صفحه 1
استاندارد

هفت اصل کلام خدا دربارۀ دعا

باید هرگاه کلام مسیح موعظه یا تعلیم داده می‌شود آن را بشنوید.
باید هر روز کلام خداوند را بخوانید.
باید هر هفته کلام خدا را در یک گروه کوچک مطالعه کتاب مقدس بررسی کنید.
باید بیانات مهم مسیح را مرتب حفظ کنید.
باید در کلام مسیح تعمق کنید. 
یعنی در مورد مفهوم آن در زندگی شخصی خود تفکر کنید، 
دعا کنید تا بفهمید که او چه می‌خواهد.
باید کلام خدا را در زندگی خود به کار ببرید .
(متی ۷ : ۲۴؛ یوحنا ۱۵: ۱۰)
باید کلام خدا را با موعظه و تعلیم به سایرین منتقل کنید.
نکتۀ مهم بعدی اینست که كسانيكه روح بخشش دارند مي‌توانند پاسخ دعای خود را دریافت كنند، يكي از دلايلی كه اغلب مانع دعاكردن مي‌گردد نداشتن روح بخشش است. 
مسيح وعده فرموده: 
وقتي به دعا بايستيد هرگاه كسي به شما خطا كرده باشد او را ببخشيد تا آنكه پدر شما نيز كه در آسمان است خطايای شما را ببخشايد. 
(انجيل مرقس، ۱۱: ۲۵)
در مسيحيت شما دعا مي‌كنيد تا با خداوند مشاركت داشته باشيد، خداوند بي‌صبرانه منتظر است تا در دعا حضور يابيد، در حضور خداي پدر در نام عيسي خداوند و توسط روح القدس دعا مي‌كنيم. 
دعا اظهارات قلبي شما به خداوند است دعا تنها يك فعاليت نيست  بلكه يك تجربه و رابطه است.
بعنوان فرزندان خدا از شما دعوت شده است تا با دليری به تخت فيض خداوند نزديك شويد. (عبرانيان، ۱۴:۴ الی۱۶)
عیسی وعده داد: 
«اگر چيزي به اسم من طلب كنيد من آن را به جا خواهم آورد.» 
(انجيل يوحنا، ۱۴: ۱۴)
عبرانیان۱۱: ۶، 
بدون ايمان تحصيل رضامندي او محال است زيرا هركه تقرب به خدا جويد لازم است كه ايمان آورد. 
بنابراین دعای خود را با ایمان به حضور خدا ببرید.
دعا جايگاه ويژه‌ای در مسيحيت دارد و اول از همه چيز به دعا سفارش شده است .
(اول تيموتاوس، ۲: ۲ الی۴)
مسيحيان معتقدند همانطور كه عيسي دعا كرد تا روح القدوس در زندگي شاگردانش عمل كند ما نيز مي‌توانيم دعا كنيم. 
وقتي كه به گناه خود اعتراف ميی كنید باعث مي‌شود كه رابطه شما با خدا صميمی و شفاف شود و …
بطور كلي ما مسيحيان گفتگو با خدا و ستايش و پرستش او را بطور عادی و روزانه در وقت و بي وقت انجام مي‌دهیم و دعا قسمتي از زندگی ما می باشد. 
اين دستور پولس رسول كه «پيوسته دعا كنيد» 
(فيليپيان ۱: ۴)

استاندارد

چرا باید دعا کنیم اگر خدا آینده را می داند و خودش در کنترل همه چیز است؟

برای مسیحیان، دعا مثل تنفس کردن است. آسانتر است که دعا کنیم تا اینکه اینکار را انجام ندهیم. ما بدلایل مختلف دعا می کنیم. یکی اینکه دعا یک نوع خدمت خدا (لوقا ۲ : ۳۶-۳۸) و اطاعت از اوست. ما دعا می کنیم چون خدا به ما فرمان می دهد که دعا کنیم (فیلیپیان ۴ : ۶-۷). نمونة دعا را مسیح به کلیسای اولیه داد (مرقس ۱ : ۳۵، اعمال رسولان ۱ : ۱۴، ۲: ۴۲، ۳: ۱، ۴: ۲۳-۳۱، ۶: ۴، ۱۳: ۱-۳).اگر عیسی فکر می کرد ارزش دارد که دعا کند، ما هم باید همین فکر را داشته باشیم. اگر او نیاز داشت دعا کند تا در ارادة خدا بماند، چقدر بیشتر ما نیاز به دعا داریم؟

دلیل دیگری که باید دعا کنیم این است که خدا می خواهد دعا روش انجام راه حل او برای بسیاری از موقعیتها باشد. ما از دعا برای تصمیم گیریهای بزرگ (لوقا ۶: ۱۲-۱۳)، پیروزی بر موانع شریر (متی ۱۷: ۱۴-۲۱)، جمع کردن کارگران برای حصاد (لوقا ۱۰: ۲)، بدست آوردن قدرت برای غلبه بر وسوسه (متی ۲۶: ۴۱)، و بعنوان راهی برای بنای روحانی دیگران (افسسیان ۶: ۱۸-۱۹) استفاده می کنیم.

ما با درخواستهای بخصوصی نزد خدا می آییم و وعدة خدا را داریم که دعاهایمان باطل نخواهند بود، حتی اگر دقیقا آنچه برایش دعا کردیم بدست نیاوریم (متی ۶:۶، رومیان ۸: ۲۶-۲۷). او وعده داده است که وقتی ما برای چیزهایی که در ارادة او هستند دعا می کنیم، او به ما آنچه بخواهیم می دهد (۱ یوحنا ۵: ۱۴-۱۵). بعضی اوقات او با حکمتش و برای خیریت ما جواب را به تاخیر می اندازد. در این مواقع، ما باید با پشتکار دعا کنیم (متی ۷: ۷، لوقا ۱۸: ۱-۸). به دعا نباید بعنوان راهی برای دریافت خواسته هایمان بر زمین نگاه کنیم، در عوض باید به این عنوان نگاه کنیم که ارادة خدا بر زمین کرده شود. حکمت خدا بسیار بالاتر از حکمت ماست.

برای مواقعی که ما ارادة خدا را دقیقا نمی دانیم، دعا راهیست برای تشخیص ارادة او. اگر زن سریانی با دختر دیو زده اش به مسیح دعا نکرده بود، دخترش شفا نمی یافت ( مرقس ۷: ۲۶-۳۰). اگر مرد کور بیرون از اریحا مسیح را صدا نزده بود، همیشه کور می ماند (لوقا ۱۸: ۳۵-۴۳). خدا گفته است که ما اغلب بدست نمی آوریم چون درخواست نمی کنیم (یعقوب ۴: ۲). بعبارتی، دعا مثل بشارت دادن به مردم است. ما نمی دانیم که چه کسی به بشارت پاسخ مثبت می دهد مگر اینکه بشارت بدهیم. بهمین طریق، ما هرگز نتیجة دعا را نمی بینیم مگر اینکه دعا کنیم.

کمبود دعا، نشانة کمبود ایمان و عدم اعتماد به خداست. ما دعا می کنیم که ایمانمان به خدا را نشان بدهیم، که او چنانکه در کلامش وعده داده است به ما جواب می دهد و زندگی ما را بفراوانی و بیش از آنچه بخواهیم و یا امیدوار به آن باشیم برکت می دهد (افسسیان ۳ : ۲۰). دعا اولین کاریست که ما بوسیلة آن می توان کار خدا را در زندگی دیگران ببینیم. چون این روشی است که ما به قدرت خدا متصل می شویم، در نتیجه، این روش شکست دادن شیطان و لشگر اوست زیرا ما بقدرت خود نمی توانیم بر او پیروز شویم. بنابراین، کاش خدا ما را دائما در حضور تخت خود ببیند، زیرا ما در آسمان کاهن اعظمی داریم که می تواند همة مشکلات ما را درک کند (عبرانیان ۴: ۱۵-۱۶). ما وعدة او را داریم که دعای مرد عادل در عمل قوت بسیار دارد (یعقوب ۵: ۱۶-۱۷). در دعا با ایمان دائما بحضور او بیاییم تا خدا نامش را در زندگی ما جلال دهد. 

استاندارد

مسیحیت چیست و مسیحیان به چه چیزی ایمان دارند؟

باورهای اساسی مسیحیت در( اول قرنتیان فصل ۱۵ آیه های ۱ تا۴ )اینگونه بطور خلاصه بیان شده اند: "حال ای برادران، بگذاريد بار ديگر حقايق انجيل را بياد شما آورم، يعنی همان خبر خوشی را كه قبلاً به شما اعلام كردم و شما هم آن را با شادی پذيرفتيد و اكنون نيز ايمانتان بر همين پيغام عالی استوار است. همين خبر خوش است كه اگر واقعاً به آن ايمان داشته باشيد، باعث نجاتتان می‌گردد، مگر آنكه ايمانتان واقعی نباشد. من مهمترين حقايق انجيل را همانطور كه ديگران به من رساندند، به شما اعلام كردم، يعنی اين حقايق را كه مسيح طبق نوشته‌های كتاب آسمانی، جان خود را در راه آمرزش گناهان ما فدا كرد و مرد، در قبر گذاشته شد و روز سوم زنده گرديد و از قبر بيرون آمد، همانطور كه انبياء پيشگويی كرده بودند".

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است. آنچه که مسیحیت را در مقایسه با سایر ادیان منحصر به فرد می کند این است که مسیحیت بیش از آنکه در رابطه با مراسم مذهبی باشد در مورد برقرار کردن یک رابطه نزدیک با خدا می باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار مسیح و خدمات روح القدس در زندگی ایمانداران است.

مسیحیان بر این عقیده اند که کتاب مقدس کلام الهام شدۀ خدا می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که آموزش های کتاب مقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶؛ دوم پطرس فصل ۱ آیه های ۲۰ تا ۲۱) مسیحیان به خدای یگانه اعتقاد دارند که در سه شخصیت پدر، پسر، و روح القدس وجود دارد.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه، بشریت را از خدا جدا ساخت (رومیان فصل ۳ آیه ۲۳ و فصل ۵ آیه ۱۲). مسیحیت می گوید که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد (فیلیپیان فصل ۲ آیه های ۶ تا ۱۱) و بر روی صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ دفن شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الان در دست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند (عبرانیان فصل ۷ آیه ۲۵). پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمه گناه بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیخته بین خدا و انسان را بازسازی می کند. (عبرانیان فصل ۹ آیه های ۱۱ تا ۱۴و فصل ۱۰ آیه ۱۰؛ رومیان فصل ۶ آیه ۲۳ و فصل ۵ آیه ۸)

مسیحیت می گوید، انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، باید به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به انجام رسانید، ایمان آورد. اگر شخصی ایمان داشته باشد که مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان او را پرداخت نموده و از مردگان قیام کرد، آن شخص نجات یافته است. هیچکس قادر نیست نجات را توسط کارهای خوب خودش بدست آورد. در واقع هیچکس نمی تواند آنقدر نیکو و بیگناه باشد که خدا را خشنود سازد زیرا همۀ ما گناهکار هستیم. (اشعیا فصل ۵۳ آیه ۶ و فصل ۶۴ آیه های ۶ تا ۷) علاوه بر این، چون مسیح تمام آنچه برای نجات ما لازم بود، تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی به آن اضافه کرد برای اینکه کاری که او انجام داد، کاملا برای نجات کافی است. به همین دلیل هنگامی که بر روی صلیب جان خود را فدا کرد، گفت: "تمام شد" (یوحنا فصل ۱۹ آیه ۳۰) این گفته به این معنی است که کار نجات تمام شد.

بر اساس مسیحیت، نجات یعنی آزاد شده از اسارت زندگی گناه آلود گذشته و برقرار کردن دوباره رابطه با خدا می باشد. زمانی ما برده و درخدمت گناه بودیم، ولی الان در خدمت عیسی مسیح هستیم (رومیان فصل۶ آیه های ۱۵ تا ۲۲). تا زمانیکه ایمانداران در این زندگی در بند گناه باشد همواره در وسوسه ارتکاب گناه خواهد بود. تنها راه پیروزی بر وسوسه و گناه این است که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از کتاب مقدس بسپارند و همواره تحت کنترل روح القدس زندگی کنند. زندگی تحت کنترل روح القدس بدین معنی می باشد که زندگی روزمره خود را تحت کنترل و راهبری روح القدس سپری کنیم. اجازه بدهیم که روح القدس افسار زندگی ما را در دستان خود بگیرد و ما نیز کاملا از او اطاعت کنیم.

در حالی که بسیاری از مذاهب پیروان خود را به اطاعت از یک سری قوانین مجبور می کنند، اما مسیحیت یعنی ایمان به اینکه عیسی مسیح که بر روی صلیب مُرد، جریمۀ گناهان را پرداخت نمود، و روز سوم از مُردگان برخاست. با مرگ مسیح بر روی صلیب تاوان گناهان ما پرداخت شده است، و حال ما می توانیم با خدا معاشرت داشته باشید. در مسیحیت می توانیم بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کنیم و در رابطه نزدیک و صمیمی با خدا زندگی کنیم ، این همان مسیحیتی است که کاملا بر اساس خواست و گفته کتاب مقدس است.

استاندارد

هفت دلیل قیام مسیح از مرگ بر طبق آیات کتاب مقدس

عیسای مسیح با قیام خود از مرگ :

۱- قدرت خدا را ثابت نمود. ” …زیرا همانطور که پدر مردگان را زنده می کند …” ( یوحنا ۵ : ۲۱ )
دلیل آن:
می گویند :مگر امکان دارد مرده ای زنده شود؟ ای ریاکاران!مگر شما به خدای خالق ،توانا،قادر ایمان ندارید؟مگر خدا نمیمراند و زنده نمی کند؟ اگر خدا قادر است از نطفۀ ناچیز انسانی هوشمند مانند شما بسازد!اگر بقول شما کسی قادر بود تا با شمشیر خود ماه را به دو قسمت تقسیم کند(!!؟) آیا همان کس قادر نیست همچنین مرده ای را برخیزاند. کتاب مقدس مینویسد :” خداوند یهوه به این استخوانها چنین می گوید اینک من روح به شما در می آورم تا زنده شوید.” ( حزقیال ۳۷ : ۵ ) عیسای مسیح تنها سه روز بود که در قبر بود.اینجا خدا میگوید که من به استخوانها حیات میدهم.

۲- رستاخیز مردگان را و داوری بر آنان را ثابت نمود. ” زمانی خواهد آمد که همۀ مردگان صدای او را خواهند شنید و از قبرهای خود بیرون خواهند آمد- نیکوکاران برای حیات خواهند برخاست و گناهکاران برای محکومیت.”
( یوحنا ۵ : ۲۸-۲۹ )
دلیل آن :
ما به بازگشت روح بعد از مرگ به زمین به شکل اجسام و یا حیوانات و خویشاوندان خود اعتقاد نداریم!همچنین اعتقاد نداریم که بعد از مرگ فرصتی خواهد بود برای توبه و بازگشت.زمان اول که برخاستیم برای توبه و بازگشت به مسیح بود.زمان دوم که بر میخیزیم برای داوری است.فرصت به همۀ ما در این جهان داده شده و خواهد شد. کتابمقدس میگوید :” همه باید یکبار بمیرند و بعد از آن برای داوری در حضور خدا قرار گیرند.” ( عبرانیان ۹ : ۲۶-۲۷ )

۳- الوهیت خود را ثابت نمود.” من قیامت و حیات هستم.” ( یوحنا ۱۱ : ۲۵ )
دلیل آن :
دلیل تولد مسیح ،قربانی شدن او بر صلیب برای پرداخت کفارۀ گناهان ما بوده است و دلیلی دیگری نبود و عیسای مسیح بارها و بارها این را تکرار کرد.آنها که گوشهای باز دارند بشنوند!اگر او می بایست پاک کنندۀ ابدی گناهان ما باشد.اگر او می بایست تنها آمرزندۀ گناهان ما باشد.اگر او می بایست تنها رسانندۀ ما به حیات ابدی باشد.اگر او می بایست تنها صلح دهندۀ بین ما و خدا باشد.او می بایست خدا باشد.زیرا تمام این ناممکن ها نه از راه شریعت میسر بود و هست و نه از راه ۲+۲ = ۴ !!او می بایست خدا می بود.خدایی در جسم.جسمی که باید تمام آن می بایست ها را برای مان انجام میداد و تکمیل مینمود.با قدرت خدایی خود.اگر او قدرت خدایی داشت که داشت.پس با همان قدرت …

… همانطور که پدر مردگان را زنده میکند و به آنها حیات می بخشد ،پسر هم هر که را بخواهد زنده می کند …زیرا همانطور که پدر منشاء حیات است،به پسر هم این قدرت را بخشیده تا منشاء حیات باشد.” ( یوحنا ۵ :۲۱ و ۲۶ )

۴- ترس از مرگ را برای همیشه نابود کرد. ” و آن کسانی را که به سبب ترس از مرگ تمام عمر در بردگی به سر برده اند آزاد سازد.” ( عبرانیان ۲ : ۱۵ )
دلیل آن :
کتابمقدس می گوید ،مرگ در گناه قدرت دارد.مرگ در گناه بر تمامی حیات انسان حکومت می کند.زیرا گناه بر تمام انسان حکومت دارد.مرگ ،تاریکی ست.پایان است.هراس و دلهرگی ست.بود تا قبل از عیسای مسیح.زمانی که مسیح جریمۀ گناه ما را پرداخت کرد و گناه را بر بالای صلیب با خون خود برای همیشه داوری نمود و سر شیطان
( شاهزادۀ گناه ) را له کرد.نیش مرگ کشیده شد.زمانی که مسیح از مرگ قیام کرد ترس از مرگ برای همیشه نابود شد.زیرا او با قیام خود از مرگ ،آن تضمین ابدی حیات و با او بودن را تایید کرد.پس ما درست زمانی که چشمانمان را بر جسم می بندیم به زیستن ابدی در روح به مسیح باز میکنیم.این پیروزی و عدم ترس از مرگ ،ما را در حیاتی کاملا روحانی و تازه مهیا مینماید.زیستنی در روح و نه در شریعت .یعنی همان پیمان و وعدۀ خدا به انسان تقریبا ۷۵۰ سال قبل از قیام مسیح از مرگ ! کلام کتابمقدس مینویسد :” خداوند ما عیسی مسیح را که شبان بزرگ گوسفندان است پس از مرگ زنده کرد و خون او پیمان ابدی را تایید کرد.” ( عبرانیان ۱۳ : ۲۰ )

۵- ما را نزد خدا عادل شمرد.” که بسبب گناهان ما تسلیم گردید و بسبب عادل شدن ما برخیزانیده شد.”
( رومیان ۴ : ۲۵)
دلیل آن:
کتابمقدس می گوید که قصد خدا در زندگی انسان عادل شمرده شدن انسانِ گناهکار در نگاه خدا می باشد.و خدای زندۀ ما آن را تماما در عیسای مسیح تکمیل و تمام نمود.در گذشته انسان تنها با ایمان به خدا بدون شریعت نزد خدا عادل شمرده می شد.مثل خنوخ ( پیدایش ۵ : ۲۴ ) یا نوح ( پیدایش ۶ : ۹ ) یا ابراهیم ( پیدایش ۱۶ : ۶ ) .اما این عادل شمرده شدن بدلیل وجود و سرایت بیشتر و بیشتر گناه در زندگی انسان،برای همه میسر نشد و نبود و نخواهد بود.از این رو خدا بنابه فیض رایگان و محبت بیکران خود در زمان معین توسط فرزند روحانی خود عیسای مسیح با مرگ او گناهان را پاک کرد و با قیام او از مرگ این فرصت را به انسان داد تا با ایمان به مسیحِ مرده و قیام کرده در حضور خدا عادل محسوب شود.کتابمقدس می نویسد:” و بندۀ عادل من به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید زیرا که او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود.” ( اشعیاء ۵۳ : ۱۱ ) و ” زیرا او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم.” ( دوم قرنتیان ۵ : ۲۱ )

۶- ما را تماما به زیستن در حیاتی نو و تازه هدایت نمود.” با او دفن شدیم تا آنکه به همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست ما نیز در تازگی حیات رفتار نمائیم.” ( رومیان ۶ : ۴ )
دلیل آن :
نه تنها قیام مسیح یک حقیقت ذاتی از یک رویداد فیزیکی می باشد.( بعضی ها قیام مسیح را تمثیل و روحانی می دانند.قیام مسیح هم در روح بود و هم در جسم. ) قیام مسیح نه تنها تایید تمام موارد بالاست ؛همچنین قیام مسیح از مرگ در حیات روحانی ایماندار به مسیح تماما نقش دارد.یک مسیحی از قیام مسیح از مرگ با توجه به نقشۀ خدا از این رویداد ،استفاده نموده و با قیام مسیح و ایمان به آن ،درک آن ،تنفس در آن ،تمرکز بر آن ،زیستن با آن ،رشد در آن تماما به انسانی تازه و قیام کرده به حیاتی نو تبدیل می گردد.عیسای مسیح خود فرمود که او قیامت و حیات است.قیامت و حیات اتصالی غریب و جدایی ناپذیر با هم دارند.قیامت معنایی ندارد اگر با خود حیاتی را به همراه نداشته باشد و حیات معنایی ندارد اگر از قیامتی بر نیامده باشد.ما طبیعت کهنه و قدیمی خود را با مسیح بر صلیب او میخکوب کرده و نفس خود را روزانه می کشیم.و با او روزانه به حیاتی تازه و نوین قیام می نماییم.کتابمقدس می نویسد :” و اگر مسیح در شما است جسم بسبب گناه مرده است و اما روح بسبب عدالت حیات است و اگر روح او که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد او که مسیح را از مردگان برخیزانید بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت به روح خود که در شما ساکن است.” ( رومیان ۸ : ۱۰-۱۱ )

۷- تمام پیشگویی های کتابمقدس را در این خصوص تایید نمود. ” وقتی هنوز با شما بودم و میگفتم که هر چه در تورات موسی و نوشته های انبیاء و زبور در بارۀ من نوشته شده باید به انجام برسد ،مقصودم همین چیزها بود.” بعد اذهان ایشان را باز کرد تا کتابمقدس را بفهمند.و فرمود :” این است آنچه نوشته شده که مسیح باید عذاب مرگ را ببیند و در روز سوم دوباره زنده شود و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همه ملت ها اعلام گردد.”

)
دلیل آن:
بسیاری دوست دارند مرگ و قیام مسیح را باور نکنند تا به مقاصد و عقاید خود دامن زنند.آنها با تایید نکردن مرگ و قیام مسیح در حقیقت وجود مسیح را رد کرده اند.زیرا اگر مرگ و قیام مسیح را از زندگی او بگیرید .از او تنها یک آدم دیوانه و شیاد می ماند؟!( به زبان انسانی سخن می گویم) یا باید تمام او را باور کرد یا هیچکدام او را.قرآن برای تایید رسالت خود از سیمای مسیح یک پیامبر نیکو ساخت.او را روح خدا لقب داد.به او معجزات فراوانی را نام داد.اما تا به مرگ و قیام او رسید که باور آن تمامی باور شش موارد بالا خواهد بود.آن را تماما رد کرد و آن را ساخته و پرداختۀ شاگردان و انسان لقب داد.آنها در واقع با رد کردن مرگ و قیام مسیح ” کتابهای آسمانی ” ” اهل کتاب ” را رد کرده اند.همان کتابی که قرآن ، رسالت خود و تایید خود را از آن گرفته است!!
اجازه بدهید تا با هم کمی ریاضی کار کنیم!!
اولین نوشتۀ کتابِ ” اهل کتاب “ِ قرآن ،تقریبا ۲۰۰۰ سال قبل از آیات قرآن بوده است.اولین انجیل نوشته شده ( روایت زندگی عیسای مسیح ) تقریبا ۶۵۰ سال قبل از آیات قرآن بوده است.وقتی قرآن و آیه های آن تقریبا ۶۵۰ سال بعد از اولین نوشته انجیل نوشته شد.در آن یهودیان و مسیحیان را ” اهل کتاب ” خطاب نمود.در قرآن نوشته شد خدا بود که این کتاب را به ” اهل کتاب ” داد.کدام کتاب؟کتابی که مجموعا در ۲۶۵۰ سال قبل از آیات قرآن نوشته شده ،تمام شده و ثبت شده و مورد تدریس قرار می گرفته است.کدام کتاب ؟ همان کتابی که گناه انسان ،مرگ انسان بواسطۀ گناه ،قدوسیت و عدالت خدا ، نیاز آمدن مسیح ،مرگ و قیام او از مرگ را تماما در طول تمام صفحات خود نقاشی کرده و به ترانه در آورده است!اگر قرآن و مفسرین اسلامی این حقیقت را رد می کنند ،در حقیقت خبر بد این است که آنها خودشان ،خودشان را رد کرده اند!و اصالت آیات قرآن را!
کتابمقدس می نویسد:” که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مرد و اینکه مدفون شد و در روز سیم بر حسب کتب برخاست.” ( اول قرنتیان ۱۵ : ۳-۴ )

دوست عزیز!
در این اختصار شما با حقایق الهی در خصوص قیام مسیح از مرگ و باور آن روبرو شدید.اگر بخواهم کمی بیشتر به این حقیقت اشاره نمایم همین قدر بدانید که اگر مسیح از مرگ قیام نمیکرد ،وعده ها و گفته هایش که ” من روز سوم زنده می شوم.” تماما به ریا و دروغ تبدیل میشد.چه کسی حاضر می شد برای دروغ و سخنان کذب یک آدمی که حالا در قبر مانده برود جان خود را به بیهودگی در خطر بیاندازد .شاید بگویید مسلمانان بدون ایمان به مسیح جان خود را برای فرمان قرآن دادند و می دهند ؛ و من می گویم کمونیستها بیشتر از مسلمانان جانشان را برای رساندن پیام خود به خطر انداختند و کشته شدند!بدون قبول داشتن انجیل و تورات و قرآن ،و بدون اینکه بهشتی هم نصیب آنان شود!!اما هر دوی این گروه و گروههای دیگر آیا جانشان را برای گسترش صلح،فروتنی،بخشش،گذشت،مهربانی،حیات جاودان،فیض خدا در خطر انداخته اند ؟یا برای قتل عام و زور و انتقام و سیاست گرایی و قدرت طلبی پوچ؟!مسیحیت اولیه با دستی خالی و قلبی پر از امید و شوق مسیحِ قیام کرده از مرگ ،پر از روح مقدس خدا ،پیام صلح و آشتی با خدا را تا به امروز با خود به همه جا برده و خواهد برد.تمام این شجاعت و این مستانگی شاگردان دلیلش از زمانی شروع شد که آنها مسیح قیام کرده را با چشمان خود دیدند و دانستند آنی که به او ایمان آورده اند ،حقیقتا چهرۀ نادیدۀ خدا بوده است و تا به ابد می ماند.
” خدا همین عیسی را پس از مرگ زنده کرد و همۀ ما بر آن گواه هستیم…یقین بدانید که خدا این عیسی را که شما مصلوب کردید ،خداوند و مسیح کرده است.” ( از سخنان پطرس شاگرد مسیح در نامۀ اعمال ۲ : ۳۲ و ۳۶ )

پیروزمند در مرگ مسیح که برای شما حیات جاودان را و شاد در قیام مسیح که جاودانگی این حیات را به ارمغان آورد.

استاندارد

چرا نوشتن اناجیل ۳۰ تا ۶۰ سال بطول انجامیده است؟

دلیل اصلی این بود که بلافاصله پس از مرگ و قیام مسیح نیازی احساس نمیشد که چنین مطالبی نوشته شود.

در آغاز، انجیل دهان به دهان در اورشلیم منتشر گردید. هیچ نیازی برای ثبت نوشتهای از زندگی مسیح نبود زیرا کسانی که در نواحی اطراف اورشلیم زندگی میکردند، خود شاهدان عینی عیسی بودند و به خوبی از خدمت وی آگاهی داشتند. (اعمال رسولان ۲ : ۲۲، ۳ : ۱۳، ۴ : ۱۳، ۵ : ۳۰، ۵ : ۴۲، ۶ : ۱۴ و غیره)

اما زمانی که انجیل به خارج از اورشلیم انتشار یافت، دیگر شاهدان عینی آماده و در دسترس نبودند، لذا جهت تعلیم درباره زندگی و خدمت عیسی نیاز بود تا گزارش وقایع به صورت مکتوب در آید. بسیاری از محققین زمان نگارش انجیل را حدود ۳۰ الی ۶۰ سال پس از مرگ عیسی تخمین زدهاند.

لوقا در این رابطه اطلاعات بیشتری ارائه کرده و اظهار میدارد: «از آن جهت که بسیاری دست خود را دراز کردند به سوی تالیف حکایت آن اموری که نزد ما به اتمام رسید، چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را منالبدایه به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم ای تیوفلس عزیز، تا صحت آن کلامی را که در آن تعلیم یافتهای دریابی.» (لوقا ۱ : ۱ – ۳)

یوحنا نیز دلیل نگارش انجیل خود را بیان میکند: «و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد. لیکن اینقدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خداست و تا ایمان آورده، به اسم او حیات یابید.» (یوحنا ۲۰ : ۳۰ و ۳۱)

آری. اگر قرار است ایمان دارای ارزش باشد، آنگاه بایستی بر پایه حقایق و واقعیات بنا شده باشد. در اینجا دلیل این موضوع را میبینیم. اگر سوار بر هواپیمایی به مقصد لندن باشید، احتمالاً ایمان دارید که هواپیمای جت دارای سوخت کافی است، از لحاظ فنی قابل اعتماد است، خلبانی کارآزموده دارد و هیچ تروریستی در هواپیما نیست. اما این ایمانتان نیست که قادر است شما را به لندن برساند. ایمان شما تا جایی مفید است که باعث شود سوار هواپیما شوید. اما آنچه در حقیقت شما را به لندن میرساند بیعیب و نقص بودن هواپیما، خلبان و غیره است. شما میتوانید به تجربیات مثبت قبلی خود در پرواز تکیه کنید. اما برای اینکه هواپیما به لندن برسد تجربیات مثبت شما کافی نیست. آنچه که اهمیت دارد دلیل ایمان شماست . . . آیا قابل اتکا است؟

آیا عهد جدید ارائهای دقیق و قابل اعتماد درباره عیسی است؟ بله. ما میتوانیم به عهد جدید اطمینان داشته باشیم زیرا حقایق متعددی از آن پشتیبانی میکند. این مقاله نکات زیر را مورد بررسی قرار داد: همرأی بودن مورخین، موافقت باستانشناسی، بیوگرافیهای نوشته شده در هر چهار انجیل با یکدیگر تطابق دارند، رونویسی مدارک و اسناد به طرز جالب توجهی اصالت اولیه را محفوظ داشته است، دقت بالایی در ترجمهها وجود دارد. تمامی اینها پایه و اساس محکمی است تا آنچه را در عهد جدید میخوانیم باور کنیم که: «عیسی خداست، او مجازات گناهان ما را قبول کرد، و از مردگان قیام نمود.»

استاندارد

بشارت دادن چیست؟

بشارت دادن
معنای سادۀ عبارت بشارت یعنی، آوردن خبر است. همین عبارت در زبان انگلیسی یعنی آوردن خبر خوش استخراج شده است. شیرازه و دلیل بودن این عبارت در الهیات مسیحی ربطی مستقیم با طرح الهی خود خدای ما دارد نه اینکه ربطی به فرقۀ خاص داشته یا فرد خاصی آن را اختراع کرده باشد.
اشعیاء نبی ۵۲: ۷
ضروری است. زیرا ایمان آوردن و نجات یافتن از شنیدن کلام خدا آغاز میشود.
رومیان ۱۰: ۱۳- ۱۴
این نجات که از بشارت آغاز میشود، به دریافت حیات ازلی شخص منجر میشود و این دقیقا همان دلیلی است که عیسی مسیح بر بالای صلیب مرد.
یوحنا ۹: ۳۵- ۳۹
همانطور که مسیحیت بدون شخصیت خدایی عیسی مسیح هیچ معنایی ندارد، ایمان مسیحی نیز بدون بشارت دادن به این خداوندی عیسی مسیح ، ایمانی زنده نیست. وقتی ما بشارت میدهیم، فرقه و عقیده و باور خودمان را بشارت نمیدهیم بلکه خود کتابمقدس را و آنچه در آن به ما تعلیم داده شده است.
بشارت دادن یک پیشنهاد یا یک میل شخصی با یک سلیقۀ گروهی نیست، یک فرمان مستقیم از جانب خود عیسای خداوند است؛ اجرا نکردن این فرمان، نااطاعتی به فرمان خداوند و نجات دهندۀ ماست.
متی ۲۸: ۱۸- ۲۰
لوقا ۲۴: ۴۸
کلیسای اولیه تمام قوت خودش را در راستای بشارت دادن به عیسای قیام کرده و انجیل نجات بخش صرف میکرد.
اعمال رسولان ۱: ۸ و ۵: ۴۲ و ۸: ۴ و ۱۲ و ۲۶ و ۱۶- ۱۸
پولس رسول به ایمانداران کولسی مینویسد که انجیل مسیح به تمام دنیای آن روز بشارت داده شده است.
کولسیان ۱: ۲۳
بشارت دادن چیست؟
اما بشارت دادن، به زبانی ساده آن: در میان گذاشتن خبر مرگ و رستاخیز عیسای مسیح بر طبق کتاب مقدس میباشد: عیسای مسیح که خدای متجسم بود، به روی زمین آمد، برای گناهان ما بر بالای صلیب مرد، دفن شد، روز سوم قیام کرد و امروز زنده است و با ایمان آوردن به او، شخص توسط ایمان به خداوندی عیسای مسیح، نجات را دریافت خواهد کرد، یعنی دریافت حیات ازلی و زیستن در جلال خدا.
اول قرنتیان ۱۵: ۳- ۴
اعمال رسولان ۲: ۳۲- ۴۰
اعمال رسولان ۱۷: ۳۱
اساس و اصول بشارت دادن بر طبق کتاب مقدس چند شالودۀ اساسی بشارت را اینگونه قید میکند:


الف- باید بر اساس خداوندی عیسای مسیح باشد. نجات در کس دیگری جز عیسی مسیح برای ما مهیا نشده است.( اول قرنتیان ۱: ۲۳ و اعمال ۴: ۱۲ و یوحنا ۱۴: ۶ و اعمال ۲۰: ۲۱ )
ب- باید نیت و قصد بشارت در ما باشد. ( یوحنا ۴: ۳۹- ۴۲)
پ- باید با هدایت روح القدس باشد. ( اعمال ۱: ۸ و ۲: ۴۳ و ۱۳: ۱- ۳ و ۱۰: ۱۹- ۲۰ )
ت- باید فرهنگ و زمینۀ سنتی مردمی که به آنها بشارت میدهیم را درک کنیم. (ملاقات نیقودیموس با عیسای مسیح یوحنا فصل ۳٫ ملاقات مسیح با زن سامری یوحنا فصل ۴٫ پولس رسول و بشارت دادن او در میزگرد روشنفکران یونانی اعمال فصل ۱۷ )*. ( * صفحات ۹۳- ۹۶ )
یک اصل اساسی در بشارت دادن
هر بشارتی به نجات و اعتراف ایمان شخص ختم نخواهد شد. فراموش نکنیم که ما نجات دهندۀ مردم نیستیم بلکه خود خدا. ما فقط خادمین رساندن خبر هستیم.
متی ۱۹: ۲۵- ۲۶
کار ما بشارت دادن و کار خداوند نجات دادن است.
مرقس ۴: ۲۶- ۲۹
اعمال روسولان ۱۳: ۴۶: ۴۸
سه اخطار بزرگ
در راه بشارت دادن انجیل عیسای مسیح باید از سه اخطار بزرگ جدا آگاه باشیم:
الف- نه انجیل دیگری. باید انجیل عیسای مسیح را بشارت بدهیم نه انجیل دیگری را. نه انجیل یا خبری که در اساس و آغاز خدمت عیسای مسیح نبوده، در کلیسای اولیه نبوده و در تاریخ کلیسا نبوده است. آنانی که انجیل شفا و خوشی و معجزه و ثروت و کامیابی و پیروزیها را بشارت میدهند، انجیل مسیح را بشارت نمیدهند بلکه انجیل خودشان را.
اعمال رسولان ۱۵: ۲۴
غلاطیان ۱: ۶- ۱۰
ب- آمادگی برای جفا دیدن. دنیای ما دنیای مخالفت با عیسای مسیح و انجیل اوست، در نظر نگرفتن، موعظه نکردن و بشارت ندادن آن، نقص عظیمی در بشارت ماست. پس با بشارت دادن انجیل باید آمادۀ ازار و جفا باشیم هم برای خودمان و هم برای آنهایی که به آنها بشارت میدهیم. مخالفت و مقاومت در برابر بشارت انجیل غیرقابل انکار و چشم پوشی است. اگر خود مسیح را برای بشارت دادن پادشاهی آسمانی  توهین و شکنجه و ازار دادند، ما نیز قطعا مستثنی نخواهیم بود. پس باید در زمان بشارت دادن انجیل نجات بخش با توجه به زمینۀ فرهنگی و دینی مردم، از خطرات و شکنجه و ازار انجیل هرگز کوتاهی نکنیم.
لوقا ۹: ۲۳- ۲۴ و ۱۴: ۲۵- ۳۰
یوحنا ۱۶: ۱- ۳
اعمال رسولان ۱۴: ۲۲
ت- هیچ شرمی در انجیل نیست. انجیل عیسای مسیح، خبر قوت و فیض و حیات ازلی خداست، پس هیچ شرمی در بشارت آن نباید باشد، اگر که به آن اینچین ایمان آورده ایم. پس در انجیل مسیح هیچ شرمی نیست.
رومیان ۱: ۱۶
اول قرنتیان ۱: ۱۷- ۱۹ و ۹: ۱۶
دوم تیموتائوس ۱: ۷- ۹

 

گفتاورد

برای یافتن تعمید در روح القدس چه باید کرد؟

۱- توبه کنید.

۲- تعمید آب بگیرید. البته لازمه تعمید در روح القدس تعمید آب نیست و نمونه هایی مانند اهل خانه کرنیلیوس وجود دارند که قبل از تعمید آب، تعمید در روح القدس را یافتند.

۳- از خدا درخواست کنید. بسیاری می ترسند که وقتی می خواهند از روح القدس پر شوند، امکان دارد از روح پلیدی پر شوند. عیسی مسیح فرمود: " حال اگر شما با همه بد سیرتی تان می دانید که باید به فرزندان خود هدایای نیکو بدهید، چقدر بیشتر پدر آسمانی شما روح القدس را به هر که از او بخواهد، عطا خواهد فرمود." (لوقا۱۱ : ۹-۱۳ را مطالعه کنید).

۴- می بایست تشنه روح القدس بود. یوحنا ۷: ۳۷-۳۹

۵- تعمید دهنده به روح القدس، خود شخص عیسی مسیح است. نزد او بیاییم. مسیح فرمود نزد من بیایید.

۶- بنوشید. آماده باشید تا از نهرهای آب زنده بنوشید و سیراب شوید.

۷- بدنهای خود را تسلیم روح القدس کنیم(اول قرنتیان ۶: ۱۹ و رومیان ۶: ۱۳) در انجیل متی ۱۲: ۳۴ مسیح می فرماید: " زبان از زیادتی دل سخن می گوید." زبان خود را تسلیم روح القدس کنیم تا آن را تحت کنترل خود قرار دهد.

گفتاورد

عیسی را که می دانید؟

در کلام و کتاب مقدس عیسی را اینگونه معرفی شده است :

عیسی پسر خداست(عبرانیان.۵:۱)
عیسی کلمه خداست (یوحنا ۱:۱).
عیسی کلمه حیات است (اول یوحنا ۱:۱)
عیسی پسر انسان است(لوقا ۱۰:۱۹)
عیسی خدای حق است(اول یوحنا ۲۰:۵)
عیسی خداست که در جسم ظاهر شد (اول تیموتائوس ۱۶:۳)
عیسی مظهر کامل ذات خداست (عبرانیان ۳:۱)
عیسی فروغ جلال خداست (عبرانیان ۳:۱)
عیسی صورت خدای نادیده است (کولسیان ۱۵:۱)
عیسی خالق آسمان و زمین و چیزهای نادیدنی است(کولیسان ۱۶:۱)
عیسی برتر از همه چیز است (کولسیان ۱۸:۱)
عیسی بره خداست که گناه را از جهان برمی گیرد(یوحنا ۲۹:۱)
عیسی کاهن اعظم است (عبرانیان ۱۱:۹)
عیسی شفیع ماست (اول یوحنا ۱:۲)
عیسی واسطه است(اول تیموتائوس ۵:۲)
عیسی انسان است (اول تیموتائوس ۵:۲)
عیسی پیامبر است (تثنیه ۱۸:۱۸)
عیسی رهاننده است (رومیان ۲۶:۱۱)
عیسی نجات دهنده است(لوقا ۱۱:۲)
عیسی اول و آخر، ابتدا و انتهاست (مکاشفه ۸:۱)(مکاشفه ۱۳:۲۲)
عیسی نان حیات است (یوحنا ۵۱:۶)
عیسی، مسیح است (لوقا ۲۰:۹)
عیسی مشاور شگفت انگیز است (اشعیا ۶:۹)
عیسی پدر سرمدی است (اشعیا ۶:۹)
عیسی خدای قدیر است(اشعیا ۶:۹)
عیسی سرور صلح و سلامتی است (اشعیا ۶:۹)
عیسی یهوه عدالت ماست (ارمیا ۶:۲۳)
عیسی سنگ اصلی بناست (افسسیان ۲۰:۲)
عیسی در است(یوحنا ۷:۱۰)
عیسی راه است(یوحنا ۶:۱۴)
عیسی راستی است(یوحنا ۶:۱۴)
عیسی عمانوئیل است یعنی خدا با ما (اشعیا ۱۴:۷)
عیسی نخست زاده از میان مردگان است (مکاشفه ۵:۱)
عیسی جیات جاودان است(اول یوحنا ۲۰:۵)
عیسی شبان اعظم است (عبرانیان ۲۰:۱۳)
عیسی شبان نیکوست (یوحنا ۱۱:۱۰)
عیسی سَر کلیساست(کولسیان ۱۸:۱)
عیسی آن قدوس است(اعمال ۱۴:۳)
عیسی همان «من هستم» است (یوحنا ۵۸:۸)
عیسی داور است(اعمال ۴۲:۱۰)
عیسی مرد عادل است (اعمال ۱۴:۳)
عیسی پادشاه است (متی ۵:۲۱)
عیسی شاه شاهان است(اول تیموتائوس ۱۵:۶)
عیسی رب ارباب است(اول تیموتائوس ۱۵:۶)
عیسی نور جهان است(یوحنا ۱۲:۸)
عیسی خودشید عدالت است (ملاکی ۲:۴)
عیسی شیری از طایفه یهوداست (مکاشفه ۵:۵)
عیسی مرد غمهاست(اشعیا ۳:۵۳)
عیسی استاد است (متی ۸:۲۳)
عیسی پیام آور (رسول) عهد است (ملاکی ۱:۳)
عیسی طبیب است(متی ۱۲:۹)
عیسی حکمت خداست (اول قرنتیان ۲۴:۱)
عیسی قدرت خداست (اول قرنتیان ۲۴:۱)
عیسی قیامت و حیات است (یوحنا ۲۵:۱۱)
عیسی خادم عادل است(اشعیا ۱۱:۵۳)
عیسی آدم دوم است (اول قرنتیان ۴۷:۱۵)
عیسی پسر داود است(متی ۲۷:۹)
عیسی معلم است (یوحنان ۲:۳)
عیسی تاک حقیقی است (یوحنا ۱:۱۵)

گفتاورد

چرا و چگونه باید کتاب مقدس را بخوانیم؟

در جواب به این سوال باید گفت دلایل زیادی برای خواندن کتاب مقدس وجود دارد هر چند که برای برخی از مردم این کتاب کسالت آور و بی ربط و نامرتبط به زندگیشان تلقی می کنند ولی در ادامه برایتان خواهم گفت که این گونه نیست؟

سه دلیل مهم برای خواندن و مطالعه کتاب مقدس :

۱- معروف ترین و مشهور ترین کتاب می باشد.

کتاب مقدس پرفروش ترین کتاب جهان است . برآورد میشود که ۴۴ میلیون کتاب مقدس هرساله به فروش میرسد و اینکه در کشور آمریکا طبق آماری که وجود دارد در هر خانواده  آمریکایی بطور متوسط ۶.۸ کتاب مقدس وجود دارد. مقاله ای در روزنامه تایمز نوشته بود (( داستان نویسان مدرن بریتانیایی و سریال های تلویزیونی را فراموش کنید کتاب مقدس هر ساله پرفروش ترین کتاب است )) همچنین نویسنده مقاله خاطر نشان می کند (( همه ترجمه های کتاب مقدس همیشه فروش خوبی دارد . آیا انجمن کتاب مقدس می تواند توضیحی دهد؟ از ایشان پرسیدم گفتند : خوب ٫ برای اینکه کتاب بسیارخوبی است .))

۲- بی همتا ترین و قوی ترین کتاب می باشد.

کتاب مقدس از قوی ترین و قدرتمند ترین کتاب جهان می باشد مانند ماده منفجره نیرومندی عمل می کند . یکی از نخست وزیران سابق انگلیس استانلی بالدوین در این خصوص چنین بیان می کند که : ((کتاب مقدس همانند ماده ی منفجره عمل می کند اما به شکل غریبی عمل می کند و هیج انسان زنده ای نمی تواند بگوید یا بداند این کتاب چگونه در طول سفرش در سراسر دنیا روح تک تک افراد را در ده هرازجای مختلف به سوی حیاتی نو ٫ دنیایی نو ٫ اعتقادی نو ٫ مفهومی نو ٫ و ایمانی نو سوق داده است.))

وقتی کتاب مقدس را در دست می گیرید و مشغول مطالعه آن می شوید چنان زنده و پر شور است که به سختی می توان آن را زمین گذاشت.

۳- کتاب مقدس با ارزشترین کتاب می باشد.

کتاب مقدس از با ارزش ترین کتاب می باشد ما در مزمور می خوانیم (( کلام خدا از طلا گرانبهاتر است )) . ملکه انگلستان به هنگام تاجگذاری کتاب مقدسی از سوی رییس مجمع عمومی کلیسای اسکاتلند دریافت کرد و این سخنان را از او شنید : (( این کتاب را بع شما می دهیم که ارزشمندترین چیزی است که این جهان از آن بهره مند است.)) 

کتاب مقدس باید مداوم در دستان ما باشد٫ در چشمان و گوش ها ٫در دهان ٫ . مهم تر از همه در دل ما باشد. کتاب مقدس روح را به ما برمی گرداند و وجدان ما را تسلی می دهد شاد می سازد به آن روح می بخشد و آن را عزیز می دارد. آن جواهر یا گنجی است عالی تر از همه طلا یا سنگ گرانبهایی.

چرا این کتاب چنین مشهور و قدرتمند و ارزشمند است ؟ عیسی مسیح فرمود :(( انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلام که از دهان خدا صادر شود)) . متی ۴-۴

خدا دایما و بصورت مستمر می خواهد که با قوم خود در ارتباط باشد و چنین نیز می کند و این کار را در وهله اول از طریق کتاب مقدس انجام می دهد.