صفحه 1
گفتاورد

تعمید چیست ؟ – بخش دوم

چطور باید تعمید گرفت؟

با نگاهی به فرقه‌های مختلف مسیحی متوجه می‌شویم که تعمید گرفتن انواع و اَشکال مختلف دارد. برخی کلیساها افراد را غسل تعمید می‌دهند و به‌طور کامل در آب فرو می‌برند، و برخی دیگر صرفاً بر آن‌ها آب می‌پاشند. ببینیم کتاب‌مقدس در این‌باره چه تعلیم می‌دهد؟

کتاب‌مقدس در این‌باره که ایمانداران را دقیقاً به چه صورت باید تعمید داد دستور صریحی نمی‌‌دهد. با توجه به‌معنای سمبولیک تعمید، درمی‌یابیم که تعمید هم نمایانگرِ دفن شدن است و هم نشانۀ قیام.

بنابراین فرو بردن ایمانداران در آب (غسل تعمید) عملِ دفن شدن را بهتر از پاشیدنِ آب بر آن‌ها نشان می‌دهد. در کتاب‌مقدس می‌خوانیم که وقتی یحیی در رود اردن تعمید می‌داد: «عیسی از آب برآمد» (انجیل متی ۳:‏۱۶)، که تلویحاً بدان معناست که او به‌هنگام تعمید به‌طور کامل در آب فرو برده شد.

بااینحال گرچه ظاهراً در کتاب‌مقدس تعمید به‌شیوۀ فرو رفتن در آب انجام می‌شده است، در هیچ جا به ما چنین دستوری داده نمی‌شود. تعمید دادن به اسم پدر، پسر و روح‌القدس بسیار مهم‌تر است از اینکه ایمانداران به چه صورت تعمید می‌گیرند. بهتر است کسی به شیوۀ پاشیدن آب تعمید بگیرد ولی از گناهان خود توبه کرده و به عیسای مسیح ایمان آورده باشد، و تعمیدش به اسم پدر، پسر و روح‌القدس باشد، تا اینکه کسی با فرو رفتن در آب تعمید بگیرد ولی توبه نکرده باشد. آنچه در وهلۀ نخست مهم است نه چگونگیِ تعمید گرفتنِ شخص، بلکه علتِ تعمید گرفتنِ اوست. بااینحال اگر می‌خواهید دقیقاً به شیوه‌ای که در کتاب‌مقدس معمول بوده تعمید بگیرید، به‌نظر می‌رسد برگِ برنده با شیوۀ فرو رفتن در آب باشد.

چه وقت باید تعمید گرفت؟

در عهد جدید، تعمید همیشه در پیِ ایمان آوردن و توبه کردنِ اشخاص صورت می‌گرفت. افراد معمولاً بلافاصله پس از ایمان آوردن به عیسی مسیح، تعمید می‌گرفتند. امروزه برخی کلیساها اطفال را نیز تعمید می‌دهند. برخی دیگر از کلیساها افراد نوایمان را بلافاصله تعمید نمی‌دهند. ببینیم نظر کتاب‌مقدس در این‌باره چیست؟

در هیچ جای کتاب‌ مقدس نمی‌خوانیم که اطفال یا نوزادان تعمید گرفته باشند. تعمید همیشه پس از توبه و ایمان است، اما هیچگاه پس از تولد نیست. غیرممکن است که نوزادان بتوانند ایمان بیاورند یا توبه کنند، و از این رو تعمید گرفتن‌شان نیز بی‌معناست. گذشته از این، کسانی که در بدو تولد تعمید داده می‌شوند ممکن است با رسیدن به سن بلوغ دچار ابهام و سردرگمی شوند، و تصور کنند از آن‌جا که در کودکی تعمید گرفته‌اند دیگر نیازی به توبه و تولد تازه ندارند. تعمید دادن نوزادان ممکن است باعث شود در آن‌ها نوعی احساس امنیت کاذب در مورد نجات به‌وجود آید – امنیتی که مطابق کتاب‌مقدس نیست. اگر والدین می‌خواهند تولد نوزادشان با نوعی مراسم دینی همراه باشد، می‌توانند او را به‌جای تعمید دادن، در کلیسا به خداوند تقدیم نمایند و از کشیش بخواهند برای‌ نوزادشان دعا کند.

همچنین بسیاری از کلیساها تنها پس از مدت‌ها انتظار به نوایمانان اجازه تعمید می‌دهند. این امر می‌تواند باعث شود فردِ نوایمان احساس سرخوردگی کرده، فکر کند به او به‌عنوان عضو درجه دوی کلیسا نگریسته می‌شود. علتِ دوران انتظار یا قائل شدن پیش‌شرط جهت تعمید افراد نوایمان، امنیتِ خود آن‌هاست، و هدف از این کار به‌هیچ وجه دلسرد کردنِ شخصِ تازه‌ایمان نیست. اکثر اشخاصی که در دوران عهد جدید تعمید می‌گرفتند از زمینۀ یهود بودند و اصولاً کلیسا از بطن چنین فرهنگی ظهور کرد. به‌همین جهت کسانی که به مسیح ایمان می‌آوردند اغلب دقیقاً می‌دانستند چه می‌کنند و ایمان آوردن به مسیح به چه معناست. کسانی که از سایر زمینه‌های فرهنگی به مسیح ایمان می‌آورند گاه برای درکِ کامل تصمیمی که گرفته‌اند به‌مدت زمان بیشتری احتیاج دارند. نیز مهم است که نوایمانان به‌خوبی دریابند که تعمید براستی به چه معناست، و به چه معنا نیست.

خیلی‌ها تصور می‌کنند با تعمید گرفتن خواهند توانست در کلیسای خود به مقام و منصبی برسند. برخی نیز فکر می‌کنند با تعمید گرفتن نجاتِ‌شان تضمین است. دوران انتظار قبل از تعمید که اغلب با گذراندنِ سلسله دروسی در این رابطه همراه است، به فردِ نوایمان کمک خواهد کرد ایمانِ تازه‌یافتۀ خود را به‌درستی درک کند و به مفهوم تعمیدی که خواهد گرفت به‌خوبی پی ببرد. قائل شدنِ چنین دوران انتظاری به‌هیچ وجه به این معنا نیست که فرد نوایمان در ایمان خود ضعیف است یا ایمانش حقیقی نیست. تعمید گرفتن به این معنا نیست که فرد ایماندار از این پس "مورد قبول" است. زندگی دگرگون‌شدۀ یک ایماندار توبه کرده بسیار مهم‌تر است از موضوع تعمید. اگر ایمانداری براستی به مسئولیت‌هایی که دارد عمل کند و آن‌ها را جدی بگیرد، هنگامی که فرصتِ تعمید فرارسد، آماده خواهد بود.

وقتی ما غسل میشویم همان راهی را میرویم که مسیح رفت در آن زمان مسیح از ناصریه در جلیل آمد و در اردن از یحیی غسل تعمید گرفت(انجیل مرقص باب ۱ ایه ۹) مسیح فرمان غسل شدن به ما داده پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر پسر و روح القدس غسل تعمید دهید و به آنان تعلیم دهید که هر انچه به شما فرمان داده ام به جا آورند(انجیل متی باب ۲۸ ایه ۱۹ و ۲۰) غسل نشانه باور ماست و بسیاری از اهالی قرنتس که پیام پلوس را شنیدند غسل تعمید کردن غسل نشانه ان است که ما مسبح را پذیرفته ایم چراکه به فرمان او گردن نهادیم از اینجا میدانیم او را میشناسیم که از احکامش اطاعت میکنیم(اول یوحنا باب۲ ایه۳) .

معنای غسل تعمید چیست؟

غسل تعمید تجسمی است از مرگ مسبح دفن شدن و قیامش از مردگان …مسیح در راه گناهان ما مرد… دفن شد… در روز سوم از مردگان برخاستن(اول قرنتیان باب۱۵ ایه ۳ و ۴) …زمانی که در غسل تعمید با او مدفون گشتید هم چنین در غسل تعمید با او زنده می شوید( کولسیان باب۲ ایه۱۲) غسل تعمید تجسمی است از زندگی جدید در مسیحیت پس اگر کسی در مسیح باشد خلقتی تازه است چیزهای کهنه در گذشت همه چیز تازه شده است( دوم قرنطیان باب۵ ایه۱۷) با غسل تعمید یافتن در مرگ با او دفن شدیم تا همانگونه ما نیز درزندگی نوینی گام برداریم(رومی هاباب۶ ایه۴) غسل تعمید نمیتواند شما را ایماندار کند این غسل تعمید نیست که شما را حفظ میکنداین تنها میتواند اعتقاد بیاورد. ولی غسل تعمید این باور را به وجود می اورد کهخدا با ماست و ما مشمول بخشایش او هستیم. باور و غسل تعمید با هم رهایی خدایی است. به طور سسمبلیک غسل تعمیدمانند حلقه ازدواج است که نشانه تعلق قلبی شماست. آن آب نمونه تعمیدی است که اکنون نیز شما را نجات می بخشد. تعمیدی که نه زدودن الودگی تن بلکه تعهد وجدانی پاک است به خدا.(نامه اول به پطروس باب۳ ایه۲۱) زیرا به فیض و از راه ایمان نجات یافته اید این از خودتان نیست. بلکه عطای خداست. نه از اعمال تا هیچ کس نتواند به خود ببالد(نامه به افسسیان باب۲ ایه۸ و۹) ما غسل تعمید میشویم همان گونه که مسیح شد ٫ با غوطه ور شدن در اب. چون عیسی تعمید یافت بی درنگ از اب بر امد(انجیل متی باب۳ ایه۱۶) .

گپ

مسيح کیست؟

عیسی مسیح تجلي قابل روئيت خدابود كه در مقطعي خاص از زمان جسم گرفت و انسان شد و در ميان ما زيست تا كفاره گناهان ما را بپردازد همانطور که ما در کلام می خواهنیم : .يوحنا ۱: در ازل كلمه بود.كلمه نزد خدا بود. كلمه خود خدا بود. جسم گرفت در ميان ما ساكن شد براي نجات بشر روي صليب رفت و خونش ريخته شد. تمامی انسان ها بر روی زمین گناهکار هستند بواسطه خود خواهی که داشتند و از فرمان خدا سرپیچی کرده و از میوه درخت معرفت خورند و از نز خدا واند و بهشت برین دور گشتند . خداوند یگانه فرزند خود را برای بخشش گناهان ما و پرداخت کفاره گناهان بر روی صلیب رفت و کشته شد و بعد از سه روز زنده شد تا ما انسانها دوباره پاک شویم . دلهایمان با نور الهی پر شود و ارتباط قلبی خود را مستحکم و پایدار تر کنیم .

عیسی مسیح به ما آموخت که چگونه فروتن باشیم زیرا که در کلام می خوانیم : يوحنا۱۳: ۱۷-۱۳ شما مرا استادو خداوند مي خوانيد و درست مي گوييدچون همينطور نيز هست. حال اگر من كه خداوندواستاد شما هستم پاهاي شما را شستم شما نيز بايد پاهاي يكديگر را بشوييد. من به شما سرمشقي دادم تا شما نيز همينطور رفتار كنيد. چون مسلما خدمتكار از اربابش بالاتر نيست و قاصد نيز از فرستنده اش مهم تر نمي باشد. در زندگي سعادت در اين است كه به انچه مي دانيد عمل كنيد.

گپ

فرق بین مذهب مسیحیت و دیگر مذاهب – اسلام

از دیدگاه من و براساس آنچه که خوانده ام  دیده ام و لمس کرده ام ادیان دیگر آمدند تا راه را ، حقیقت را و راستی را نشان دهند و بگویند که ما چکارهای بکنیم که به آن برسیم ولی در مسیحیت یگانه راه راست حقیقت عیسی مسیح است . به نظر من دیوانگی است که انسان بوجود خدای واقعی اعتقاد داشته باشد ولی بر طبق معیارهای آن زندگی نکند.

تمام ادیانی که می شناسیم مانند اسلام و زرتشت و بودا و …. پیروان آنها به اعتقادات خود اهمیت داده و تعصب دارند چنانکه ما در کتاب مقدس در رومیان باب ۱۰:۲ می خوانیم ( من می دانم که آنان در دل خود چه غیرت و احترامی برای خداوند دارند …. ) این موضوع برای تمام پیروان ادیان گوناگون صادق است. اسلام برای پیروان خود شریعت را مطرح می کند و برای ما بیان می کند که چه کاری باید بکنیم و چه کاری نباید بکنیم کی نماز بخوانیم و کی نخوانیم چه زمان روزه بگیریم و …..  برای مسائل روز و سیاست و خلاصه برای همه چیز تعیین تکلیف شده است .

در زرتشت ما یاد می گیریم که گفتار نیک و پندار نیک و گفتار نیک داشته باشیم و برای ما اصولی را مطرح می کند همه خدا را دوست و دلشان می خواهد با کار ها و اعمالشان خدا را خشنود از خود نگهدارند و به او نزدیک شوند اما ما در ادامه کلام می خوانیم ( اما غیرت و احترام از روی درک و شناخت صحیح نیست ) . وقتی بررسی می کنیم می بینیم که راهی را که آنها برای نزدیک شدن به خدا طی می کنند اشتباه است . هیچ کس نمی تواند  تمام شریعت را مو به مو تمام آن را در طی دوران حیات خود اجرا کند ٫ شریعت دو اشکال اساسی و بزرگ دارد :

اول اینکه  : در باره بی گناه بحساب آمدن و آمرزش از را شریعت موسی فرمود که  رومیان ۱۰-۵  ( شخص در صورتی ممکن است بخشیده شود و بی گناه بحساب آید که بتواند کاملا خوب باشد و در مقابل وسوسه ها مقاومت کند و یک بار نیز گناه نکند ) . اگر با خود رو راست بوده و به زندگی خود نگاه کنیم خواهیم دید که در جاهای از زندگی خود بالاخره دچار لغزش و سستی شده ایم هر چقدر هم که مومن باشیم و به کار خود مطمن باشیم.

دوم اینکه : شریعت نمی تواند راهکاری برای پاک کردن و بخشش گناهان ما کاری صورت بدهد و این یکی دیگر از اشکالات مهم شریعت می باشد. بنابراین دست به کارهای غیر انسانی می زند مانند قطع کردن دست یک دزد و یا سنگسار کردن فرد زنا کار و مثال های از این دست . ولی آیا با این کارها گناهان ما پاک می شود ؟ در جواب باید گفت خیر همچنان گناهان ما سر جای خود باقی می باشد.

در کلام آمده : یعقوب ۱۰:۲-۱۱ ( کسی که همه احکام خدا را مو به مو اجرا کند ولی در یک امر کوچک مرتکب اشتباه شود به اندازه کسی مقصر است که همه احکام  خدا را زیر پا گذاشته است زیرا همان خدایی که گفت زنا نکنید این را نیز گفت که قتل نکنید پس اگر زنا نکنید اما مرتکب قتل شوید به هر حال از حکم خدا سر پیچی کرده اید و در برابر او مقصر می باشید.)
مسیحیت یک فرق اساسی و بسیار بزرگ با تمام ادیان ، راهها و فلسفه ها دارد و آن این است که در تمام ادیان و راههای دیگر انسان بسوی حقیقت و خدا حرکت می کند ولی در مسیحیت خدا بسوی انسان می آید تا او را بازیافت کند او را نجات دهد تا گناه نکند.
تمام ادیان این فاصله و دوری را بین خالق و مخلوق قبول دارند ، فاصله ای که از ابتدا اراده خدا نبود ولی بخاطر گناه و نا اطاعتی انسانها از خدا بوجود آمد. فاصله ای که میان خدای قدوس و انسان گناهکار وجود دارد ، هیچ انسانی ، هیچ مکتبی ، هیچ دینی و هیچ فلسفه ای نمی تواند پر سازد. انسانها همه گناهکارند و طبق عدالت خدا همه باید بمیرند. حتی بنیانگذاران ادیان دیگر هم بارها از خدا طلب آمرزش می کردند و آنها هم بدون گناه نبودند. تنها کسی که می تواند این فاصله و شکاف را از بین ببرد ، عیسی مسیح است. او بعنوان خدای کامل و انسان کامل ،خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک کرد. او بعنوان یگانه انسان بی گناه به نمایندگی از طرف همه انسانها مجازات مرگ را پذیرفت تا با خون خود ما را نجات بخشد.
نام او عیسی یعنی نجات دهنده است پس بهتر است کمی بیشتر تفکر و مطالعه داشته باشیم و گول برخی از افراد بی کفایت و تالایف و نا آگاه را نخوریم.

باشد که نور روشنایی و حقیقت خداوند  قلب ها و ذهن های ما را روشن سازد. آمین

گفتاورد

دعای نجات چیست؟

می‌توانید با یک دعای ساده و صمیمی که از روی ایمان باشد، اینطور با خدا صحبت کنید: ای خدای پاک و مقدس، من می‌دانم که بر طبق کلام تو، کتاب مقدس، گناهکار و از جلال تو محروم هستم. من قبول دارم که عیسی مسیح خداوند، بخاطر گناهان من، به صلیب کشیده شد و جانش را برای پرداخت جریمه گناهان من داد. قبول دارم که او سومین روزبعد از مرگ دوباره زنده شد و زنده است. پدر آسمانی، از تو خواهش می‌کنم گناهان مرا بیامرز و پاک کن و به من حیاتی جدید و ابدی در خودت ببخش. به اسم عیسی مسیح دعا می‌کنم،پس این لحظه ، با ایمان قلبی اعتراف میکنم که عیسی مسیح را به عنوان منجی ، پادشاه و خداوند زندگیم می‌‌پذیرم و به واسطهٔ این اعتراف، مقام فرزندی و وراثت خداوند فیض را دریافت میکنم.

آمین