صفحه 1
استاندارد

اهمیت شام خداوند/ عشاء ربانی مسیحیان چیست؟

مطالعه درباره عشاء ربانی تجربه ایست که بعلت عمق مطلب جان را تکان می دهد. در عید قدیمی فصح و غروب مرگش بود که عیسی غذای دسته جمعی مهمی ترتیب داد که ما تا به امروز آنرا انجام می دهیم. این قسمت مهمی از پرستش مسیحیان است. این ما را بیاد مرگ خداوندمان و قیام او می اندازد و اینکه منتظر بازگشت پر جلالش در آینده باشیم.

عید فصح مقدس ترین عید سال دینی یهودیان بود. این عید بلای آخر در مصر را بیاد آنها می آورد که نخست زاده مصریان مردند و اسرائیلیان بعلت خون بره ای که به چهار چوب در هایشان پاشیده بودند زنده ماندند. بعد بره را پختند و با نان فطیر خوردند. فرمان خدا این بود که این عید نسل اندر نسل برگزار شود. این داستان در کتاب خروج ۱۲ نوشته شده است.

در ضمن شام آخر- عید فصح – عیسی نان را گرفت و خدا را شکر کرد. در حالیکه نان را پاره می کرد و به شاگردان می داد، گفت، "این است جسد من که برای شما داده می شود. این را بیاد من بجا آرید و همچنین بعد از شام پیاله را گرفت و گفت این پیاله عهد جدید است در خون من که برای شما ریخته می شود" (لوقا ۲۲ : ۱۹-۲۱). او عید را با یک سرود خاتمه داد (متی ۲۶ :۳۰)، و شب به کوه زیتون رفتند. در آنجا بود که همانطور که نبوت شده بود یهودا به عیسی خیانت کرد. روز بعد او مصلوب شد.

موضوع عشاء ربانی در اناجیل آمده است (متی ۲۶: ۲۶-۲۹ ، مرقس ۱۴ : ۱۷-۲۵ ، لوقا ۲۲: ۷-۲۲ و یوحنا ۱۳ : ۲۱-۳۰). پولس رسول در مورد عشاء ربانی در ۱ قرنتیان ۱۱: ۲۳-۲۹ نوشته است. پولس عبارتی گفته است که در اناجیل نوشته نشده است: "پس هر که بطور ناشایسته نان را بخورد و پیاله خداوند را بنوشد مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود. اما هر شخص خود را امتحان کند و بدینطور از آن نان بخورد و از آن پیاله بنوشد. زیرا هر که می خورد و می نوشد فتوای خود را می خورد و می نوشد اگر بدن خداوند را تمییز نمیکند" (1 قرنتیان ۱۱: ۲۷-۲۹). ممکن است ما بپرسیم منظور از "بطور ناشایسته" در نان و پیاله شریک شدن یعنی چه. ممکن است معنی آن این باشد که معنی واقعی نان و پیاله از بین برود و بهای سنگینی که نجات دهنده ما برای نجات ما پرداخت فراموش شود. و یا ممکن است معنی آن این باشد که مراسم مراسمی مرده و تشریفاتی بشود و یا اشخاص با گناه اعتراف نشده به شام خداوند نزدیک شوند. برای انجام دستور عمل پولس، قبل از اینکه نان بخوریم و از پیاله بنوشیم، باید خودمان را تفتیش کنیم.

عبارت دیگری که پولس گفت و در اناجیل نیست این است که "زیرا هر گاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید موت خداوند را ظاهر می نمایید تا هنگامیکه باز آید" (1 قرنتیان ۱۱ : ۲۶). این به دوران انجام مراسم زمان مشخصی می دهد – تا بازگشت خداوند. از این عبارات مختصر یاد می گیریم که چطور عیسی دو عنصر ضعیف را بعنوان سمبل بدن و خونش انتخاب کرد و از آنها بعنوان نشانه ای از مرگش استفاده کرد. این نشانه یک مرمر کنده کاری شده و یا قالب برنجی نبود، بلکه نان بود و شراب.

او اعلام کرد که نان سمبل بدن اوست که شکسته می شود. استخوان شکسته ای در کار نبود، اما بدن او آنقدر شکنجه شده بود که بسختی قابل تشخیص بود (مزمور ۲۲ : ۱۲-۱۷، اشعیاء ۵۳ : ۴-۷). شراب سمبل خون اوست، نشانه مرگ وحشتناکی که باید بزودی تجربه می کرد. او، پسر کامل خدا، نبوت های بیشماری را که در عهد عتیق درباره نجات دهنده پیشگویی شده بود تکمیل کرد (پیدایش ۳ : ۱۵، مزمور ۲۲ ، اشعیاء ۵۳). وقتی او گفت، "این را بیادگاری من انجام دهید،" منظورش این بود که این رسم باید در آینده هم ادامه پیدا کند. بعلاوه منظورش این بود که عید فصح، که باید یک بره قربانی می شد و سمبل قربانی شدن بره خدا بود که گناه جهان را بر می دارد، در شام خداوند تکمیل شد. عهد جدید جای عهد عتیق را گرفت وقتیکه مسیح، بره عید فصح (۱ قرنتیان ۵ :۷)، قربانی شد (عبرانیان ۸: ۸-۱۳). دیگر به مراسم قربانی احتیاجی نبود (عبرانیان ۹: ۲۵-۲۸). شام خداوند/عشاء ربانی مسیحیان یک یادآوریست از آنچه مسیح برای ما انجام داد و جشن ایست برای آنچه ما در نتیجه قربانی او دریافت می کنیم.

استاندارد

چرا باید دعا کنیم اگر خدا آینده را می داند و خودش در کنترل همه چیز است؟

برای مسیحیان، دعا مثل تنفس کردن است. آسانتر است که دعا کنیم تا اینکه اینکار را انجام ندهیم. ما بدلایل مختلف دعا می کنیم. یکی اینکه دعا یک نوع خدمت خدا (لوقا ۲ : ۳۶-۳۸) و اطاعت از اوست. ما دعا می کنیم چون خدا به ما فرمان می دهد که دعا کنیم (فیلیپیان ۴ : ۶-۷). نمونة دعا را مسیح به کلیسای اولیه داد (مرقس ۱ : ۳۵، اعمال رسولان ۱ : ۱۴، ۲: ۴۲، ۳: ۱، ۴: ۲۳-۳۱، ۶: ۴، ۱۳: ۱-۳).اگر عیسی فکر می کرد ارزش دارد که دعا کند، ما هم باید همین فکر را داشته باشیم. اگر او نیاز داشت دعا کند تا در ارادة خدا بماند، چقدر بیشتر ما نیاز به دعا داریم؟

دلیل دیگری که باید دعا کنیم این است که خدا می خواهد دعا روش انجام راه حل او برای بسیاری از موقعیتها باشد. ما از دعا برای تصمیم گیریهای بزرگ (لوقا ۶: ۱۲-۱۳)، پیروزی بر موانع شریر (متی ۱۷: ۱۴-۲۱)، جمع کردن کارگران برای حصاد (لوقا ۱۰: ۲)، بدست آوردن قدرت برای غلبه بر وسوسه (متی ۲۶: ۴۱)، و بعنوان راهی برای بنای روحانی دیگران (افسسیان ۶: ۱۸-۱۹) استفاده می کنیم.

ما با درخواستهای بخصوصی نزد خدا می آییم و وعدة خدا را داریم که دعاهایمان باطل نخواهند بود، حتی اگر دقیقا آنچه برایش دعا کردیم بدست نیاوریم (متی ۶:۶، رومیان ۸: ۲۶-۲۷). او وعده داده است که وقتی ما برای چیزهایی که در ارادة او هستند دعا می کنیم، او به ما آنچه بخواهیم می دهد (۱ یوحنا ۵: ۱۴-۱۵). بعضی اوقات او با حکمتش و برای خیریت ما جواب را به تاخیر می اندازد. در این مواقع، ما باید با پشتکار دعا کنیم (متی ۷: ۷، لوقا ۱۸: ۱-۸). به دعا نباید بعنوان راهی برای دریافت خواسته هایمان بر زمین نگاه کنیم، در عوض باید به این عنوان نگاه کنیم که ارادة خدا بر زمین کرده شود. حکمت خدا بسیار بالاتر از حکمت ماست.

برای مواقعی که ما ارادة خدا را دقیقا نمی دانیم، دعا راهیست برای تشخیص ارادة او. اگر زن سریانی با دختر دیو زده اش به مسیح دعا نکرده بود، دخترش شفا نمی یافت ( مرقس ۷: ۲۶-۳۰). اگر مرد کور بیرون از اریحا مسیح را صدا نزده بود، همیشه کور می ماند (لوقا ۱۸: ۳۵-۴۳). خدا گفته است که ما اغلب بدست نمی آوریم چون درخواست نمی کنیم (یعقوب ۴: ۲). بعبارتی، دعا مثل بشارت دادن به مردم است. ما نمی دانیم که چه کسی به بشارت پاسخ مثبت می دهد مگر اینکه بشارت بدهیم. بهمین طریق، ما هرگز نتیجة دعا را نمی بینیم مگر اینکه دعا کنیم.

کمبود دعا، نشانة کمبود ایمان و عدم اعتماد به خداست. ما دعا می کنیم که ایمانمان به خدا را نشان بدهیم، که او چنانکه در کلامش وعده داده است به ما جواب می دهد و زندگی ما را بفراوانی و بیش از آنچه بخواهیم و یا امیدوار به آن باشیم برکت می دهد (افسسیان ۳ : ۲۰). دعا اولین کاریست که ما بوسیلة آن می توان کار خدا را در زندگی دیگران ببینیم. چون این روشی است که ما به قدرت خدا متصل می شویم، در نتیجه، این روش شکست دادن شیطان و لشگر اوست زیرا ما بقدرت خود نمی توانیم بر او پیروز شویم. بنابراین، کاش خدا ما را دائما در حضور تخت خود ببیند، زیرا ما در آسمان کاهن اعظمی داریم که می تواند همة مشکلات ما را درک کند (عبرانیان ۴: ۱۵-۱۶). ما وعدة او را داریم که دعای مرد عادل در عمل قوت بسیار دارد (یعقوب ۵: ۱۶-۱۷). در دعا با ایمان دائما بحضور او بیاییم تا خدا نامش را در زندگی ما جلال دهد. 

استاندارد

مسیحیت چیست و مسیحیان به چه چیزی ایمان دارند؟

باورهای اساسی مسیحیت در( اول قرنتیان فصل ۱۵ آیه های ۱ تا۴ )اینگونه بطور خلاصه بیان شده اند: "حال ای برادران، بگذاريد بار ديگر حقايق انجيل را بياد شما آورم، يعنی همان خبر خوشی را كه قبلاً به شما اعلام كردم و شما هم آن را با شادی پذيرفتيد و اكنون نيز ايمانتان بر همين پيغام عالی استوار است. همين خبر خوش است كه اگر واقعاً به آن ايمان داشته باشيد، باعث نجاتتان می‌گردد، مگر آنكه ايمانتان واقعی نباشد. من مهمترين حقايق انجيل را همانطور كه ديگران به من رساندند، به شما اعلام كردم، يعنی اين حقايق را كه مسيح طبق نوشته‌های كتاب آسمانی، جان خود را در راه آمرزش گناهان ما فدا كرد و مرد، در قبر گذاشته شد و روز سوم زنده گرديد و از قبر بيرون آمد، همانطور كه انبياء پيشگويی كرده بودند".

اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است. آنچه که مسیحیت را در مقایسه با سایر ادیان منحصر به فرد می کند این است که مسیحیت بیش از آنکه در رابطه با مراسم مذهبی باشد در مورد برقرار کردن یک رابطه نزدیک با خدا می باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار مسیح و خدمات روح القدس در زندگی ایمانداران است.

مسیحیان بر این عقیده اند که کتاب مقدس کلام الهام شدۀ خدا می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که آموزش های کتاب مقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. (دوم تیموتائوس فصل ۳ آیه ۱۶؛ دوم پطرس فصل ۱ آیه های ۲۰ تا ۲۱) مسیحیان به خدای یگانه اعتقاد دارند که در سه شخصیت پدر، پسر، و روح القدس وجود دارد.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه، بشریت را از خدا جدا ساخت (رومیان فصل ۳ آیه ۲۳ و فصل ۵ آیه ۱۲). مسیحیت می گوید که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد (فیلیپیان فصل ۲ آیه های ۶ تا ۱۱) و بر روی صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ دفن شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الان در دست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند (عبرانیان فصل ۷ آیه ۲۵). پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمه گناه بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیخته بین خدا و انسان را بازسازی می کند. (عبرانیان فصل ۹ آیه های ۱۱ تا ۱۴و فصل ۱۰ آیه ۱۰؛ رومیان فصل ۶ آیه ۲۳ و فصل ۵ آیه ۸)

مسیحیت می گوید، انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، باید به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به انجام رسانید، ایمان آورد. اگر شخصی ایمان داشته باشد که مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان او را پرداخت نموده و از مردگان قیام کرد، آن شخص نجات یافته است. هیچکس قادر نیست نجات را توسط کارهای خوب خودش بدست آورد. در واقع هیچکس نمی تواند آنقدر نیکو و بیگناه باشد که خدا را خشنود سازد زیرا همۀ ما گناهکار هستیم. (اشعیا فصل ۵۳ آیه ۶ و فصل ۶۴ آیه های ۶ تا ۷) علاوه بر این، چون مسیح تمام آنچه برای نجات ما لازم بود، تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی به آن اضافه کرد برای اینکه کاری که او انجام داد، کاملا برای نجات کافی است. به همین دلیل هنگامی که بر روی صلیب جان خود را فدا کرد، گفت: "تمام شد" (یوحنا فصل ۱۹ آیه ۳۰) این گفته به این معنی است که کار نجات تمام شد.

بر اساس مسیحیت، نجات یعنی آزاد شده از اسارت زندگی گناه آلود گذشته و برقرار کردن دوباره رابطه با خدا می باشد. زمانی ما برده و درخدمت گناه بودیم، ولی الان در خدمت عیسی مسیح هستیم (رومیان فصل۶ آیه های ۱۵ تا ۲۲). تا زمانیکه ایمانداران در این زندگی در بند گناه باشد همواره در وسوسه ارتکاب گناه خواهد بود. تنها راه پیروزی بر وسوسه و گناه این است که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از کتاب مقدس بسپارند و همواره تحت کنترل روح القدس زندگی کنند. زندگی تحت کنترل روح القدس بدین معنی می باشد که زندگی روزمره خود را تحت کنترل و راهبری روح القدس سپری کنیم. اجازه بدهیم که روح القدس افسار زندگی ما را در دستان خود بگیرد و ما نیز کاملا از او اطاعت کنیم.

در حالی که بسیاری از مذاهب پیروان خود را به اطاعت از یک سری قوانین مجبور می کنند، اما مسیحیت یعنی ایمان به اینکه عیسی مسیح که بر روی صلیب مُرد، جریمۀ گناهان را پرداخت نمود، و روز سوم از مُردگان برخاست. با مرگ مسیح بر روی صلیب تاوان گناهان ما پرداخت شده است، و حال ما می توانیم با خدا معاشرت داشته باشید. در مسیحیت می توانیم بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کنیم و در رابطه نزدیک و صمیمی با خدا زندگی کنیم ، این همان مسیحیتی است که کاملا بر اساس خواست و گفته کتاب مقدس است.

استاندارد

عید پاک چیست (Påsk) ؟

عید پاک، یکی از عید‌های بزرگ مذهبی است که در رابطه با زمان برگزاری و چگونگی فلسفه‌ی وجودی آن، که در اول بهار اتفاق می‌افتد ، اهمیت فراوانی دارد. می‌گویند که ، حضور این عید در این بُرش زمانی به معنی پیروزی زندگی و عشق بر مرگ و نفرت و بدی است. در زبان سوئـدی به عید «پاک»، «Påsk، پُسک»، 
می گویند.

واژه‌ی «Påsk»، یک واژه‌ی عبری است و در حقیقت شکلی از کلمه‌ی لاتین «Pasach» است، که «Paska» تلفظ می‌شده. در «یونان» و «روسیه» نیز همین واژه را مورد استفاده قرار می‌دهند. در زبان انگلیسی چندین کلمه را به‌کار می‌برند که باز هم ریشه در لغت «Pasach» دارد، مانند «Paschal»  و «Passover».

در کشور‌های دیگر رایج‌ترین واژه،Easter»» و در زبان آلمانی، «Ostern» است که باز هم ریشه در زبان عبری دارد. واژه‌ی اخیر،«Ostern» که در زبان آلمانی استفاده می‌شود، به نام خدای‌بانوی «Ostra» برمی‌گردد.

 

واژه‌ی«Pasach» که ریشه‌ی همه‌ی این وا‌ژه هاست، در زبان فارسی نیز به صورت «پاساژ» و به معنی محل عبورکردن و گذشتن می آید. در رابطه با عید «پاک» داستانی وجود دارد که به این شکل نقل می‌شود:

در زمان‌های بسیار دور و قبل از تولد عیسی مسیح، قوم یهود، به دلیل خشک‌سالی و کمبود غذا، به کشور مصر که کشوری ثروتمند بوده مهاجرت می‌کند. آنان که برای گذران زندگی و رهایی از درد و رنج فقر بدان جا رفته بودند، مورد استقبال چندانی قرار نمی گیرند. از این رو، سخت‌ترین و بدترین کارها با دستمزدی بسیار ناچیز به آنها واگذار می‌شود. کارفرمایان با آن‌ها مانند برده رفتار می‌کردند و با شلاق و شکنجه از آنها کار می‌کشیدند. گفته می‌شود که بیشتر بناهای سنگین و تاریخی مصر، مانند «اهرام ثلاثه»‌ و غیره به همین صورت ساخته شده‌است.

نقل است که  «موسی»، پیغمبر و رهبر یهودیان، نزد «فرعون» مصر می‌رود و از او می‌خواهد که قوم یهود را آزاد سازد. «فرعون» بدین امر راضی نمی‌شود و به همین جهت، مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد و بلاهای بسیار بر او و بر کشور مصر نازل می‌شود تا آن‌جا که «فرعون» مجبور می‌گردد یهودیان را آزاد سازد. از آن زمان به بعد چنان شبی را، «شب آزادی» نام نهاده‌اند. چنان که پیداست، عید «پاک» همیشه در آغاز بهار اتفاق می‌افتد. درست زمانی که طبیعت رو به گرما و نور می‌رود، زمین نفس می‌کشد و زندگی دوباره‌ی طبیعت آغاز می‌گردد.

با توجه به روایتی که نقل شد اهمیت عید «پاک» برای یهودیان تنها پیروزی گرما و روشنایی بر سرما و ظلمت نیست بلکه یادآور آزادی این قوم است از زنجیرهای اسارت و بردگی.

نکته قابل تأمل آن است که در شب آزادی یهودیان، آنان برای گریز از نابودی و مرگ، بر آن شدند که هر خانواده، یک گوسفند یا برّه تهیه کند و در تاریک و روشنای غروب، با قربانی آن حیوان و علامت‌گذاری بر درِب خانه‌ی خود با خون او، از دست فرشته‌ی مرگ رهایی یابد. باور یهودیان بر آن بود که اگر «عزرائیل» از جلو خانه‌ی آنان بگذرد و آثار خون را بر آن جا ببیند، آسیبی به آنان وارد نمی سازد. گفته می‌‌شود که یهودیان در واقع، در شب عید «پاک» مصر را ترک کردند و از طریق دریای سرخ به صحرای «سینا» و سپس به کشور «غنا» رفتند.

نکته‌ی برجسته در این داستان که به واژه‌ی «پاساژ» گره می‌خورد آنست که هم عبور فرشته‌ی مرگ را از جلوی خانه‌های یهودیان برساند و هم این که از کنار آنها بگذرد و از اندیشه‌ی آسیب رساندن به این قوم صرف‌نظر کند

با این که مراسم عید «پاک» به یهودیان اختصاص داشته اما بعد‌ها با بر صلیب کشیده شدن حضرت مسیح، نوعی درهم‌آمیزی میان آن‌ها راه یافته است. در عمل، همین نکته موجب شده که مسیحیان و از جمله سوئدی‌ها و کشورهای دیگر اروپایی، مراسم عید پاک را به شکل امروز برگزار کنند.

 

زمان عید «پاک» معمولا در فاصله‌ی  22 مارس تا ۲۵ آوریل است. باید گفت که در سال ۳۲۵ میلادی، مراسم عید «پاک» مسیحی از مراسم یهودی جدا شد و زمان مشخصی را به خود اختصاص داد. این زمان، دقیقاً پس از اول فروردین، ۲۰ یا ۲۱ ماه مارس است که با اعتدال ربیعی که برابری روز با شب است، انطباق پیدا می‌کند. پس از این روز است که منتظران عید «پاک» در اولین یکشنبه‌ی پس از دیدن ماه کامل و یا «بدر»، مراسم عید «پاک» را به جا می آورند. به همین دلیل است که تاریخ برگزاری این عید متغیر است.

 در رابطه با مراسم «کریسمس» که همیشه ثابت است، عید «پاک» می‌تواند با نخستین یکشنبه‌ی ۲۲ ماه مارس برابر باشد که در سال ۱۸۱۸ اتفاق افتاده است. همچنین ممکن است که در  25 آوریل اتفاق بیفتد که چنین زمانی در سال ۲۲۸۵ میلادی خواهد بود. از نظر زمانی قابل توجه است که در سال ۱۹۴۳ میلادی نیز عید «پاک» در ۲۵ ماه آوریل برگزار شده و نوبت بعد در سال ۲۰۳۸ میلادی خواهد بود.

در سوئد و کشورهای اروپای شمالی، پیش از گرایش به دین مسیح، مردم، خدایان خاص خود را پرستش می‌کرده‌اند و جشن‌هایی هم که در این کشور‌ها از جمله سوئد برگزار می‌شده، در رابطه با تغییر فصل‌ها و دگرگونی طبیعت و یا کشت و برداشت محصول بوده است.

موضوع تأمل انگیز آنست که در این کشورها نیز جشنی بزرگ و باشکوه در آغاز بهار  و درست زمانی که طول روز و شب برابر می‌شده و طبیعت رو به نور و گرما می‌رفته‌، برگزار می‌شده است. مردم برای کشت بهتر و پربارتر محصولات خود، معمولاً حیوانی را قربانی می‌کرده‌اند. برگزاری این سنت شباهت بسیاری با مراسم فدیه دادن ایرانیان قدیم به خدای باران و باروری دارد. حتی مراسم سیزده بدر که با رفتن به صحرا و انداختن سبزه در آب توأم است، ریشه در همین باور دارد.

 

در اروپا این سنت و برخی سنت‌های دیگر، همه به جشن عید «پاک» منتقل گردید. این‌که زندگی دوباره‌ی طبیعت، همزمان با بازگشت مسیح باشد، انتخاب زمانی بسیار مناسبی بوده است.

استاندارد

نکاتی در مورد غسل تعمید؟

آیا برای شما نیز به عنوان یک ایماندار این سوال پیش آمده است چرا باید تعمید ما با آب صورت گیرد؟ در کتاب مقدس به این موضوغ بخوبی و روشنی پاسخ داده شده است که من در اینجا برخی از آیات اصلی که اشاره مستقیم به این موضوع را دارد برایتان بازگو خواهم کرد.


متی ۲۸: ۱۹-۲۰ – … همه امتها را شاگرد سازید … و ایشان را به اسم اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهید.
مرقس ۱۶: ۱۶ – هر که ایمان آورده، تعمید یابد، نجات یابد.
یوحنا ۳: ۵ – … اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود.
اعمال ۲: ۳۸ – توبه کنید و … به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید.
اعمال ۲۲: ۱۶ – … تعمید بگیر و نام خداوند را خوانده، خود را از گناهانت غسل بده.
رومیان ۶: ۳-۴ – پس چونکه در موت او تعمید یافتیم، با او دفن شدیم.
غلاطیان ۳: ۲۷ – زیرا همه‌ شما که‌ در مسیح‌ تعمید یافتید، مسیح‌ را در بر گرفتید.
افسسیان ۵: ۲۵-۲۶ – مسیح‌ هم‌ کلیسا را محبت‌ نمود … تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید.
تیطس ۳: ۵ – (مسیح) ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌.
عبرانیان ۱۰: ۲۲ – … دلهای‌ خود را از ضمیر بد پاشیده‌ و بدنهای‌ خود را به‌ آب‌ پاک‌ غسل‌ داده‌، نزدیک‌ بیاییم‌.
اول پطرس ۳: ۲۱ – … که‌ نمونه‌ آن (یعنی نمونه آب طوفان در زمان نوح) ‌ یعنی‌ تعمید اکنون‌ ما را نجات‌ می‌بخشد، بواسطه‌ برخاستن‌ عیسی‌ مسیح‌.
تعمید آب چیست؟
تعمید آب یعنی به کار گرفتن آب بر شخص، چه بوسیله پاشیدن، یا ریختن آن بر وی، یا غوطه ور ساختن او در آن، که بنا به حکم مسیح در متی ۲۸: ۱۹ به اسم اب و ابن و روح‌القدس انجام گیرد.
یهودیان در روزگار عهد عتیق مراسمی شبیه به تعمید آب را به جا می‌آوردند. این مراسم، ختنۀ پسر نوزاد، در هشتمین روز پس از تولدش بود (پیدایش ۱۷: ۱۰-۱۴). پولس رسول می‌گوید که ایمانداران به مسیح نباید مراسم ختنۀ جسمی را به جا آورند (اعمال ۱۵: ۱-۲۹؛ غلاطیان ۵: ۲). بسیاری از دانشمندان کتاب مقدس بر این عقیده اند که معنی کولسیان ۲: ۱۱-۱۲ این است که تعمید آب جایگزین ختنه جسمی شده است؛ و این مراسم به «ختنۀ روحانی» ما توسط خود مسیح مرتبط می‌شود که در آن طبیعت گناه آلود ما از زندگی ما «بیرون افکنده» می‌شود.
یحیای تعمید دهنده به جهت آمرزش گناهان به تعمید توبه موعظه می‌کرد (مرقس ۱: ۴). اما این تعمید همان تعمید مسیحی نبود. پس از مرگ و قیام مسیح، دیگر تعمید یحیی برای مسیحیان کافی محسوب نمی‌شد (اعمال ۱۸: ۲۵)؛ افسسیانی که قبلا تعمید یحیی را یافته بودند، مجددا به نام خداوند عیسی تعمید گرفتند (اعمال ۱۹: ۱-۷). اما تنها یک تعمید مسیحی وجود دارد (افسسیان ۴: ۵).
خود عیسی به دست یحیی در رود اردن تعمید گرفت (متی ۳: ۱۳-۱۷). اگر چه عیسی عاری از گناه بود و نیازی به توبه نداشت، تعمید گرفت تا تمام عدالت را به کمال برساند (متی ۳: ۱۵). در واقع پس از تعمید او در آب، روح‌القدس بر او نازل شد و به او برای خدمت قدرت بخشید (مرقس ۱: ۱۰).
عیسی مرگ خود را بر صلیب «تعمید» نامید (لوقا ۱۲: ۵۰). تعمید مرگ عیسی و قیام او، بنیان تعمید ما است، یعنی دلیلی است برای این نکته که چرا ما می‌توانیم تعمید یابیم (رومیان ۶: ۳-۴؛ کولسیان ۲: ۱۲؛ اول پطرس ۳: ۲۱).
کلیسا، از همان ابتدای تاریخ خود، از حکم عیسی پیروی کرده و ایمانداران جدید را تعمید داده است. نمونه‌هایی از تعمید مسیحی که در عهد جدید بیشتر جلب توجه می‌کنند، عبارتند از: اعمال ۲: ۱۴، ۸: ۱۲، ۸: ۳۸، ۱۰: ۴۸، ۱۶: ۱۵، ۱۶: ۳۳، ۱۹: ۱-۵ . در بسیاری از این آیات، تعمید آب بلافاصله پس از اعتراف ایمان به مسیح انجام می‌شود. چند مورد از این موارد، شامل تعمید تمام خانواده می‌شود (اعمال ۱۰: ۴۸، ۱۶: ۳۱-۳۳).
تعمید منحصر به مسیحیت نیست. قبل از ظهور مسیح، اشخاص غیر یهودی که دین یهود را می‌پذیرفتند، اغلب در آب تعمید می‌گرفتند. در برخی از مذاهب «رمزی» یونان باستان نیز از اشخاص خواسته می‌شد تا تعمید گیرند؛ در این مذاهب، به جای آب، خون بر سر تعمید گیرنده چکانده می‌شد.
چرا باید تعمید آب بیابیم؟
خداوند عیسی به ما حکم کرد که ایمانداران جدید را تعمید دهیم (متی ۲۸: ۱۹). تقریبا در تمامی فرهنگها و کشورها، تعمید آب به عنوان نشانه ترک نمودن مذهب قدیمی و گرویدن به مسیحیت تلقی می‌شود. این اقدام یکی از گامهای مقدماتی نجات محسوب می‌شود (اعمال ۲: ۳۸). عیسی نیز وعده نجات را با تعمید مرتبط می‌سازد (مرقس ۱۶: ۱۶). در تاریخ کلیسا، نظرات متفاوتی در مورد رابطه تعمید و نجات مطرح شده است.
برخی از مسیحیان بر این عقیده اند که تعمید یکی از «ابزار فیض» است، یعنی یکی از طرقی است که فیض خدا به ما بخشیده می‌شود. مهم ترین ابزار فیض، کلام خدا است (رومیان ۱۰: ۱۷؛ اول پطرس ۱: ۲۳). این دسته از مسیحیان بر این عقیده اند که فیض خدا از طریق تعمید آب نیز شامل حال ما می‌شود. حتی در تعمید آب نیز عامل مهم، کلام مکتوب خدا است (افسسیان ۵: ۲۶). این مسیحیان معتقدند که ما در تعمید، هم دارای نشانۀ مرئی هستیم (آب)، و هم دارای عطایی درونی و روحانی (اتحاد با مرگ و قیام …

… ایمان انجام می‌شود، زندگی ما حقیقتا با مسیح مدفون می‌شود و با او قیام می‌یابیم (رومیان ۶: ۳-۴؛ کولسیان ۲: ۱۲)، و مسیح را در بر می‌گیریم (غلاطیان ۳: ۲۷). بر اساس کلام پطرس در اعمال ۲: ۳۸ که می‌گوید به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید، این مسیحیان بر این عقیده اند که توسط تعمید آب، ما به شکلی خاص آمرزش گناهان را می‌یابیم. در اول پطرس ۳: ۲۱ پطرس در مورد آن تعمیدی می‌نویسد که اکنون ما را نجات می‌بخشد … بواسطۀ برخاستن عیسی مسیح. پطرس می‌فرماید که این تعمید، دور کردن کثافت جسم نیست، بلکه شستشوی روحانی است که نتیجه آن، ضمیر صالح است. به این ترتیب، این دسته از مسیحیان معتقدند که در تعمید، گناهان ما عملا «شسته» می‌شود و ضمایر یا وجدانهای ما حقیقتا پاک می‌گردد (اعمال ۲۲: ۱۶؛ افسسیان ۵: ۲۶؛ تیطس ۳: ۵؛ عبرانیان ۱۰: ۲۲). از دیدگاه آنان، تعمید عملا ختنۀ روحانی ما و به معنی بیرون کردن بدن جسمانی است (کولسیان ۲: ۱۱-۱۲). عیسی فرمود … اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود (یوحنا ۳: ۵). این مسیحیان معتقدند که واژۀ «آب» در این آیه، به تعمید آب اشاره می‌کند، آب به تنهایی هیچ اثری ندارد، اما در آیین تعمید، آب وقتی آنگونه که خدا حکم کرده است، به همراه کلام مورد استفاده قرار می‌گیرد (مرقس ۱۶: ۱۶؛ افسسیان ۵: ۲۶)، موثر واقع می‌شود. در تعمید، خدا فیض خود را به انسان عطا می‌کند، اما این فیض باید با ایمان دریافت شود. بدون ایمان به کلام وعدۀ خدا، ما هیچ بهره‌ای نمی‌بریم. تعمید آب به خودی خود ایمان ما را به کلام وعده خدا تقویت می‌کند. …