صفحه 1
گپ

ما مسيحيان به «يک خدا» اعتقاد داریم!؟

بار ها این سوال از من شده است و در ابتدا خود من نیز برایم این سوال وجود داشت که چرا ما نام خدای پدر و خدای پسر و روح القدس را صدا می زنیم مگر خدا واحد و یکی نیست ؟ با مطالعه بیشتر در کتاب مقدس به جواب خود رسیدم و دیدم که زیبا در خود آن به آن اشاره شده است . برای شما نیز شرح مختصری خواهم داد و امید وار هستم که خودتان با مطالعه بیشتر در کتاب مقدس متوجه موضوع بشوید. p14

در  کتاب عهدعتيق این گونه بیان شده است که :  در کتاب مقدس همه صفاتي که اديان ابراهيمي براي خدا قائل شده اند، تأئيد شده است که مهمترين آنها، وحدانيت يا يگانگي خداست. آيه هاي متعددي، چه در کتاب مقدس عهدعتيق و چه در کتاب مقدس عهد جديد، وحدانيت خدا را با قاطعيت اعلام ميدارد. يکي از اين آيات، در تورات موسي يافت ميشود که در واقع در حکم «شهادتين» يهوديان ميباشد. در عصري که تمام ملل دنيا پرستش خدايان متعدد را امري بديهي مي پنداشتند ، موسي به قوم اسرائيل چنين فرمود:«ای اسرائيل، بشنو! يهوه خداي ما، يهوه واحد است. پس يهوه، خداي خود را به تمامي جان و تمامي قوت خود محبت نما» (تثنيه ۶:۴ و ۵) . در کتاب اشعياي نبي نيز که حدود ۷۰۰ سال پيش از مسيح نوشته شده، خداوند چنين ميفرمايد:«خداوند، پادشاه اسرائيل… که ولي ايشان است چنين ميگويد:من اول هستم و من آخر هستم، و غير از من خدايي نيست» (اشعيا ۴۴)

حال در کتاب عهد جديد انديشه يکتا بودن خدا توسط عيسي مسيح و رسولان او در عهد جديد نيز مورد تأکيد قرار گرفته است. عيسي مسيح در بحثي که با يکي از فقهاي يهود داشت، اين موضوع را تأکيد کرد؛ ماجرا به اين شکل بود:«و يکي از کاتبان چون مباحثه ايشان را شنيده، ديد که ايشان را جواب نيکو داد، پيش آمده، از او پرسيد که "اول همه احکام کدام است؟" عيسي او را جواب داد که "اول همه احکام اين است که بشنو اي اسرائيل، خداوند خداي ما خداوند واحد است. و خداوند خداي خود را بهتمامي دل و تمامي جان و تمامي خاطر و تمامي قوت خود محبت نما که اول از احکام اين است"…» (انجيل مرقس ۱۲:-۳۰)
پولس، رسول برجسته مسيح نير چنين فرموده است:«ما را يک خدا است، يعني پدر که همه چيز از اوست و ما براي او هستيم، و يک خداوند، يعني عيسي مسيح که همه چيز از اوست و ما از او هستيم» (اول قرنتيان ۸:۰)  در اين زمينه، در کتاب مقدس آيات بيشماري هست دلم می خواهد که شما نیز خودتان با مطالعه به آنها پیبرده و من  از نقل آنها خودداري ميکنيم.
بنابراين، مطابق تعليم صريح کتاب مقدس، بدون هيچگونه ترديدي، خدا يکي است و خداي ديگري جز او وجود ندارد. کسي را نيز در جلال خود شريک نميسازد.

 

گپ

فرق بین مذهب مسیحیت و دیگر مذاهب – اسلام

از دیدگاه من و براساس آنچه که خوانده ام  دیده ام و لمس کرده ام ادیان دیگر آمدند تا راه را ، حقیقت را و راستی را نشان دهند و بگویند که ما چکارهای بکنیم که به آن برسیم ولی در مسیحیت یگانه راه راست حقیقت عیسی مسیح است . به نظر من دیوانگی است که انسان بوجود خدای واقعی اعتقاد داشته باشد ولی بر طبق معیارهای آن زندگی نکند.

تمام ادیانی که می شناسیم مانند اسلام و زرتشت و بودا و …. پیروان آنها به اعتقادات خود اهمیت داده و تعصب دارند چنانکه ما در کتاب مقدس در رومیان باب ۱۰:۲ می خوانیم ( من می دانم که آنان در دل خود چه غیرت و احترامی برای خداوند دارند …. ) این موضوع برای تمام پیروان ادیان گوناگون صادق است. اسلام برای پیروان خود شریعت را مطرح می کند و برای ما بیان می کند که چه کاری باید بکنیم و چه کاری نباید بکنیم کی نماز بخوانیم و کی نخوانیم چه زمان روزه بگیریم و …..  برای مسائل روز و سیاست و خلاصه برای همه چیز تعیین تکلیف شده است .

در زرتشت ما یاد می گیریم که گفتار نیک و پندار نیک و گفتار نیک داشته باشیم و برای ما اصولی را مطرح می کند همه خدا را دوست و دلشان می خواهد با کار ها و اعمالشان خدا را خشنود از خود نگهدارند و به او نزدیک شوند اما ما در ادامه کلام می خوانیم ( اما غیرت و احترام از روی درک و شناخت صحیح نیست ) . وقتی بررسی می کنیم می بینیم که راهی را که آنها برای نزدیک شدن به خدا طی می کنند اشتباه است . هیچ کس نمی تواند  تمام شریعت را مو به مو تمام آن را در طی دوران حیات خود اجرا کند ٫ شریعت دو اشکال اساسی و بزرگ دارد :

اول اینکه  : در باره بی گناه بحساب آمدن و آمرزش از را شریعت موسی فرمود که  رومیان ۱۰-۵  ( شخص در صورتی ممکن است بخشیده شود و بی گناه بحساب آید که بتواند کاملا خوب باشد و در مقابل وسوسه ها مقاومت کند و یک بار نیز گناه نکند ) . اگر با خود رو راست بوده و به زندگی خود نگاه کنیم خواهیم دید که در جاهای از زندگی خود بالاخره دچار لغزش و سستی شده ایم هر چقدر هم که مومن باشیم و به کار خود مطمن باشیم.

دوم اینکه : شریعت نمی تواند راهکاری برای پاک کردن و بخشش گناهان ما کاری صورت بدهد و این یکی دیگر از اشکالات مهم شریعت می باشد. بنابراین دست به کارهای غیر انسانی می زند مانند قطع کردن دست یک دزد و یا سنگسار کردن فرد زنا کار و مثال های از این دست . ولی آیا با این کارها گناهان ما پاک می شود ؟ در جواب باید گفت خیر همچنان گناهان ما سر جای خود باقی می باشد.

در کلام آمده : یعقوب ۱۰:۲-۱۱ ( کسی که همه احکام خدا را مو به مو اجرا کند ولی در یک امر کوچک مرتکب اشتباه شود به اندازه کسی مقصر است که همه احکام  خدا را زیر پا گذاشته است زیرا همان خدایی که گفت زنا نکنید این را نیز گفت که قتل نکنید پس اگر زنا نکنید اما مرتکب قتل شوید به هر حال از حکم خدا سر پیچی کرده اید و در برابر او مقصر می باشید.)
مسیحیت یک فرق اساسی و بسیار بزرگ با تمام ادیان ، راهها و فلسفه ها دارد و آن این است که در تمام ادیان و راههای دیگر انسان بسوی حقیقت و خدا حرکت می کند ولی در مسیحیت خدا بسوی انسان می آید تا او را بازیافت کند او را نجات دهد تا گناه نکند.
تمام ادیان این فاصله و دوری را بین خالق و مخلوق قبول دارند ، فاصله ای که از ابتدا اراده خدا نبود ولی بخاطر گناه و نا اطاعتی انسانها از خدا بوجود آمد. فاصله ای که میان خدای قدوس و انسان گناهکار وجود دارد ، هیچ انسانی ، هیچ مکتبی ، هیچ دینی و هیچ فلسفه ای نمی تواند پر سازد. انسانها همه گناهکارند و طبق عدالت خدا همه باید بمیرند. حتی بنیانگذاران ادیان دیگر هم بارها از خدا طلب آمرزش می کردند و آنها هم بدون گناه نبودند. تنها کسی که می تواند این فاصله و شکاف را از بین ببرد ، عیسی مسیح است. او بعنوان خدای کامل و انسان کامل ،خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک کرد. او بعنوان یگانه انسان بی گناه به نمایندگی از طرف همه انسانها مجازات مرگ را پذیرفت تا با خون خود ما را نجات بخشد.
نام او عیسی یعنی نجات دهنده است پس بهتر است کمی بیشتر تفکر و مطالعه داشته باشیم و گول برخی از افراد بی کفایت و تالایف و نا آگاه را نخوریم.

باشد که نور روشنایی و حقیقت خداوند  قلب ها و ذهن های ما را روشن سازد. آمین