صفحه 1
گفتاورد

مسیحیت چیست و مسیحیان به چه چیزی ایمان دارند؟

در اول قرنتیان ۱:۱۵-۴ اینچنین می خوانیم: "الآن ای برادران شما را از انجیلی که به شما بشارت دادم اعلام می نمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم قائم می باشید. و بوسیلۀ آن نیز نجات می یابید به شرطی که آن کلامی را که به شما بشارت دادم محکم نگاه دارید والا عبث ایمان آوردید. زیرا که اول به شما سپردم آنچه نیز یافتم که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد."

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است. آنچه که مسیحیت را در مقایسه با سایر ادیان منحصر به فرد می کند این است که مسیحیت بیش از آنکه در رابطه با مراسم مذهبی باشد در مورد یک رابطه و مشارکت شخصی است. شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت ازامر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را دنبال می کند که رابطه ای بسیار نزدیک با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی مؤمنین است.

مسیحیان بر این عقیده اند که کتاب مقدس کلام الهام شدۀ الهی و فاقد هر گونه اشتباه می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که تعلیم کتاب مقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. (دوم تیموتاؤس ۱۶:۳؛ دوم پطرس ۲۰:۱-۲۱) مسیحیان به یک خدای واحد ایمان دارند که سه شخصیت است: پدر، پسر، و روح القدس.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه تمام بشریت را از خدا جدا ساخت (رومیان ۱۲:۵؛ ۲۳:۳). مسیحیت تعلیم می دهد که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد (فیلیپیان ۶:۲-۱۱) و بر صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ مدفون شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الآن بدست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند (عبرانیان ۲۵:۷). پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناه تمام بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیختۀ بین خدا و انسان را بازسازی می کند. (عبرانیان ۱۱:۹-۱۴؛ ۱۰:۱۰؛ رومیان ۲۳:۶؛ ۸:۵)

انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، احتیاج دارد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید ایمان آورد. اگر شخصی ایمان داشته باشد که مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان او را پرداخت نموده از مردگان قیام کرد، آن شخص نجات یافته است. هیچکس قادر نیست نجات را برای خود تحصیل کند. در واقع هیچکس نمی تواند آنقدر نیکو و بیگناه باشد که قادر باشد خدا را خشنود سازد زیرا همۀ ما گناهکار هستیم. (اشعیا ۶:۶۴-۷؛ ۶:۵۳) علاوه بر این، چون مسیح تمام آنچه برای نجات ما لازم بود به تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود. به همین دلیل هنگامی که بر روی صلیب جان خود را فدا می ساخت فرمود: "تمام شد" (یوحنا ۳۰:۱۹).

به همان گونه که هیچکس قادر نیست بواسطۀ اعمالش خود را نجات دهد، هیچ عملی نیز قادر نیست شخص نجات یافته را از نجاتی که با ایمان دریافت کرده است محروم کند. باید همیشه به یاد داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیده ای است که با مرگ مسیح بر روی صلیب فراهم شد. پس، در عمل نجات، فاعل مسیح است. و شخص نجات یافته مفعول است، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم است. یوحنا ۲۷:۱۰-۲۹ می گوید: " گوسفندان من آواز مرا می شنوند و من آنها را می شناسم و مرا متابعت می کنند. و من به آنها حیات جاودانی می دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت. پدری که به من داد از همه بزرگتر است و کسی نمی تواند از دست پدر من بگیرد."

شاید عده ای به غلط تصور کنند: "یک بار و برای همیشه نجات یافته ام … حال می توانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم … و هیچ چیز نمی تواند نجات را از من بگیرد." ولی باید به یاد داشت که هنگامی که شخص نجات می یابد از فرمانبرداری از طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود. او در واقع شخص آزاد شده ای است که مشتاقانه می خواهد در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند. تا زمانی که ایماندار بر روی زمین زندگی می کند و در بند این نفس گناه آلود است همواره وسوسه می شود تا گناه کند. در رابطۀ بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت یک دیوار جدائی عمل می کند. اگر فردی در گناه زندگی کند و به آن ادامه دهد، از رابطه ای که خدا مایل است با او داشته باشد لذت نخواهد برد. تنها طریق پیروزی بر وسوسه و گناه این است که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از کتاب مقدس بسپارند و هر روزه تحت کنترل روح القدس زیست کنند. زندگی تحت کنترل روح القدس یعنی سرسپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ روح القدس در زندگی روزمرۀ خود.

در حالی که بسیاری از مذاهب پیروان خود را به اطاعت از یک سری قوانین ترغیب می کنند، مسیحیت یعنی ایجاد یک رابطۀ شخصی و زنده با خدا. مسیحیت یعنی ایمان به شخص عیسی مسیح که بر روی صلیب مُرد، جریمۀ گناهان را پرداخت نمود، و روز سوم از مُردگان برخاست. با مرگ مسیح بر روی صلیب دِین گناهان شما پرداخت شده است، و حالا شما می توانید با خدا مشارکت داشته باشید. در مسیحیت شما قادر هستید که بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بَرید. این مفهوم واقعی مسیحیت است که کتابمقدس تعلیم می دهد. 

گپ

دوره آلفا به چه منظور می باشد؟

دوره آلفا شامل یک سری مباحث مهم و پایه و اصولی دین مسیحیت می باشد . نو ایمانداران و نوکیشان که می خواهند با راه و روش مسیحیت و شناخت او بیشتر آشنا و مطالعه داشته باشند توصیه می شود که این دوره را حتمی طی نمایند .دوره آلفا براى مسیحیان نوایمان، غیر مسیحیانی که دوست دارند در مورد مسیحیت اطلاعات داشته باشند و یا افرادی که در مورد مسیحیت سوآل دارند، تهیه شده است. این دوره به طور خلاصه “دوره آشنایی با مسیحیت” خوانده میشود. به پایان رسانیدن این دوره شاید نتواند به تمام سؤالات مربوط به مسیحیت جواب دهد، ولی مطمئنا راه را برای جستجوی فراتر باز خواهد کرد در پایان این دوره شما علاوه بر اینکه درمعلومات خود را افرایش داده مراحل آماده سازی و تکمیل اعتقاد خود را نسبت به مسحیت تکمیل نموده و آماده گرفتن تعمید و پذیرش کامل مسیح خواهید بود .  در طول دوره که معمولا ده جلسه می باشد از روح القدس پر خواهید شد. آمین

سر فصل های دوره بشرح زیر می باشد:

۱- شناخت عیسی مسیح ؟

۲- چرا عیسی مسیح مرد ؟

۳ ایمان در مسیحیت چیست ؟

۴- چرا باید کتاب مقدس را بخوانم؟

۵- دعا در مسیحیت چیست ؟

۶- روح القدس کیست و چکار انجام می دهد و چگونه می توانم از روح خدا پر شوم ؟

۷ – خداوند چگونه ما را یاری می کند ؟

۸ – چگونه می توانم پر مقابل شریر (شیطان) مقاومت کنم ؟

۹ – آیا خداوند امروز هم شفا می دهد ؟

۱۰- کلیسا چیست ؟

گفتاورد

عیسی را که می دانید؟

در کلام و کتاب مقدس عیسی را اینگونه معرفی شده است :

عیسی پسر خداست(عبرانیان.۵:۱)
عیسی کلمه خداست (یوحنا ۱:۱).
عیسی کلمه حیات است (اول یوحنا ۱:۱)
عیسی پسر انسان است(لوقا ۱۰:۱۹)
عیسی خدای حق است(اول یوحنا ۲۰:۵)
عیسی خداست که در جسم ظاهر شد (اول تیموتائوس ۱۶:۳)
عیسی مظهر کامل ذات خداست (عبرانیان ۳:۱)
عیسی فروغ جلال خداست (عبرانیان ۳:۱)
عیسی صورت خدای نادیده است (کولسیان ۱۵:۱)
عیسی خالق آسمان و زمین و چیزهای نادیدنی است(کولیسان ۱۶:۱)
عیسی برتر از همه چیز است (کولسیان ۱۸:۱)
عیسی بره خداست که گناه را از جهان برمی گیرد(یوحنا ۲۹:۱)
عیسی کاهن اعظم است (عبرانیان ۱۱:۹)
عیسی شفیع ماست (اول یوحنا ۱:۲)
عیسی واسطه است(اول تیموتائوس ۵:۲)
عیسی انسان است (اول تیموتائوس ۵:۲)
عیسی پیامبر است (تثنیه ۱۸:۱۸)
عیسی رهاننده است (رومیان ۲۶:۱۱)
عیسی نجات دهنده است(لوقا ۱۱:۲)
عیسی اول و آخر، ابتدا و انتهاست (مکاشفه ۸:۱)(مکاشفه ۱۳:۲۲)
عیسی نان حیات است (یوحنا ۵۱:۶)
عیسی، مسیح است (لوقا ۲۰:۹)
عیسی مشاور شگفت انگیز است (اشعیا ۶:۹)
عیسی پدر سرمدی است (اشعیا ۶:۹)
عیسی خدای قدیر است(اشعیا ۶:۹)
عیسی سرور صلح و سلامتی است (اشعیا ۶:۹)
عیسی یهوه عدالت ماست (ارمیا ۶:۲۳)
عیسی سنگ اصلی بناست (افسسیان ۲۰:۲)
عیسی در است(یوحنا ۷:۱۰)
عیسی راه است(یوحنا ۶:۱۴)
عیسی راستی است(یوحنا ۶:۱۴)
عیسی عمانوئیل است یعنی خدا با ما (اشعیا ۱۴:۷)
عیسی نخست زاده از میان مردگان است (مکاشفه ۵:۱)
عیسی جیات جاودان است(اول یوحنا ۲۰:۵)
عیسی شبان اعظم است (عبرانیان ۲۰:۱۳)
عیسی شبان نیکوست (یوحنا ۱۱:۱۰)
عیسی سَر کلیساست(کولسیان ۱۸:۱)
عیسی آن قدوس است(اعمال ۱۴:۳)
عیسی همان «من هستم» است (یوحنا ۵۸:۸)
عیسی داور است(اعمال ۴۲:۱۰)
عیسی مرد عادل است (اعمال ۱۴:۳)
عیسی پادشاه است (متی ۵:۲۱)
عیسی شاه شاهان است(اول تیموتائوس ۱۵:۶)
عیسی رب ارباب است(اول تیموتائوس ۱۵:۶)
عیسی نور جهان است(یوحنا ۱۲:۸)
عیسی خودشید عدالت است (ملاکی ۲:۴)
عیسی شیری از طایفه یهوداست (مکاشفه ۵:۵)
عیسی مرد غمهاست(اشعیا ۳:۵۳)
عیسی استاد است (متی ۸:۲۳)
عیسی پیام آور (رسول) عهد است (ملاکی ۱:۳)
عیسی طبیب است(متی ۱۲:۹)
عیسی حکمت خداست (اول قرنتیان ۲۴:۱)
عیسی قدرت خداست (اول قرنتیان ۲۴:۱)
عیسی قیامت و حیات است (یوحنا ۲۵:۱۱)
عیسی خادم عادل است(اشعیا ۱۱:۵۳)
عیسی آدم دوم است (اول قرنتیان ۴۷:۱۵)
عیسی پسر داود است(متی ۲۷:۹)
عیسی معلم است (یوحنان ۲:۳)
عیسی تاک حقیقی است (یوحنا ۱:۱۵)

گپ

کلیسا چیست؟

من پیش از اینکه مسیحی شوم در ایمان قبلی که داشتم هر وقت نام و اسم کلیسا را می شنویدم و یا در جایی میخواندم دلم می لرزید همه این فکر و تصور برای نمایان می شد که جلسات در کلیسا با آن نیمکت های سفت و سخت و سروده ها و ترانه ای که بسختی می توان آنها را خواند یک سکوت سنگین و کسالت آور برای آنهایی که در آنجا جمع شده اند . کشیشی که مشعول موعظه است و این تنها کاری است که او می تواند انجام دهد .

ولی هم اکنون در ایمان جدیدم و با مطالعه کتاب مقدس فهمیدم که در قلب و نهان این کلمه دنیایی زیبا نهفته است ٫ کلیسا یعنی رابطه میان خداوند با قومش . در کتب عهد جدید بیش از صد مورد  تصویر با تمثیل در باره کلیسا وجود دارد در این جا چند مورد را که بنظرم اساسی ترین هستند برای درک بهتر کلیسا برایتان شرح خواهم داد.

قوم خدا

کلیسا از یک واژه یونانی می باشد به معنی مردم . ریشه آن ((اکلسیا)) به معنی گرد هم آمدن و دورهم جمع شدن افراد می باشد. ایمان مسیحی در وهله اول یک رابطه عمودی و مستقیم با خدا دارد و در وهله دوم دارای یک رابطه افقی ما با سایرین است . ما بخشی از یک جامعه هستیم که با دعوت خداوند از زمان ابراهیم آغاز شد. بنابر این کلیسایی جهانی متشکل از تمامی کسانی است در سراسر جهان که به نام عیسی مسیح معترف می باشند یا معترف بوده اند.

تعمید نشانه قابل رویت عضو بودن در کلیسا می باشد همچنین نشانه قابل رویت از مفهوم مسیحی بودن. که همانا طهارت از گناه (اول قرنتیان ۶:۱۱) مرگ و قیام با مسیح برای یک زندگی نوین (رومیان ۵-۳:۶) و آب حیات است که از طریق روح القدس به زندگی ما می آورد. عیسی خود به پیروانش فرمود تا بروند و شاگرد بسازند و ایشان را تعمید دهند. بر اساس آمار منتشر شده بیش از دو میلیارد مسیحی در جهان وجود دارد و هر روز بر تعداد پیروان مسیح افزوده تر میشود . کلیسا از هر زمان دیگر رشد می کند . این را باید بدانیم که در بیش از شصت کشور جهان و بیش از دویست میلیون مسیحی بخاطر ایمانشان مورد ظلم و ستم و آزار و شکنجه و حتی تهدید به مرگ قرار می گیرند ولی ما باز شاهد این هستیم که در این کشورها نیز همچنان کلیسا بسیار میرومند باقی مانده است. در عهد جدید پلوس درباره کلیسا های محلی مانند کلیسا های غلاطیه ٫ کلیساهای ایالت آسیا ٫ و همه کلیساهای مسیح صحبت می کند . حتی ما شاهد هستیم که باز کلیسا ها شاخه های ریزتری به خود گرفته بصورت کلیساهای خانگی افراد دور هم جمع می شوند.

خانواده الاهی

کلیسا خانواده خدا است وقتی مسیح را به زندگی خود می پذیریم فرزند خدا می شویم (یوحنا – ۱۲:۱) و این همان چیزی است که باعث اتحاد کلیسا میشود . خدا پدر ماست و عیسی مسیح تجات دهنده ما و روح القدس در ما زندگی می کند و ما همگی به یک خانواده واحد تعلق داریم. عیسی به پیروانش فرمود که ((تا یک باشند))  – یوحنا (۱۱:۱۷)  و همچنین پلوس بیان می کند (( به سعی تمام بکوشید تا آن یگانگی را که در روح است به مدد رشته صلح حفظ نماید)) – افسسیان (۳:۴) .

ما همواره باید در اتحاد در یکدیگر بمانیم این اتحاد زمانی پایدار تر و مستحکم تر میشود که مسیحیان دو هم جمع شده برای دعا و پرستش و همکاری ما هر چقدر به مسیح نزدیک تر شویم به یکدیگر نزدیک شده ایم. از آنجایی که دارای یک پدر واحد هستیم و همه ما با هم خواهر و برادر خوانده خواهیم شد تا یک دیگر را محبت کنیم.

بدن مسیح 

کلیسا بدن مسیح است پلوس وفتی در راه دمشق بود و می رفت تا مسیحیان را آزار دهد در راه با مسیح ملاقات کرد و عیسی به او فرمود (( شائول ٫ شائول چرا من را آزار می رسانی (اعمال رسولان ۴:۹) . پلوس تا آن زمان عیسی را ندیده بود ولی متوجه شد که منظور عیسی از آزار مسیحیان همانا آزار دادن خود او می باشد و پلوس فهمید که کلیسا بدن مسیح می باشد. هر یک از ما مسیحیان نماینده او می باشیم و می توانیم اعمال او را در هر کجا که می خواهیم و می رویم انجام دهیم در خانواده یا محل کار یا محل زندگی و یا در میان دوستان خود.

همه ما عضوی از بدن هستیم و میان اعضا ی بدن وابستگی متقابل هست و هر عضوی بر کل بدن اثر می گذارد.اگر یک عضو دردمند شود همه اعضا با او همدرد میشوند و اگر یک عضو سرافراز شود همه در خوشی او شریک می گردند و وقتی که هر کس سهم  و نقش خود را بازی می کند به راستی چیز زیبایی رخ می دهد مانند ارکستری که هر نوازنده ساز خود را می زند و با هماهنگی و مشارک ما شاهد یک رویداد زیبا خواهیم بود.

 

گپ

اعیاد مهم در بین مسیحیان

همانگونه که می دانیم میسحیت مذهبی شاد و پر از عشق و شور محبت است از این رو اعیاد و رویداد های مهم و شادی در آن وجود دارد که برایتان برخی از مهمترین های آن را بازگو خواهم کرد:

عید پاک   یا عید قیام، مهمترین عید مسیحیان به شمار میرود. عید پاک با رستاخیز و قیام مسیح پیوند خورده است ، در این روز  مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شده بود ، دوباره زنده شد و برخاست ( رستاخیز ). به عید پاک، در انگلیسی Easter و در آلمانی Ostern گفته می‌شود . عید پاک در پایان هفتهٔ مقدسی است که عیسی مسیح وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی و سران مذهبی آن دوران دستگیرو پس از تحمل رنج و سختی‌های فراوان بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود. زمان این عید هر سال بین ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر می‌کند .

کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زادروز مسیح برگزار میشود در روز ۲۵ دسامبر یا ۶ ژانویه بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان ، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه روز ۲۴ دسامبر برگزار میکنند. همچنین اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان عید میلاد جشن میگیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین، سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکانها، به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی، جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا میدارند. اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی روز ششم ژانویه را به عنوان روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح در یک روز جشن میگیرند.

عید پنطیكا هر يکشنبه بين ۱۰ مه و ۱۳ ژوئن. اين روز که هفت هفته پس از روز عيد پاک واقع مى‌شود، روز نزول روح‌القدس بر حواريون  عيسى مسیح است. اين روز در عين حال روز آغاز فعاليت کليسا بر زمين است. گفته مى‌شود نام انگليسى اين عيد ”ويت‌ساندي“ (Whit Sunday) و در واقع White Sunday يعنى ”يکشنبهٔ سپيد“ بوده که از نام جامهٔ سپيدى که تعميدشدگان جديد مى‌پوشيده‌اند برگرفته شده است. ويت ماندى (Whit Monday) در بسيارى از کشورهاى مسيحى روز تعطيل عمومى است .

البته اعیاد دیگری نیز هست که نام آنها را برایتان  خواهم نوشت ولی پر اهمیت ترین آنها همان سه مورد بالاست.

عروج مریم مقدس در روز پانزدهم آگوست  برابر باب بیست و چهار مردادهر سال به مناسبت عروج مریم مقدس به ملکوت آسمان جشن گرفته می شودو در آن روز خداوندبزرگ را برای این فیض مقدس سپاسگزاری می کنیم.

عید کوچک روز ششم ژانویه روزی که عیسی مسیح ظهور کرد و توسط یحیی تعمید گرفت .

 

گفتاورد

چرا و چگونه باید کتاب مقدس را بخوانیم؟

در جواب به این سوال باید گفت دلایل زیادی برای خواندن کتاب مقدس وجود دارد هر چند که برای برخی از مردم این کتاب کسالت آور و بی ربط و نامرتبط به زندگیشان تلقی می کنند ولی در ادامه برایتان خواهم گفت که این گونه نیست؟

سه دلیل مهم برای خواندن و مطالعه کتاب مقدس :

۱- معروف ترین و مشهور ترین کتاب می باشد.

کتاب مقدس پرفروش ترین کتاب جهان است . برآورد میشود که ۴۴ میلیون کتاب مقدس هرساله به فروش میرسد و اینکه در کشور آمریکا طبق آماری که وجود دارد در هر خانواده  آمریکایی بطور متوسط ۶.۸ کتاب مقدس وجود دارد. مقاله ای در روزنامه تایمز نوشته بود (( داستان نویسان مدرن بریتانیایی و سریال های تلویزیونی را فراموش کنید کتاب مقدس هر ساله پرفروش ترین کتاب است )) همچنین نویسنده مقاله خاطر نشان می کند (( همه ترجمه های کتاب مقدس همیشه فروش خوبی دارد . آیا انجمن کتاب مقدس می تواند توضیحی دهد؟ از ایشان پرسیدم گفتند : خوب ٫ برای اینکه کتاب بسیارخوبی است .))

۲- بی همتا ترین و قوی ترین کتاب می باشد.

کتاب مقدس از قوی ترین و قدرتمند ترین کتاب جهان می باشد مانند ماده منفجره نیرومندی عمل می کند . یکی از نخست وزیران سابق انگلیس استانلی بالدوین در این خصوص چنین بیان می کند که : ((کتاب مقدس همانند ماده ی منفجره عمل می کند اما به شکل غریبی عمل می کند و هیج انسان زنده ای نمی تواند بگوید یا بداند این کتاب چگونه در طول سفرش در سراسر دنیا روح تک تک افراد را در ده هرازجای مختلف به سوی حیاتی نو ٫ دنیایی نو ٫ اعتقادی نو ٫ مفهومی نو ٫ و ایمانی نو سوق داده است.))

وقتی کتاب مقدس را در دست می گیرید و مشغول مطالعه آن می شوید چنان زنده و پر شور است که به سختی می توان آن را زمین گذاشت.

۳- کتاب مقدس با ارزشترین کتاب می باشد.

کتاب مقدس از با ارزش ترین کتاب می باشد ما در مزمور می خوانیم (( کلام خدا از طلا گرانبهاتر است )) . ملکه انگلستان به هنگام تاجگذاری کتاب مقدسی از سوی رییس مجمع عمومی کلیسای اسکاتلند دریافت کرد و این سخنان را از او شنید : (( این کتاب را بع شما می دهیم که ارزشمندترین چیزی است که این جهان از آن بهره مند است.)) 

کتاب مقدس باید مداوم در دستان ما باشد٫ در چشمان و گوش ها ٫در دهان ٫ . مهم تر از همه در دل ما باشد. کتاب مقدس روح را به ما برمی گرداند و وجدان ما را تسلی می دهد شاد می سازد به آن روح می بخشد و آن را عزیز می دارد. آن جواهر یا گنجی است عالی تر از همه طلا یا سنگ گرانبهایی.

چرا این کتاب چنین مشهور و قدرتمند و ارزشمند است ؟ عیسی مسیح فرمود :(( انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلام که از دهان خدا صادر شود)) . متی ۴-۴

خدا دایما و بصورت مستمر می خواهد که با قوم خود در ارتباط باشد و چنین نیز می کند و این کار را در وهله اول از طریق کتاب مقدس انجام می دهد.

 

گپ

مدیتیشن با کتاب مقدس برای رسیدن به عمق یک آرامش

دوستان عزیز همان گونه که بارها این کلمه مدیتیشن به گوش شما خورده است و  کم و بیش از منظور و هدف آن با خبر هستید . برای یادآوری یک بار دیگر آن را برایتان بازگو خواهم کرد.

مدیتیشن به زبان ساده چیزی نیست به جز خاموشی ذهن و با هستی یکی شدن و در خدا حل شدن. این جمله چکیدۀ باور کسانی است که به مدیتیشن اعتقاد دارند. در جمله فوق بیش از هر چیز به معناگرایی در مدیتیشن و ارتباط با خداوند تأکید شده است.با توجه به مفهوم آن آیا به نظر شما بهتر نیست از طریق کلام خدا و زبان خدا با او یکی شویم و خود را رها سازیم ؟

من براییتان راهکاری ساده و کار آمد را توصیه می کنم امیدوار هستم که برای شما عزیزان و دوستدارن عیسی مسیح خدایی زنده موثر واقع شود.

در ابتدا:

۱- لباسی راحت به تن کنید و در وضعیتی راحت قرار بگیرید هر طور که بدن شما در آرامش و راحتی باشد.

۲- به یاد داشته باشید که می خواهید در حضور خدا وند باشید احتیاج نیست کار خواصی را انجام دهید سعی کنید با چند تفس عمیق به آرامش درون برسید.

۳- دعا کنید که روح القدس درون شما را برای دریافت کلام خداوند باز و آماده سازد و در انجام این کار شما را یاری رساند و در رسیدن به تمرکز درونی شما را راهبری و کمک نماید.

۴- کلام خدا را بخوانید و خود را در آن زمان و مکان تصور کنید فضا موجود را درک و تجسم کنید بطوریکه گویی در کنار عیسی مسیح قرار گرفته اید و به سخنان او گوش می کنید.

۵- دور و بر خود را نگاه کنید و کلام را مجدد بخوانید آیه به آیه ٫ جمله به جمله ٫ کلمه به کلمه اجازه دهید که آیاتی را که می خوانید شما را لمس کند در این هنگام به اتفاقات و اموری که در درون شما رخ می دهد توجه کنید.

۶- در جایی از کلام که شما را لمس می کند و بقول معروف حس و حالی را در شما به وجود می آورد توقف کنید برای خود سوالاتی را مطرح کنید که خداوند توسط این آیه به ما چه چیزی را می خواهد بگوید آیا در زندگی روزمره ام تاثیری دارد کمکی به من می کند و هماهنگی دارد آیا خداند توسط این کلام مرا تشویق میکند یا به چالش و تفکر وا می دارد ؟ تفکر کنید که خداوند بطور مشخص و مخصوص چه چیزی را می خواهد به شما گفتته و با شخص شما در میان بگذارد.

۷- در این موقیعت بمانید و تمرکز کنید و اجازه ندهید که افکار وسوسه انگیز شما را تحت تاثیر قرار دهد که خیلی سریع از روی آن عبور کنید اجازه بدهید به افکار خود که بطور عمیق در آن آیه و تحول درون فرو رفته و غوطه ور شود.

۸- نقس عمیقی کشیده و در پایان خدا را شکر و ستایش و پرستش کنید.

امید وار هستم که مطالبی را که برای بازگو کردم و تجربه خوبی را که خود کسب کرده بود برای شما برادر و خواهر عزیز مسمر ثمر بوده باشد.

 

گپ

فدیه (کفاره) ‏بزرگ‌ترین هدیهٔ خدا به بشر

از میان هدایایی که تا به حال دریافت کرده‌اید،‏ کدام یک در نظرتان از همه ارزنده‌تر بوده است؟‏ اکثر ما به تجربه متوجه شده‌ایم که ارزش یک هدیه صرفاً به قیمت آن نیست.‏ ارزنده‌ترین هدایا،‏ اغلب هدایایی بوده است که ما را از ته دل شاد کرده و یا نیازی را برآورده ساخته است.‏

 خدا هدیه‌ای به بشر تقدیم کرد که ارزش آن از تمام چیزهایی که به ما داده و تمام چیزهایی که ممکن است آرزوی آن را داشته باشیم،‏ بیشتر است.‏ آن هدیه،‏ بهایی است که یَهُوَه برای بازگرداندن حیات جاودانی برای انسان پرداخت.‏ آری،‏ خدا پسر عزیز خود عیسی مسیح را در این راه داد.‏ ‏(‏اشعیا باب ۵۳ آیه ۴ تا ۱۲‏)‏ این عطیهٔ پرارزش که کتاب مقدّس آن را فدیه خوانده است براستی نهایت محبت یَهُوَه را به ما انسان‌ها نشان می‌دهد،‏ و مهم‌ترین نیازهای بشر را برآورده می‌سازد.‏ 

وقتی خداوند انسان را آفرید هنگام آفرینش آدم موهبتی بسیار بزرگ به او عطا کرد  او آدم را از لحاظ جسمانی و عقلانی بی‌عیب و نقص خلق کرد.‏ خدا انسانی کامل آفرید.‏ آدم نه مریض می‌شد،‏ نه پیر می‌شد و نه می‌مرد.‏ به علاوه،‏ کتاب مقدّس آدم را پسر خدا خوانده است.‏ (‏لوقا ۳:‏۳۸‏)‏ چرا که در آن زمان خدا مثل یک پدر به آدم نزدیک بود.‏ همان گونه که پدری مهربان پسرش را دوست دارد و او را راهنمایی می‌کند،‏ خدا نیز با آدم گفتگو می‌کرد و او را در کارها و وظایفش راهنمایی می‌نمود(پیدایش ۱:‏۲۸-‏۳۰؛‏ ۲:‏۱۶،‏ ۱۷‏) .

انسان کامل بود و می توانست برای خودش تصمیم بگیرد آزاد آفریده شده بود تا آن گونه که بود زندگی کند . وفتی خداوند به انسان فرمود که تو نباید از میوه درخت معرفت و نیکی و بدی بخوری انسان به اختیار خود و بر اساس تصیم خود از آن میوه خورد و همانگونه هکه می دانید پس از آن دیگر در حضور خدا جایی نداشت و از بهشت و عدن و مهبوت در کنار خدا زیستن طرد شد. چرا که به گناه آلوده شده بود به فنا و مرگ و نیستی (‏پیدایش ۳:‏۱۷-‏۱۹‏)‏.

در کتاب مقدّس آمده است:‏ «گناه به وسیلهٔ یک انسان [آدم] به جهان وارد شد و این گناه مرگ را به همراه آورد.‏ در نتیجه،‏ چون همه گناه کردند مرگ همه را در بر گرفت.‏» (‏رومیان ۵:‏۱۲‏‏)‏ آری،‏ ما از آدم گناه را به ارث برده‌ایم و در نتیجه محکوم به مرگ هستیم.‏ تشبیه کتاب مقدّس چقدر بجاست که می‌گوید آدم خود و همهٔ نوادگان خود را مانند برده‌ای به گناه و مرگ فروخت.‏ (‏رومیان ۷:‏۱۴‏)‏ آدم و حوّا به اختیار و ارادهٔ خود از موهبت حیات جاودانی صرف‌نظر کردند،‏ به همین سبب دیگر به آن دست نخواهند یافت.‏ سؤال اینجاست که آیا ما نوادگان آدم نیز موهبت حیات ابدی را برای همیشه از دست داده‌ایم؟‏

در جواب باید گفن خیر ! خوشبختانه یَهُوَه گره از این مشکل گشود.‏ یَهُوَه فدیه (کفاره)  یا غرامت آزادی بشر را پرداخت کرد.‏ غرامت برای دو منظور پرداخت می‌شود.‏ اوّلاً،‏ برای آزاد کردن یک شخص یا بازپس گرفتن یک چیز؛‏ مثل بهایی که برای آزاد کردن اسرای جنگی می‌پردازند.‏ دوّماً،‏ مبلغی در قبال ضرری مالی یا جانی؛‏ مثل مبلغی که شخص در ازای خسارت مالی یا مجروح کردن یک فرد می‌پردازد.‏ اما،‏ چگونه می‌توان بهای تمام ضررهایی را که آدم مسبب آن است پرداخت کرد؟‏ چگونه می‌توان میلیاردها انسان را از بردگی گناه و محکومیت به مرگ رهانید؟

در کتاب مقدّس،‏ اصلی وجود دارد که می‌گوید برای برقراری عدالت می‌باید «جان به عوض جان» داده شود.‏ (‏تثنیه ۱۹:‏۲۱‏)‏ از آنجایی که همهٔ انسان‌ها محکوم به مرگ هستند و ارزش جان هیچ یک با ارزش جان آدم برابری نمی‌کند،‏ پس نمی‌توانند جان خود را به عوض جان آدم بدهند.‏ (‏مزمور ۴۹:‏۷،‏ ۸‏)‏ فقط کسی می‌تواند با فدا کردن جان خود موهبت حیات ابدی را باز پس گیرد که خود محکوم به مرگ نباشد و آلوده به گناه پس خداوند او از میان پسران خود در آسمان عزیزترین آن‌ها یعنی پسر یگانهٔ خویش عیسی را به زمین فرستاد تا با دادن جان خود بهای آزادی انسان‌ها را بپردازد.‏ ‏(‏۱یوحنّا ۴:‏۹،‏ ۱۰ )‏ عیسی نیز با اشتیاق به خواست پدر خود گردن نهاد.‏

و اینگونه شد که دوباره انسان حیات جاوید را دریافت کرد بطوریکه که هرکس در مسیح متولد شود و در کنار او باشد و قلب خود را در اخیتار محبت و مهربانی مسیح قرار دهد حیات جاویدان و ابدی خواهد داشت .

و این بزرگترین فدیه ای بود که تاکنون پرداخت شده است و امیدوار هستم که در پناه عیسی مسیح بتوانم تا ابد و الاباد او را در قلب و وجود خود داشته باشم.

آمین

گفتاورد

تعلیم کتاب مقدس در خصوص قضاوت در مورد دیگران چیست ؟

در جامعه امروز ما که با توجه به افزایش سطح آگاهی مردم و همینطور استفاده سریع و قابل دسترس بودن  اطلاعات بیشتر افراد فکر می کنند و به خود این اجازه را می دهند که در مورد دیگران سخن گفته و قضاوت کنند . حال اینکه درکتاب مقدس به خوبی و روشنی در این مورد سخن گفته شده است که در زیر آن را برایتان باز گو خواهم کرد

متی باب ۷
قضاوت دربارۀ دیگران

۱ در باره دیگران قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید . ۲ همانطور که شما دیگران را محکوم می کنید خودتان نیز محکوم خواهید شد. با هر پیمانه ای که به دیگران بدهید با همان پیمانه عوض خواهید گرفت. ۳ چرا پر کاهی را که در چشم برادرت هست می بینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی؟ ۴ یا چگونه جرأت می کنی به برادر خود بگوئی: « اجازه بده پر کاه را از چشمت بیرون آورم » حال آنکه خودت چوب بزرگی در چشم داری. ۵ ای ریاکار، اول آن چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور و آنگاه درست خواهی دید که پر کاه را از چشم برادرت بیرون بیاوری. ۶ آنچه مقدس است به سگان ندهید و مرواریدهای خود را جلوی خوکها نریزید مبادا آنها را زیر پا لگدمال کنند و برگشته شما را بدرند.

گپ

چرا به مسیح باید ایمان آوریم؟

اغلبِ مسیحیانی که با این سؤال مواجه می‌شوند، چرا مسیحی شدی ؟ پاسخ‌هایی مانند این می‌دهند‌: "من به مسیح ایمان آوردم‌، چون او به من شادی داد؛ به من امید داد؛ به من آرامش داد؛ مرا از افسردگی نجات داد؛ فلان بیماری را داشتم‌، مرا شفا داد؛ زندگی برایم پوچ و بی‌معنی بود، او به زندگی من هدف بخشید؛ در فلان گناهان بودم‌، مرا آزاد کرد؛ در فلان نوع مشکلات شخصی یا خانوادگی یا مالی بودم‌، به دادم رسید؛ بدنبال حقیقت بودم‌، او را یافتم‌." جواب‌ها اغلب حول و حوش این مسائل می‌چرخد.

تمام این جواب‌ها که بیانگر علت ایمان آوردن ما به مسیح است‌، و سایر جواب‌های مشابه‌، بسیار درست و بجا و هستند. اما طبق تعالیم عهدجدید، همۀ اینها فقط می‌توانند "علت اولیۀ‌" ایمان ما به مسیح باشند. اینها مانند جرقه‌هایی هستند که ایمان را در قلب ما شعله‌ور می‌سازند.

اما اگر عهدجدید را مطالعه کنیم‌، خواهیم دید که بدون هیچگونه پرده‌پوشی یا تعارف‌، برای دعوت انسان بسوی ایمان به مسیح‌، علتی روشن بیان می‌دارد و آن نیز رهایی از "عذاب جاودانی‌" و پناه آوردن به "حیات جاودانی‌" است‌. این نکته‌ای است که متأسفانه امروزه کمتر به آن اشاره می‌شود، اما اساس تعلیم عهدجدید را تشکیل می‌دهد. در عهدجدید هیچگاه تعلیم داده نشده که انسان باید به مسیح ایمان بیاورد تا فقط در این دنیا به آرامش و چیزهای دیگر دست یابد.

هدف اصلی خدا، اعطای "حیات جاودانی‌" است که البته این حیات از همین جهان آغاز می‌شود ( یوحنا ۳:‏۱۶). هشدار دربارۀ داوری آینده و آمدن ملکوت آسمان‌، اساس پیام یحیای تعمیددهنده‌، خودِ خداوند ما عیسی مسیح‌، و رسولان او را تشکیل می‌داد ( متی ۳:‏۷-۱۰ و ۴:‏۱۷ و اعمال رسولان ۱۷:‏۳۰ و ۳۱).

بعضی می‌گویند که "ما از ترس جهنم به مسیح ایمان نیاوردیم‌، بلکه چون او را دوست داریم‌، او را پیروی می‌کنیم‌." این قبیل مسیحیان اگر می‌دانستند عذاب جاودانی چیست‌، قطعاً چنین چیزی نمی‌گفتند و چنین منتی هم بر سر مسیح نمی‌گذاشتند!!! عذاب جهنم واقعی است و بسیار هولناک‌. اگر کسی به مسیح ایمان نیاورد، وارد عذاب جاودانی خواهد شد و اگر شما به‌عنوان مسیحی‌، در ایمان و قدوسیت ثابت نمانید، وارد عذاب جاودانی خواهید شد! این حقیقت انجیل است‌.