیل مینمود.با قدرت خدایی خود.اگر او قدرت خدایی داشت که داشت.پس با همان قدرت …

… همانطور که پدر مردگان را زنده میکند و به آنها حیات می بخشد ،پسر هم هر که را بخواهد زنده می کند …زیرا همانطور که پدر منشاء حیات است،به پسر هم این قدرت را بخشیده تا منشاء حیات باشد.” ( یوحنا ۵ :۲۱ و ۲۶ )

۴- ترس از مرگ را برای همیشه نابود کرد. ” و آن کسانی را که به سبب ترس از مرگ تمام عمر در بردگی به سر برده اند آزاد سازد.” ( عبرانیان ۲ : ۱۵ )
دلیل آن :
کتابمقدس می گوید ،مرگ در گناه قدرت دارد.مرگ در گناه بر تمامی حیات انسان حکومت می کند.زیرا گناه بر تمام انسان حکومت دارد.مرگ ،تاریکی ست.پایان است.هراس و دلهرگی ست.بود تا قبل از عیسای مسیح.زمانی که مسیح جریمۀ گناه ما را پرداخت کرد و گناه را بر بالای صلیب با خون خود برای همیشه داوری نمود و سر شیطان
( شاهزادۀ گناه ) را له کرد.نیش مرگ کشیده شد.زمانی که مسیح از مرگ قیام کرد ترس از مرگ برای همیشه نابود شد.زیرا او با قیام خود از مرگ ،آن تضمین ابدی حیات و با او بودن را تایید کرد.پس ما درست زمانی که چشمانمان را بر جسم می بندیم به زیستن ابدی در روح به مسیح باز میکنیم.این پیروزی و عدم ترس از مرگ ،ما را در حیاتی کاملا روحانی و تازه مهیا مینماید.زیستنی در روح و نه در شریعت .یعنی همان پیمان و وعدۀ خدا به انسان تقریبا ۷۵۰ سال قبل از قیام مسیح از مرگ ! کلام کتابمقدس مینویسد :” خداوند ما عیسی مسیح را که شبان بزرگ گوسفندان است پس از مرگ زنده کرد و خون او پیمان ابدی را تایید کرد.” ( عبرانیان ۱۳ : ۲۰ )

۵- ما را نزد خدا عادل شمرد.” که بسبب گناهان ما تسلیم گردید و بسبب عادل شدن ما برخیزانیده شد.”
( رومیان ۴ : ۲۵)
دلیل آن:
کتابمقدس می گوید که قصد خدا در زندگی انسان عادل شمرده شدن انسانِ گناهکار در نگاه خدا می باشد.و خدای زندۀ ما آن را تماما در عیسای مسیح تکمیل و تمام نمود.در گذشته انسان تنها با ایمان به خدا بدون شریعت نزد خدا عادل شمرده می شد.مثل خنوخ ( پیدایش ۵ : ۲۴ ) یا نوح ( پیدایش ۶ : ۹ ) یا ابراهیم ( پیدایش ۱۶ : ۶ ) .اما این عادل شمرده شدن بدلیل وجود و سرایت بیشتر و بیشتر گناه در زندگی انسان،برای همه میسر نشد و نبود و نخواهد بود.از این رو خدا بنابه فیض رایگان و محبت بیکران خود در زمان معین توسط فرزند روحانی خود عیسای مسیح با مرگ او گناهان را پاک کرد و با قیام او از مرگ این فرصت را به انسان داد تا با ایمان به مسیحِ مرده و قیام کرده در حضور خدا عادل محسوب شود.کتابمقدس می نویسد:” و بندۀ عادل من به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید زیرا که او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود.” ( اشعیاء ۵۳ : ۱۱ ) و ” زیرا او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم.” ( دوم قرنتیان ۵ : ۲۱ )

۶- ما را تماما به زیستن در حیاتی نو و تازه هدایت نمود.” با او دفن شدیم تا آنکه به همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست ما نیز در تازگی حیات رفتار نمائیم.” ( رومیان ۶ : ۴ )
دلیل آن :
نه تنها قیام مسیح یک حقیقت ذاتی از یک رویداد فیزیکی می باشد.( بعضی ها قیام مسیح را تمثیل و روحانی می دانند.قیام مسیح هم در روح بود و هم در جسم. ) قیام مسیح نه تنها تایید تمام موارد بالاست ؛همچنین قیام مسیح از مرگ در حیات روحانی ایماندار به مسیح تماما نقش دارد.یک مسیحی از قیام مسیح از مرگ با توجه به نقشۀ خدا از این رویداد ،استفاده نموده و با قیام مسیح و ایمان به آن ،درک آن ،تنفس در آن ،تمرکز بر آن ،زیستن با آن ،رشد در آن تماما به انسانی تازه و قیام کرده به حیاتی نو تبدیل می گردد.عیسای مسیح خود فرمود که او قیامت و حیات است.قیامت و حیات اتصالی غریب و جدایی ناپذیر با هم دارند.قیامت معنایی ندارد اگر با خود حیاتی را به همراه نداشته باشد و حیات معنایی ندارد اگر از قیامتی بر نیامده باشد.ما طبیعت کهنه و قدیمی خود را با مسیح بر صلیب او میخکوب کرده و نفس خود را روزانه می کشیم.و با او روزانه به حیاتی تازه و نوین قیام می نماییم.کتابمقدس می نویسد :” و اگر مسیح در شما است جسم بسبب گناه مرده است و اما روح بسبب عدالت حیات است و اگر روح او که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد او که مسیح را از مردگان برخیزانید بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت به روح خود که در شما ساکن است.” ( رومیان ۸ : ۱۰-۱۱ )

۷- تمام پیشگویی های کتابمقدس را در این خصوص تایید نمود. ” وقتی هنوز با شما بودم و میگفتم که هر چه در تورات موسی و نوشته های انبیاء و زبور در بارۀ من نوشته شده باید به انجام برسد ،مقصودم همین چیزها بود.” بعد اذهان ایشان را باز کرد تا کتابمقدس را بفهمند.و فرمود :” این است آنچه نوشته شده که مسیح باید عذاب مرگ را ببیند و در روز سوم دوباره زنده شود و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همه ملت ها اعلام گردد.”

)
دلیل آن:
بسیاری دوست دارند مرگ و قیام مسیح را باور نکنند تا به مقاصد و عقاید خود دامن زنند.آنها با تایید نکردن مرگ و قیام مسیح در حقیقت وجود مسیح را رد کرده اند.زیرا اگر مرگ و قیام مسیح را از زندگی او بگیرید .از او تنها یک آدم دیوانه و شیاد می ماند؟!( به زبان انسانی سخن می گویم) یا باید تمام او را باور کرد یا هیچکدام او را.قرآن برای تایید رسالت خود از سیمای مسیح یک پیامبر نیکو ساخت.او را روح خدا لقب داد.به او معجزات فراوانی را نام داد.اما تا به مرگ و قیام او رسید که باور آن تمامی باور شش موارد بالا خواهد بود.آن را تماما رد کرد و آن را ساخته و پرداختۀ شاگردان و انسان لقب داد.آنها در واقع با رد کردن مرگ و قیام مسیح ” کتابهای آسمانی ” ” اهل کتاب ” را رد کرده اند.همان کتابی که قرآن ، رسالت خود و تایید خود را از آن گرفته است!!
اجازه بدهید تا با هم کمی ریاضی کار کنیم!!
اولین نوشتۀ کتابِ ” اهل کتاب “ِ قرآن ،تقریبا ۲۰۰۰ سال قبل از آیات قرآن بوده است.اولین انجیل نوشته شده ( روایت زندگی عیسای مسیح ) تقریبا ۶۵۰ سال قبل از آیات قرآن بوده است.وقتی قرآن و آیه های آن تقریبا ۶۵۰ سال بعد از اولین نوشته انجیل نوشته شد.در آن یهودیان و مسیحیان را ” اهل کتاب ” خطاب نمود.در قرآن نوشته شد خدا بود که این کتاب را به ” اهل کتاب ” داد.کدام کتاب؟کتابی که مجموعا در ۲۶۵۰ سال قبل از آیات قرآن نوشته شده ،تمام شده و ثبت شده و مورد تدریس قرار می گرفته است.کدام کتاب ؟ همان کتابی که گناه انسان ،مرگ انسان بواسطۀ گناه ،قدوسیت و عدالت خدا ، نیاز آمدن مسیح ،مرگ و قیام او از مرگ را تماما در طول تمام صفحات خود نقاشی کرده و به ترانه در آورده است!اگر قرآن و مفسرین اسلامی این حقیقت را رد می کنند ،در حقیقت خبر بد این است که آنها خودشان ،خودشان را رد کرده اند!و اصالت آیات قرآن را!
کتابمقدس می نویسد:” که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مرد و اینکه مدفون شد و در روز سیم بر حسب کتب برخاست.” ( اول قرنتیان ۱۵ : ۳-۴ )

دوست عزیز!
در این اختصار شما با حقایق الهی در خصوص قیام مسیح از مرگ و باور آن روبرو شدید.اگر بخواهم کمی بیشتر به این حقیقت اشاره نمایم همین قدر بدانید که اگر مسیح از مرگ قیام نمیکرد ،وعده ها و گفته هایش که ” من روز سوم زنده می شوم.” تماما به ریا و دروغ تبدیل میشد.چه کسی حاضر می شد برای دروغ و سخنان کذب یک آدمی که حالا در قبر مانده برود جان خود را به بیهودگی در خطر بیاندازد .شاید بگویید مسلمانان بدون ایمان به مسیح جان خود را برای فرمان قرآن دادند و می دهند ؛ و من می گویم کمونیستها بیشتر از مسلمانان جانشان را برای رساندن پیام خود به خطر انداختند و کشته شدند!بدون قبول داشتن انجیل و تورات و قرآن ،و بدون اینکه بهشتی هم نصیب آنان شود!!اما هر دوی این گروه و گروههای دیگر آیا جانشان را برای گسترش صلح،فروتنی،بخشش،گذشت،مهربانی،حیات جاودان،فیض خدا در خطر انداخته اند ؟یا برای قتل عام و زور و انتقام و سیاست گرایی و قدرت طلبی پوچ؟!مسیحیت اولیه با دستی خالی و قلبی پر از امید و شوق مسیحِ قیام کرده از مرگ ،پر از روح مقدس خدا ،پیام صلح و آشتی با خدا را تا به امروز با خود به همه جا برده و خواهد برد.تمام این شجاعت و این مستانگی شاگردان دلیلش از زمانی شروع شد که آنها مسیح قیام کرده را با چشمان خود دیدند و دانستند آنی که به او ایمان آورده اند ،حقیقتا چهرۀ نادیدۀ خدا بوده است و تا به ابد می ماند.
” خدا همین عیسی را پس از مرگ زنده کرد و همۀ ما بر آن گواه هستیم…یقین بدانید که خدا این عیسی را که شما مصلوب کردید ،خداوند و مسیح کرده است.” ( از سخنان پطرس شاگرد مسیح در نامۀ اعمال ۲ : ۳۲ و ۳۶ )

پیروزمند در مرگ مسیح که برای شما حیات جاودان را و شاد در قیام مسیح که جاودانگی این حیات را به ارمغان آورد.

استاندارد

مسیـحـیت و اخــــلاق مسیحــــی

شاید در خود و برخی مسیحیان رفتارهای بسیار خشن ، غیبت ، بددهانی، چشم ناپاک، پول پرستی و طمع ، غرور و نخوت ، خودپرستی و نفس پروری، ادعاها و مبالغات دروغ آمیز در مورد خویشتن و .…. یافت شود. باید پرسید که کدامیک از اینها در چارچوب کلام خدا و منش مسیحی و پری روح القدس می گنجد؟ آیا می شود از یک دهان هم حمد برخیزد و هم لعنت؟ آیا می شود با چشمان خود هم عیسی را دید و هم در پی لذت جویی بود؟ آیا یک شخص پر از روح القدس منیّتهای فراوان و مبالغات دروغ آمیز دارد؟ آیا می توان از نمونۀ فروتن عیسی مسیح غرور و نخوت را گرفت و فقط به دیگران بگوییم که تو باید فروتن شوی (البته در مقابل من) ولی خود با چشمان پر از غرور به دیگران به عنوان کسانی که از (من) کمترند نگریست؟ چگونه می توان با دروغ زندگی کرد؟

اشکال کار از کجاست؟ چرا در مقولۀ مسائل مالی برخی از مسیحیان نسبت به یکدیگر طمع می ورزند؟ چرا (من) همۀ چیزهای خوب را فقط برای خود می خواهد؟ مسلماً وجود کبر و غرور و نیز اطوار ناپسند با محبت خدا و پری روح القدس همخوانی ندارد.

پس اگر شخص مسیحی دچار چنین معضلاتی می شود باید معضلات وی را در جای دیگر ریشه یابی کرد، مثلاً اینکه شخص چنین چیزهایی را یا گناه نمی داند و یا از گذشتۀ خود چنین مسائلی را به همراه خود آورده و در پای صلیب مسیح نگذاشته است و یا حتی ممکن است در توبۀ اولیه همۀ گذشتۀ خود را به خداوند تسلیم نکرده ، ممکن است در زندگی جدید خیلی چیزها را فراموش نموده و یا از دیگر مسیحیان اشتباهات را آموخته باشد.

یک مسیحی تولد تازه یافتۀ پر از روح القدس، در تعامل با جامعه و دوستان و خانواده موجب برکت می شود و نه تنها دیگران را از این تعامل متضرر نمی کند ، بلکه سودمند می گرداند.

«چرا که نفع خود را طالب نیست و قسم به ضرر خود می خورد و رشوه بر بی گناه نمی گیرد. »

از آنجائیکه در این موارد به صراحت صبحت نمی شود مردم نیز به ضعف خود آگاه نمی شوند و در نتیجه آنچه باید در شخص تولد تازه یافته دیده شود ، کمرنگ است.

البته به خاطر داشته باشیم که صحبت ما یک صحبت کلی است و اگر در کلیسای خود شاهد برکات و شکوفایی شخصیت افراد هستیم نیازی به ردّ تمام این مباحث نیست ، بلکه می توانیم به خاطر این امر بزرگ و هدیۀ عظیم با هم خداوند را بستاییم.

پشتیبانان مسیح
استاندارد

چطور می توانم مسیحی شوم؟

اولین قدم برای مسیحی شدن این است که بفهمیم معنی لغت "مسیحی" چیست. ریشة کلمه "مسیحی" از شهر انطاکیه در قرن اول میلادی است (اعمال رسولان ۱۱: ۲۶). امکان دارد که در ابتدا کلمه "مسیحی" لغتی برای تحقیر کردن بوده است. این لغت اساسا یعنی "مسیح کوچک". بهر حال در طی قرنها، ایمانداران در مسیح این لغت را بر خود گرفته اند و از آن بعنوان شناسایی شان بعنوان پیروان مسیح بکار می برند. معنی ساده  مسیحی یعنی کسی که مسیح را پیروی می کند

عیسی مسیح گفت که " نیامده ام تا کسی به من خدمت کند، بلکه آمده ام تا به دیگران خدمت کنم و جانم را در راه آزادی دیگران فدا سازم" (مرقس ۱۰: ۴۵). سوالی که مطرح می شود این است که چرا ما نیاز به فدیه و خونبها داریم؟ فدیه یا خونبها بهایی است که برای آزادی یک شخص داده می شود. این لغت بیشتر در رابطه با آدم دزدی بکار می رود، یعنی وقتی کسی دزدیده و اسیر می شود، تنها در صورت پرداخت خونبهاست که آزاد می گردد

عیسی مسیح خونبهای ما را پرداخت تا ما را از اسارت و نتایج آن آزاد سازد. اسارت از چه؟ اسارت از گناه و نتایج آن، مرگ جسمانی که ادامه آن دوری ابدی از خداست. چرا لازم بود عیسی این بها را بپردازد؟ چون همه ما با گناه آلوده شده ایم (رومیان ۳: ۲۳)، و بنابراین سزاوار تنبیه الهی هستیم (رومیان ۶: ۲۳). عیسی چطور خونبهای ما را پرداخت؟ بوسیله مردن بر صلیب و پرداخت جریمه گناهان ما (۱ قرنتیان ۱۵: ۳، ۲ قرنتیان ۵: ۲۱). چطور مرگ عیسی می توانست بهای گناهان همه ما را بدهد؟ عیسی خدا و در شکل انسان بود، خدا به زمین آمد تا یکی از ما شود تا ما بتوانیم او را درک کرده بشناسیم و او آمد تا برای گناهان ما بمیرد (یوحنا ۱: ۱ و ۱۴). بعنوان خدا، مرگ عیسی ارزش بی پایانی داشت، ارزشی که برای پرداخت جریمة گناهان همة دنیا کافی بود (۱ یوحنا ۲: ۲). قیام عیسی بعد از مرگش نشان داد که مرگ او قربانی کافی بود و نشان داد که او بر گناه و مرگ پیروز شد.

بخاطر محبت خدا به ما او مسیحی شدن را بسیار ساده کرده است. فقط باید عیسی مسیح را بعنوان نجات دهنده خود بپذیریم و مرگ او را بعنوان قربانی کافی برای گناهانمان قبول کنیم (یوحنا ۳: ۱۶)، و اینکه کاملا و فقط به او بعنوان نجات دهنده اعتماد کنیم (یوحنا ۱۴: ۶، اعمال رسولان ۴: ۱۲). مسیحی شدن یک تشریفات مذهبی، رفتن به کلیسا، و یا انجام و عدم انجام اعمال خاصی نیست. مسیحی شدن رابطه شخصی داشتن با عیسی مسیح است. رابطه شخصی با عیسی مسیح از طریق ایمان است که شخص را مسیحی می کند.

اگر حاضرید با دریافت عیسی مسیح بعنوان نجات دهنده خود مسیحی شوید، تنها کاری که باید بکنید این است که ایمان بیاورید. آیا باور و قبول دارید که گناه کرده اید و سزاوار داوری خدا هستید؟ آیا باور و قبول دارید که عیسی مسیح تنبیه شما را به گردن گرفت و بجای شما مرد. آیا باور و قبول دارید که مرگ او برای پرداخت بهای گناهان شما کافیست؟ اگر جواب به هر سه سوال بله است، فقط اعتمادتان را بر روی مسیح بعنوان نجات دهنده بگذارید. او را دریافت کنید، و فقط و کاملا به او اعتماد کنید. این تنها چیزیست که باید انجام دهید تا مسیحی شوید.

استاندارد

نکاتی در مورد غسل تعمید؟

آیا برای شما نیز به عنوان یک ایماندار این سوال پیش آمده است چرا باید تعمید ما با آب صورت گیرد؟ در کتاب مقدس به این موضوغ بخوبی و روشنی پاسخ داده شده است که من در اینجا برخی از آیات اصلی که اشاره مستقیم به این موضوع را دارد برایتان بازگو خواهم کرد.


متی ۲۸: ۱۹-۲۰ – … همه امتها را شاگرد سازید … و ایشان را به اسم اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهید.
مرقس ۱۶: ۱۶ – هر که ایمان آورده، تعمید یابد، نجات یابد.
یوحنا ۳: ۵ – … اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود.
اعمال ۲: ۳۸ – توبه کنید و … به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید.
اعمال ۲۲: ۱۶ – … تعمید بگیر و نام خداوند را خوانده، خود را از گناهانت غسل بده.
رومیان ۶: ۳-۴ – پس چونکه در موت او تعمید یافتیم، با او دفن شدیم.
غلاطیان ۳: ۲۷ – زیرا همه‌ شما که‌ در مسیح‌ تعمید یافتید، مسیح‌ را در بر گرفتید.
افسسیان ۵: ۲۵-۲۶ – مسیح‌ هم‌ کلیسا را محبت‌ نمود … تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید.
تیطس ۳: ۵ – (مسیح) ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌.
عبرانیان ۱۰: ۲۲ – … دلهای‌ خود را از ضمیر بد پاشیده‌ و بدنهای‌ خود را به‌ آب‌ پاک‌ غسل‌ داده‌، نزدیک‌ بیاییم‌.
اول پطرس ۳: ۲۱ – … که‌ نمونه‌ آن (یعنی نمونه آب طوفان در زمان نوح) ‌ یعنی‌ تعمید اکنون‌ ما را نجات‌ می‌بخشد، بواسطه‌ برخاستن‌ عیسی‌ مسیح‌.
تعمید آب چیست؟
تعمید آب یعنی به کار گرفتن آب بر شخص، چه بوسیله پاشیدن، یا ریختن آن بر وی، یا غوطه ور ساختن او در آن، که بنا به حکم مسیح در متی ۲۸: ۱۹ به اسم اب و ابن و روح‌القدس انجام گیرد.
یهودیان در روزگار عهد عتیق مراسمی شبیه به تعمید آب را به جا می‌آوردند. این مراسم، ختنۀ پسر نوزاد، در هشتمین روز پس از تولدش بود (پیدایش ۱۷: ۱۰-۱۴). پولس رسول می‌گوید که ایمانداران به مسیح نباید مراسم ختنۀ جسمی را به جا آورند (اعمال ۱۵: ۱-۲۹؛ غلاطیان ۵: ۲). بسیاری از دانشمندان کتاب مقدس بر این عقیده اند که معنی کولسیان ۲: ۱۱-۱۲ این است که تعمید آب جایگزین ختنه جسمی شده است؛ و این مراسم به «ختنۀ روحانی» ما توسط خود مسیح مرتبط می‌شود که در آن طبیعت گناه آلود ما از زندگی ما «بیرون افکنده» می‌شود.
یحیای تعمید دهنده به جهت آمرزش گناهان به تعمید توبه موعظه می‌کرد (مرقس ۱: ۴). اما این تعمید همان تعمید مسیحی نبود. پس از مرگ و قیام مسیح، دیگر تعمید یحیی برای مسیحیان کافی محسوب نمی‌شد (اعمال ۱۸: ۲۵)؛ افسسیانی که قبلا تعمید یحیی را یافته بودند، مجددا به نام خداوند عیسی تعمید گرفتند (اعمال ۱۹: ۱-۷). اما تنها یک تعمید مسیحی وجود دارد (افسسیان ۴: ۵).
خود عیسی به دست یحیی در رود اردن تعمید گرفت (متی ۳: ۱۳-۱۷). اگر چه عیسی عاری از گناه بود و نیازی به توبه نداشت، تعمید گرفت تا تمام عدالت را به کمال برساند (متی ۳: ۱۵). در واقع پس از تعمید او در آب، روح‌القدس بر او نازل شد و به او برای خدمت قدرت بخشید (مرقس ۱: ۱۰).
عیسی مرگ خود را بر صلیب «تعمید» نامید (لوقا ۱۲: ۵۰). تعمید مرگ عیسی و قیام او، بنیان تعمید ما است، یعنی دلیلی است برای این نکته که چرا ما می‌توانیم تعمید یابیم (رومیان ۶: ۳-۴؛ کولسیان ۲: ۱۲؛ اول پطرس ۳: ۲۱).
کلیسا، از همان ابتدای تاریخ خود، از حکم عیسی پیروی کرده و ایمانداران جدید را تعمید داده است. نمونه‌هایی از تعمید مسیحی که در عهد جدید بیشتر جلب توجه می‌کنند، عبارتند از: اعمال ۲: ۱۴، ۸: ۱۲، ۸: ۳۸، ۱۰: ۴۸، ۱۶: ۱۵، ۱۶: ۳۳، ۱۹: ۱-۵ . در بسیاری از این آیات، تعمید آب بلافاصله پس از اعتراف ایمان به مسیح انجام می‌شود. چند مورد از این موارد، شامل تعمید تمام خانواده می‌شود (اعمال ۱۰: ۴۸، ۱۶: ۳۱-۳۳).
تعمید منحصر به مسیحیت نیست. قبل از ظهور مسیح، اشخاص غیر یهودی که دین یهود را می‌پذیرفتند، اغلب در آب تعمید می‌گرفتند. در برخی از مذاهب «رمزی» یونان باستان نیز از اشخاص خواسته می‌شد تا تعمید گیرند؛ در این مذاهب، به جای آب، خون بر سر تعمید گیرنده چکانده می‌شد.
چرا باید تعمید آب بیابیم؟
خداوند عیسی به ما حکم کرد که ایمانداران جدید را تعمید دهیم (متی ۲۸: ۱۹). تقریبا در تمامی فرهنگها و کشورها، تعمید آب به عنوان نشانه ترک نمودن مذهب قدیمی و گرویدن به مسیحیت تلقی می‌شود. این اقدام یکی از گامهای مقدماتی نجات محسوب می‌شود (اعمال ۲: ۳۸). عیسی نیز وعده نجات را با تعمید مرتبط می‌سازد (مرقس ۱۶: ۱۶). در تاریخ کلیسا، نظرات متفاوتی در مورد رابطه تعمید و نجات مطرح شده است.
برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که تعمید یکی از «ابزار فیض» است، یعنی یکی از طرقی است که فیض خدا به ما بخشیده می‌شود. مهم ترین ابزار فیض، کلام خدا است (رومیان ۱۰: ۱۷؛ اول پطرس ۱: ۲۳). این دسته از مسیحیان بر این عقیده اند که فیض خدا از طریق تعمید آب نیز شامل حال ما می‌شود. حتی در تعمید آب نیز عامل مهم، کلام مکتوب خدا است (افسسیان ۵: ۲۶). این مسیحیان معتقدند که ما در تعمید، هم دارای نشانۀ مرئی هستیم (آب)، و هم دارای عطایی درونی و روحانی (اتحاد با مرگ و قیام …

… ایمان انجام می‌شود، زندگی ما حقیقتا با مسیح مدفون می‌شود و با او قیام می‌یابیم (رومیان ۶: ۳-۴؛ کولسیان ۲: ۱۲)، و مسیح را در بر می‌گیریم (غلاطیان ۳: ۲۷). بر اساس کلام پطرس در اعمال ۲: ۳۸ که می‌گوید به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید، این مسیحیان بر این عقیده اند که توسط تعمید آب، ما به شکلی خاص آمرزش گناهان را می‌یابیم. در اول پطرس ۳: ۲۱ پطرس در مورد آن تعمیدی می‌نویسد که اکنون ما را نجات می‌بخشد … بواسطۀ برخاستن عیسی مسیح. پطرس می‌فرماید که این تعمید، دور کردن کثافت جسم نیست، بلکه شستشوی روحانی است که نتیجه آن، ضمیر صالح است. به این ترتیب، این دسته از مسیحیان معتقدند که در تعمید، گناهان ما عملا «شسته» می‌شود و ضمایر یا وجدانهای ما حقیقتا پاک می‌گردد (اعمال ۲۲: ۱۶؛ افسسیان ۵: ۲۶؛ تیطس ۳: ۵؛ عبرانیان ۱۰: ۲۲). از دیدگاه آنان، تعمید عملا ختنۀ روحانی ما و به معنی بیرون کردن بدن جسمانی است (کولسیان ۲: ۱۱-۱۲). عیسی فرمود … اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود (یوحنا ۳: ۵). این مسیحیان معتقدند که واژۀ «آب» در این آیه، به تعمید آب اشاره می‌کند، آب به تنهایی هیچ اثری ندارد، اما در آیین تعمید، آب وقتی آنگونه که خدا حکم کرده است، به همراه کلام مورد استفاده قرار می‌گیرد (مرقس ۱۶: ۱۶؛ افسسیان ۵: ۲۶)، موثر واقع می‌شود. در تعمید، خدا فیض خود را به انسان عطا می‌کند، اما این فیض باید با ایمان دریافت شود. بدون ایمان به کلام وعدۀ خدا، ما هیچ بهره‌ای نمی‌بریم. تعمید آب به خودی خود ایمان ما را به کلام وعده خدا تقویت می‌کند. …

استاندارد

آيا دليل گناه کردن بشر تقصير شيطان می باشد؟

جواب این سوال بی شک واضح و آشکار است ٫ خیر اینگونه نیست.

 آدم و حوا هردو اين اختيار و حق را داشتند كه به شيطان گوش ندهند و تشخيص دروغ او را داشتند و انتخاب كامل با آنها بود كه از نزد خدا جدا شوند يا نه . تقصير شيطان نمي توان گذاشت .  البته شيطان وسوسه كرد و هنوز هم ما انسان ها را وسوسه مي كند ولی قادر به مجبور كردن ما به انجام گناه نيست . انسان خودش انتخاب مي كند كه به شيطان گوش دهد و دستورات او را اطاعت و اجرا كند . افرادى كه در كنترل شيطان و ارواح پليد قرار مي گيرند در يك زمان در گذشته خود به ارواح حق صحبت كردن به افكار خود را داده اند . در اين صورت ارواح حق كنترل و يا تاثير گذاشتن و يا به لفظ جنگ روحانى معنى حق ورود به روان (فكر ـ احساسات ـ اراده ) يك شخص را پيدا كرده اند . و اين امكان دارد كه با اجازه خود شخص بوده و يا به خاطر موقعيت خاص روحى و روانى  و يا حتى گناه شخص ديگرى اين اجازه به شيطان و ارواح داده شده است .  اما خوشبختانه آنانى كه به مسيح ايمان دارند مي توانند اين نوع كنترل ها و حق مالكيت هاى بى جاى شيطان و ارواح پليد را پس بگيرند .

استاندارد

عيسى در مورد خود چه مى گويد؟

من و پدرم خدا یکی هستیم.

 «انجیل یوحنا۳۰ : ۱۰»

در عصر امپراطوری روم، در یکی از استانهای زیر سلطه آنها بنام جلیل، مردی که  حدودا سی سال داشت ظاهر شد و حرفها و کارهای شگفت انگیزش قابل توجه همه قرار گرفت. او استطاعت مالی و سیاسی نداشت و لباسی محقر می پوشید. در حدود سه سال از جایی به جای دیگر رفته به تعلیم و معالجه پرداخت. سپس به دست مقامات مذهبی و سیاسی که از محبوبیت روز افزون او هراسان بودند مصلوب شد! مرگ او به جای آنکه پیروانش را پراکنده کند، نهضت انقلابی و معنوی  بزرگی را بدنبال داشت که اثرات آن هنوز در این جهان بعنوان تنها و نیرومندترین عامل خیر و خداشناسی به شمارمیرود.

عقیده ما درباره این مرد که عیسی مسیح نام دارد چه باید باشد؟اگر او پسر خدا و مسیح، همان منجی بشر نیست پس ما باید خود را برای زندگی در این دنیای تاریک و تار و پر از ناامیدی آماده کنیم. اگر پسر خدا و منجی بشر است، پس باید به او عشق و صداقت کامل بورزیم. عیسی مسیح  بدون شک، خداوند جلال می باشد که انسان شد. شاهد این ادعا عقاید و گفته های عیسی درباره خودش میباشد.

عیسی مسیح درباره خود سخنانی فرموده که هیچکس جرات گفتن آنها را ندارد. او دعوی وجود واحد و اقتدار معنوی کرد. عیسی مسیح این دعاوی شگفت انگیز را ساده و صادقانه و با فروتنی تمام اظهار داشت. فرض کنید که شخصی به ما بگوید:(…هیچ کس نمیتواند به خدا برسد مگر بوسیله من  « یوحنا۶ :۱۴»)

یا ( این نان حقیقی، خود من هستم …. «یوحنا ۳۵ :۶ ») یا ( من نور جهان هستم، هر که مرا پیروی کند، در تاریکی نخواهند ماند. زیرا نور زنده راهش را روشن میسازد  «یوحنا۱۲  :۸») و جملات زیادی که نه تنها این مقاله، بلکه تمام کتابهای جهان ظرفیت نوشتن آنرا ندارند.

درباره آنچه عیسی فرمود و همچنین وعده هایش کمی بی اندیشید. او فرمود  آسمان و زمین از میان خواهد رفت، ولی سخنان من تا ابد پابرجا خواهد ماند  «انجیل مرقس۳۱  : ۱۳») یا ( … مردم با نوشیدن این آب، باز هم تشنه میشوند. ولی آبی که من به ایشان میدهم، در وجودشان تبدیل به چشمه ای جوشان میشود که دایم به آنها آب حیات میدهد و ایشان را به زندگی جاوید میرساند  «انجیل یوحنا۱۴-۱۳ : ۴»)

( شما می توانید با بردن نام من، هر چیزی از خدا درخواست کنید، و من آن را به شما خواهم داد…..

«انجیل یوحنا۱۳ : ۱۴») یا( گوسفندان من صدای مرا می شنوند، من نیز ایشان را میشناسم و آنها به دنبال من می آیند. من به ایشان زندگی جاوید می بخشم تا هرگز هلاک نشوند. هیچکس نیز نمیتواند ایشان را از دست من بگیرد  «انجیل یوحنا۲۸ – ۲۷ : ۱۰»).

علاوه بر این، عیسی مسیح خود را بحق، بالاتر از بزرگترین انسانها و پاکترین سازمانهای بشری و ما فوق عالیترین مراجع اقتدار جهان میداند و میفرماید:( اما شخصی برتر از سلیمان اینجاست «انجیل لوقا  ب ۳۱ : ۱۱»)

مسیح خود را برتر از کنیسه و روز سبت میدانست و فرمود:( من صاحب اختیار روز شنبه- سبت- هستم «انجیل لوقا ۵ :۶»). ( وقتی مسیح را از زمین بلند کردید، او نیز همه را بسوی خود بالا خواهد کشید «انجیل یوحنا۳۲ : ۱۲»).

عیسی مسیح جرات کرده خود را با خدا یکی و برابر میداند:( من و پدرم خدا یکی هستیم  «انجیل یوحنا۳۰ : ۱۰») مردم آن زمان میدانستند که منظور عیسی چیست، پس برای کشتن او سنگ برداشتند! در فصل پنجم انجیل یوحنا، چنین آمده است :  ….عیسی به افلیجی نگاه میکند که سی و هشت سال زمینگیر بود و از او میپرسد که میخواهد شفا بگیرد؟ آن مرد دلیل و علت این که تاکنون شفا نیافته را بیان میکند ….. ، آنگاه عیسی به او فرمود: (  برخیز، بسترت را جمع کن و به خانه برو!)….. .

روزی که این معجزه روی داد، شنبه – سبت- بود و طبق شریعت یهود هیچکس نمیبایست کاری انجام دهد. رهبران مذهبی یهود چون آن مرد را شفا یافته و با بستر جمع شده بسوی خانه روانه دیدند، سخت خشمگین شدند. آنها منکر معجزه و رحمت عیسی  نبودند، ولی اعتقاد داشتند  که عمل او با سنت آبا و اجداد آنان مغایرت دارد!

پس عیسی را به شکستن قانون روز شنبه – سبت-  متهم ساختند! در آیه ۱۷ از بخش ۵ انجیل یوحنا پاسخ عیسی را به آن مدعیان میخوانیم:( پدر من خدا همیشه کارهای نیک انجام میدهد، و من نیز از او پیروی میکنم) و به این دلیل یهودیان بیشتر قصد کشتن او را کردند، چون نه تنها سبت راشکست، بلکه خدا را پدر خود خوانده و خودش را با او برابر میدانست.

بعضی از خوانندگان عزیز شاید به این نکته توجه کرده باشند که بیشتر اشارات فوق از انجیل یوحنا مخصوصا به این منظور نوشته شده که عیسای مسیح را فرزند خدا معرفی کند. شاید این اشارات بیان کننده بعدی کلیسا باشد تا منظور پیام خود عیسی، ولی ما نمیتوانیم این دعاوی عیسی را از محتویات انجیل جدا کنیم، چون این دعاوی جز تار و پود انجیل است و اگر آنها را از داستان عیسی حذف کنیم، بنای اعتقادی و دیانت فرو میریزد.

استاندارد

دعایی گناهکار چیست؟

هنگامی که شخص گناهکار عمیقاً درک میکند گناهکار است و احتیاج به نجات دهنده دارد، در حضور خدا دعا می کند تا آمرزیده شده حیات جاودانی بیابد. این دعا، دعای گناهکار نام دارد. دعای گناهکار، به خودی خود چیزی را عوض نمی کند. این دعا زمانی مؤثر است که بیانگر شناخت، درک، و ایمان شخص از گناه و احتیاجش به نجات (در مسیح) باشد.

اولین جنبۀ دعای گناهکار حاوی این مطلب است که شخص فهمیده باشد که گناهکار است. رومیان ۱۰:۳ می گوید: " چنانکه مکتوب است "کسی عادل نیست، یکی هم نی." کتابمقدس بطور واضح تعلیم می دهد که همۀ ما گناه کرده ایم، و بخاطر گناهکار بودنمان، همۀ ما مُحتاج رحمت و آمرزش الهی می باشیم (تیطس ۵:۳ـ۷) زیرا گناه ما را مستحق مجازات ابدی کرده است (متی ۴۶:۲۵). دعای گناهکار در واقع خواستۀ پر التماس یک گناهکار است که از خدا می طلبد، به عوض اینکه او را بخاطر گناهانش مورد غضب و داوری قرار دهد، فیض و رحمت الهی به او عطا نماید.

دومین جنبۀ دعای گناهکار حاوی این مطلب است که شخص گناهکار آنچه را که خدا برای معالجۀ وضعیت گناه آلود و مُهلک ما انجام داده است، درک کرده باشد. خدا جسم پوشید و در شخص عیسی مسیح قالب انسانی بخود گرفت (یوحنا ۱:۱ ، ۱۴). در حالی که زندگی زمینی وی مقدس و بدون گناه بود، تعالیمش در مورد خدا بود (یوحنا ۴۶:۸ ؛ دوم قرنتیان ۲۱:۵). او به جای ما بر روی صلیب مُرد و بدین وسیله مجازاتی را که ما مستحق آن بودیم، بر خود گرفت (رومیان ۸:۵). عیسی مسیح، پس از مَرگ، از مُردگان برخاست و بدین ترتیب پیروزی خود را بر گناه و مَرگ و جهنم ثابت نمود (کولسیان ۱۵:۲ ؛ اول قرنتیان باب ۱۵). با در نظر گرفتن مطالبی که گفته شد، اگر ما فقط به عیسی مسیح ایمان آوریم، آمرزش گناهان و وعدۀ حیات ابدی به ما داده خواهد شد. در نهایت آنچه ما باید انجام دهیم این است که ایمان آوریم او به جای ما مُرد و روز سوم از مُردگان قیام نمود (رومیان ۹:۱۰ـ۱۰). نجات ما تنها توسط فیض خدا، فقط به وسیلۀ ایمان، و تنها از طریق عیسی مسیح میسّر است. در افسسیان ۸:۲  می خوانیم: " زیرا که محض فیض نجات یافته اید؛ بوسیلۀ ایمان. و این از شما نیست بلکه بخشش خداست."

گفتن دعای گناهکار فقط راهی است برای اینکه شخص گناهکار در حضور خدا اقرار می کند که برای نجات یافتن تنها به عیسی مسیح اعتماد دارد. "کلمات" و یا "دعای سحرآمیزی" وجود ندارد که باعث نجات شما بشود. تنها و تنها ایمان به مَرگ و قیام عیسی مسیح است که قادر است ما را نجات ببخشد. اگر شما واقعاً مفهوم گناهکار بودن و احتیاج خود به نجات را درک کرده اید، می توانید از نمونه دعای زیر به عنوان " دعای گناهکار،" برای ابراز ایمان خود استفاده کنید.
 

استاندارد

دلايلی براي ايمان

قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مي‌نمايد به واقعيت آن ايمان مي‌آورد، وجود دارد:

پيشگويي: ابتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. ( لوقا ۱۸: ۳۱-۳۳ )
 قبر خالي: دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست.  اين داستان كتاب‌مقدسي نمايانگر قبري است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود.   اگر كسي ادعا مي‌نمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ مي‌توانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند. دشمنان عيسي هم بدن او را بر نمي‌داشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او مي‌شد.

ملاقاتهاي شخصي: سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش مي‌باشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را مي‌شناختند و به مردم بسياري مثلاً ۵۰۰ نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. ( اول يوحنا ۱:۱)

تولد كليسا: چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي ميباشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود. ( اعمال ۲: ۱۴-۳۶ ) بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش مي‌باشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا مي‌توانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود. زندگيهاي تغيير يافته: پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( لوقا ۲۴: ۱-۱۱ ) بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بيهدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را شورانيدند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مجرميت خود را ميدانستند يعني ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح و اين اصلي ارزشمند براي مردن محسوب مي‌گشت. در طي ۴۰ سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديده‌ام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است. كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه مي‌گويند كه من وقتي را براي مطالعه كتا‌ب‌ مقدسي و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشته‌ام.

خدايي زنده: به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمي‌نگرند بلكه در رابطه‌اي زنده و شخصي با خداي زنده بسر مي‌برند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مي‌نمايند بركت مي‌دهد. در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناخته‌اند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار داده‌اند، پيوسته‌اند. فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين مي‌گويد: " در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح مي‌تواند آن را پر سازد". آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان مي‌دهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطه‌اي محبت‌آميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است.

 

استاندارد

چرا نوشتن اناجیل ۳۰ تا ۶۰ سال بطول انجامیده است؟

دلیل اصلی این بود که بلافاصله پس از مرگ و قیام مسیح نیازی احساس نمیشد که چنین مطالبی نوشته شود.

در آغاز، انجیل دهان به دهان در اورشلیم منتشر گردید. هیچ نیازی برای ثبت نوشتهای از زندگی مسیح نبود زیرا کسانی که در نواحی اطراف اورشلیم زندگی میکردند، خود شاهدان عینی عیسی بودند و به خوبی از خدمت وی آگاهی داشتند. (اعمال رسولان ۲ : ۲۲، ۳ : ۱۳، ۴ : ۱۳، ۵ : ۳۰، ۵ : ۴۲، ۶ : ۱۴ و غیره)

اما زمانی که انجیل به خارج از اورشلیم انتشار یافت، دیگر شاهدان عینی آماده و در دسترس نبودند، لذا جهت تعلیم درباره زندگی و خدمت عیسی نیاز بود تا گزارش وقایع به صورت مکتوب در آید. بسیاری از محققین زمان نگارش انجیل را حدود ۳۰ الی ۶۰ سال پس از مرگ عیسی تخمین زدهاند.

لوقا در این رابطه اطلاعات بیشتری ارائه کرده و اظهار میدارد: «از آن جهت که بسیاری دست خود را دراز کردند به سوی تالیف حکایت آن اموری که نزد ما به اتمام رسید، چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را منالبدایه به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم ای تیوفلس عزیز، تا صحت آن کلامی را که در آن تعلیم یافتهای دریابی.» (لوقا ۱ : ۱ – ۳)

یوحنا نیز دلیل نگارش انجیل خود را بیان میکند: «و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد. لیکن اینقدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خداست و تا ایمان آورده، به اسم او حیات یابید.» (یوحنا ۲۰ : ۳۰ و ۳۱)

آری. اگر قرار است ایمان دارای ارزش باشد، آنگاه بایستی بر پایه حقایق و واقعیات بنا شده باشد. در اینجا دلیل این موضوع را میبینیم. اگر سوار بر هواپیمایی به مقصد لندن باشید، احتمالاً ایمان دارید که هواپیمای جت دارای سوخت کافی است، از لحاظ فنی قابل اعتماد است، خلبانی کارآزموده دارد و هیچ تروریستی در هواپیما نیست. اما این ایمانتان نیست که قادر است شما را به لندن برساند. ایمان شما تا جایی مفید است که باعث شود سوار هواپیما شوید. اما آنچه در حقیقت شما را به لندن میرساند بیعیب و نقص بودن هواپیما، خلبان و غیره است. شما میتوانید به تجربیات مثبت قبلی خود در پرواز تکیه کنید. اما برای اینکه هواپیما به لندن برسد تجربیات مثبت شما کافی نیست. آنچه که اهمیت دارد دلیل ایمان شماست . . . آیا قابل اتکا است؟

آیا عهد جدید ارائهای دقیق و قابل اعتماد درباره عیسی است؟ بله. ما میتوانیم به عهد جدید اطمینان داشته باشیم زیرا حقایق متعددی از آن پشتیبانی میکند. این مقاله نکات زیر را مورد بررسی قرار داد: همرأی بودن مورخین، موافقت باستانشناسی، بیوگرافیهای نوشته شده در هر چهار انجیل با یکدیگر تطابق دارند، رونویسی مدارک و اسناد به طرز جالب توجهی اصالت اولیه را محفوظ داشته است، دقت بالایی در ترجمهها وجود دارد. تمامی اینها پایه و اساس محکمی است تا آنچه را در عهد جدید میخوانیم باور کنیم که: «عیسی خداست، او مجازات گناهان ما را قبول کرد، و از مردگان قیام نمود.»

استاندارد

بشارت دادن چیست؟

بشارت دادن
معنای سادۀ عبارت بشارت یعنی، آوردن خبر است. همین عبارت در زبان انگلیسی یعنی آوردن خبر خوش استخراج شده است. شیرازه و دلیل بودن این عبارت در الهیات مسیحی ربطی مستقیم با طرح الهی خود خدای ما دارد نه اینکه ربطی به فرقۀ خاص داشته یا فرد خاصی آن را اختراع کرده باشد.
اشعیاء نبی ۵۲: ۷
ضروری است. زیرا ایمان آوردن و نجات یافتن از شنیدن کلام خدا آغاز میشود.
رومیان ۱۰: ۱۳- ۱۴
این نجات که از بشارت آغاز میشود، به دریافت حیات ازلی شخص منجر میشود و این دقیقا همان دلیلی است که عیسی مسیح بر بالای صلیب مرد.
یوحنا ۹: ۳۵- ۳۹
همانطور که مسیحیت بدون شخصیت خدایی عیسی مسیح هیچ معنایی ندارد، ایمان مسیحی نیز بدون بشارت دادن به این خداوندی عیسی مسیح ، ایمانی زنده نیست. وقتی ما بشارت میدهیم، فرقه و عقیده و باور خودمان را بشارت نمیدهیم بلکه خود کتابمقدس را و آنچه در آن به ما تعلیم داده شده است.
بشارت دادن یک پیشنهاد یا یک میل شخصی با یک سلیقۀ گروهی نیست، یک فرمان مستقیم از جانب خود عیسای خداوند است؛ اجرا نکردن این فرمان، نااطاعتی به فرمان خداوند و نجات دهندۀ ماست.
متی ۲۸: ۱۸- ۲۰
لوقا ۲۴: ۴۸
کلیسای اولیه تمام قوت خودش را در راستای بشارت دادن به عیسای قیام کرده و انجیل نجات بخش صرف میکرد.
اعمال رسولان ۱: ۸ و ۵: ۴۲ و ۸: ۴ و ۱۲ و ۲۶ و ۱۶- ۱۸
پولس رسول به ایمانداران کولسی مینویسد که انجیل مسیح به تمام دنیای آن روز بشارت داده شده است.
کولسیان ۱: ۲۳
بشارت دادن چیست؟
اما بشارت دادن، به زبانی ساده آن: در میان گذاشتن خبر مرگ و رستاخیز عیسای مسیح بر طبق کتاب مقدس میباشد: عیسای مسیح که خدای متجسم بود، به روی زمین آمد، برای گناهان ما بر بالای صلیب مرد، دفن شد، روز سوم قیام کرد و امروز زنده است و با ایمان آوردن به او، شخص توسط ایمان به خداوندی عیسای مسیح، نجات را دریافت خواهد کرد، یعنی دریافت حیات ازلی و زیستن در جلال خدا.
اول قرنتیان ۱۵: ۳- ۴
اعمال رسولان ۲: ۳۲- ۴۰
اعمال رسولان ۱۷: ۳۱
اساس و اصول بشارت دادن بر طبق کتاب مقدس چند شالودۀ اساسی بشارت را اینگونه قید میکند:


الف- باید بر اساس خداوندی عیسای مسیح باشد. نجات در کس دیگری جز عیسی مسیح برای ما مهیا نشده است.( اول قرنتیان ۱: ۲۳ و اعمال ۴: ۱۲ و یوحنا ۱۴: ۶ و اعمال ۲۰: ۲۱ )
ب- باید نیت و قصد بشارت در ما باشد. ( یوحنا ۴: ۳۹- ۴۲)
پ- باید با هدایت روح القدس باشد. ( اعمال ۱: ۸ و ۲: ۴۳ و ۱۳: ۱- ۳ و ۱۰: ۱۹- ۲۰ )
ت- باید فرهنگ و زمینۀ سنتی مردمی که به آنها بشارت میدهیم را درک کنیم. (ملاقات نیقودیموس با عیسای مسیح یوحنا فصل ۳٫ ملاقات مسیح با زن سامری یوحنا فصل ۴٫ پولس رسول و بشارت دادن او در میزگرد روشنفکران یونانی اعمال فصل ۱۷ )*. ( * صفحات ۹۳- ۹۶ )
یک اصل اساسی در بشارت دادن
هر بشارتی به نجات و اعتراف ایمان شخص ختم نخواهد شد. فراموش نکنیم که ما نجات دهندۀ مردم نیستیم بلکه خود خدا. ما فقط خادمین رساندن خبر هستیم.
متی ۱۹: ۲۵- ۲۶
کار ما بشارت دادن و کار خداوند نجات دادن است.
مرقس ۴: ۲۶- ۲۹
اعمال روسولان ۱۳: ۴۶: ۴۸
سه اخطار بزرگ
در راه بشارت دادن انجیل عیسای مسیح باید از سه اخطار بزرگ جدا آگاه باشیم:
الف- نه انجیل دیگری. باید انجیل عیسای مسیح را بشارت بدهیم نه انجیل دیگری را. نه انجیل یا خبری که در اساس و آغاز خدمت عیسای مسیح نبوده، در کلیسای اولیه نبوده و در تاریخ کلیسا نبوده است. آنانی که انجیل شفا و خوشی و معجزه و ثروت و کامیابی و پیروزیها را بشارت میدهند، انجیل مسیح را بشارت نمیدهند بلکه انجیل خودشان را.
اعمال رسولان ۱۵: ۲۴
غلاطیان ۱: ۶- ۱۰
ب- آمادگی برای جفا دیدن. دنیای ما دنیای مخالفت با عیسای مسیح و انجیل اوست، در نظر نگرفتن، موعظه نکردن و بشارت ندادن آن، نقص عظیمی در بشارت ماست. پس با بشارت دادن انجیل باید آمادۀ ازار و جفا باشیم هم برای خودمان و هم برای آنهایی که به آنها بشارت میدهیم. مخالفت و مقاومت در برابر بشارت انجیل غیرقابل انکار و چشم پوشی است. اگر خود مسیح را برای بشارت دادن پادشاهی آسمانی  توهین و شکنجه و ازار دادند، ما نیز قطعا مستثنی نخواهیم بود. پس باید در زمان بشارت دادن انجیل نجات بخش با توجه به زمینۀ فرهنگی و دینی مردم، از خطرات و شکنجه و ازار انجیل هرگز کوتاهی نکنیم.
لوقا ۹: ۲۳- ۲۴ و ۱۴: ۲۵- ۳۰
یوحنا ۱۶: ۱- ۳
اعمال رسولان ۱۴: ۲۲
ت- هیچ شرمی در انجیل نیست. انجیل عیسای مسیح، خبر قوت و فیض و حیات ازلی خداست، پس هیچ شرمی در بشارت آن نباید باشد، اگر که به آن اینچین ایمان آورده ایم. پس در انجیل مسیح هیچ شرمی نیست.
رومیان ۱: ۱۶
اول قرنتیان ۱: ۱۷- ۱۹ و ۹: ۱۶
دوم تیموتائوس ۱: ۷- ۹